جمیله کدیور – روزنامه اطلاعات|ونزوئلا در سال‌های اخیر یکی از اصلی‌ترین میدان‌های تقابل دولت‌های مستقل در جنوب جهانی با امپریالیسم آمریکا بوده‌است؛ جایی که دولت ایالات متحده با سیاست «فشار حداکثری» و تلفیقی از تحریم‌های فلج‌کننده، مصادره دارایی‌ها، محاصره مالی، تهدید نظامی، به‌رسمیت‌شناختن دولت موازی و تلاش‌های علنی برای دستگیری یا سرنگونی رئیس‌جمهور قانونی این […]

جمیله کدیور – روزنامه اطلاعات|ونزوئلا در سال‌های اخیر یکی از اصلی‌ترین میدان‌های تقابل دولت‌های مستقل در جنوب جهانی با امپریالیسم آمریکا بوده‌است؛ جایی که دولت ایالات متحده با سیاست «فشار حداکثری» و تلفیقی از تحریم‌های فلج‌کننده، مصادره دارایی‌ها، محاصره مالی، تهدید نظامی، به‌رسمیت‌شناختن دولت موازی و تلاش‌های علنی برای دستگیری یا سرنگونی رئیس‌جمهور قانونی این کشور، عملاً حاکمیت ملی ونزوئلا را هدف قرار داده‌است.

تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده برای تجاوز به ونزوئلا و ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور این کشور آمریکای لاتین و همسرش، پس از ماه‌ها فشار نظامی و اقتصادی بر کاراکاس و همزمان با تهدیدهای ایالات متحده برای حمله به ایران، نشان داد که اشتهای ترامپ برای نفوذ و توسعه‌طلبی، سیری‌ناپذیر و بی‌حد و مرز است و به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیست.

ونزوئلا با بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه نفت، کشوری با بزرگترین ذخایر نفتی اثبات شده در جهان است و از نظر ذخایر گاز طبیعی نیز در رتبه نهم دنیا قرار دارد و سرشار از فلزات گرانبها است. غیر از ذخایر الماس، با بیش از ۸۰۰۰ تن ذخایر طلا در میان بزرگترین تولیدکنندگان طلای جهان قرار دارد.

ونزوئلا همچنین میلیاردها تن سنگ آهن به همراه مقادیر زیادی عناصر خاکی کمیاب، نیکل، مس، فسفات و غیره دارد. ترامپ برخلاف پیشینیان خود که مدام از «حقوق بشر» و «دموکراسی» دم می‌زدند تا تجاوزهای خود را توجیه کنند، پس از ربودن مادورو، ادعایی مبنی بر آوردن آزادی و دموکراسی به ونزوئلا نداشت. او آشکارا اذعان کرد که قصد دارد این کشور را اداره و سیاست‌های خود را دیکته و منابع آن، از ذخایر عظیم نفت گرفته تا معادنش را زیر سلطه خود قرار دهد.

کاخ سفید با اعلام این که «ایالات متحده حداکثر نفوذ را بر مقامات موقت ونزوئلا دارد و پس از بازداشت مادورو، فروش نفت این کشور را به طور نامحدود کنترل خواهد کرد» تاکید نمود که تصمیمات مقامات موقت ونزوئلا توسط ایالات متحده دیکته خواهد شد. طرح آمریکا برای اداره ونزوئلا، به توافق برای تحویل بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون بشکه نفت به ایالات متحده که واشنگتن سپس آن را خواهد فروخت، متکی است. علاوه بر این، مطابق گفته ترامپ، ونزوئلا فقط محصولات ساخت ایالات متحده را با درآمد حاصل از نفت ونزوئلا خریداری خواهد کرد.

کلیدواژه‌های عملیات ترامپ در کاراکاس

«سلطه»، «کنترل منابع»، «اداره کشور» و «دیکته سیاست‌ها» کلیدواژه‌های اصلی عملیات ترامپ در کاراکاس و نماد نادیده گرفتن آشکار حاکمیت ملی ونزوئلا و به منزله اشغال این کشور است.

باوجود توجیه ترامپ مبنی بر اینکه عملیات در ونزوئلا با هدف مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مهاجرت غیرقانونی انجام شد، انگیزه‌های واقعی او نشان از احیای «دکترین مونرو» دارد که سال ۱۸۲۳ در دوران ریاست جمهوری «جیمز مونرو» تدوین شد. از طریق این دکترین، ایالات متحده به دنبال حذف قدرت‌های خارجی از نیمکره غربی و تثبیت آن به عنوان یک حوزه نفوذ انحصاری آمریکا بود. این دکترین، ابتدا به عنوان هشداری به قدرت‌های اروپایی برای پایان دادن به حضور نظامی خود در منطقه و در نتیجه تثبیت هژمونی آمریکا ارائه شد.

با گذشت زمان، به یک دکترین استراتژیک تبدیل شد که در آن ایالات متحده تعیین می‌کند کدام دولت‌ها را مشروع می‌داند، کدام‌ها را خطرناک و مانع هژمونی خود و مشمول تحریم یا سرنگونی و تغییر رژیم و کدام منطقه را استراتژیک می‌داند تا به هر وسیله‌ای تصرف کند. ترامپ اعلام کرد «نیم‌کره غربی حیاط خلوت ماست و حضور نفوذ چین، روسیه و ایران در ونزوئلا دیگر تحمل نخواهد شد.»

به گفته ترامپ، آمریکا تا زمان انتقال قدرت، ونزوئلا را اداره خواهد کرد و شرکت‌های نفتی بزرگ آمریکایی برای بازسازی زیرساخت‌های نفت ونزوئلا وارد این کشور خواهند شد و به دلسی رودریگز (جانشین موقت مادورو) هشدار داده که اگر بر اساس راهنمایی‌های آمریکا عمل نکند، به سرنوشتی بدتر از مادورو دچار خواهد شد.

تاکید بر تغییر شکل نقشه قدرت جهانی

پس از مداخله نظامی ایالات متحده در ونزوئلا و ربودن رئیس جمهور آن، ترامپ تهدیدهای صریحی مبنی بر تغییر شکل نقشه قدرت جهانی از طریق نیروی نظامی و فشار اقتصادی مطرح کرد. غیر از تهدید مجدد ایران، کلمبیا را نیز کشوری «بسیار بیمار» توصیف و به شدت به رئیس‌جمهور آن حمله کرد و او را «مردی بیمار» خواند که به تولید کوکائین و فروش آن به ایالات متحده علاقه دارد.

ترامپ در پاسخ به سوال خبرنگاران مبنی بر احتمال عملیات نظامی علیه کلمبیا، گفت: «به نظر من ایده خوبی است!» در مورد دولت کوبا هم گفت آماده سقوط است و دیگر نیازی به اقدام نظامی مستقیم علیه آن نمی‌بیند، زیرا این کشور پس از قطع درآمدهای نفتی از ونزوئلا، توان ایستادگی نخواهد داشت. ترامپ همچنین گفت که کارتل‌های مواد مخدر در حال اداره مکزیک هستند و ایالات متحده باید در این زمینه کاری انجام دهد. ترامپ بار دیگر موضوع خرید گرینلند را نیز مطرح کرد و گفت ایالات متحده قطعاً به آن نیاز دارد. ترامپ بازداشت مادورو را پیامی مستقیم به چین دانست و تاکید کرد که در نیمکره غربی جایی برای ابرقدرت دیگری وجود ندارد.

گرینلند، هدف بالقوه بعدی ترامپ

با توجه به اظهارات ترامپ و تحرکات ایالات متحده، به نظر می رسد گرینلند هدف بالقوه بعدی آمریکای ترامپ است. ترامپ پیش از این در سال ۲۰۱۹ ایده خرید گرینلند را به عنوان یک معامله املاک و مستغلات مطرح کرده بود، اما اکنون فراتر از خرید، تهدید به تصرف این جزیره کرده و گفته که ایالات متحده از منظر امنیت ملی به گرینلند نیاز دارد. برای دستیابی به این هدف، ترامپ از یک‌سو به تعمیق شکاف بین گرینلند و دانمارک با تشویق جنبش‌های جدایی‌طلب در این جزیره رو آورده و از سوی دیگر در تلاش برای ایجاد یک توافق‌نامه مشارکت ویژه مستقیم با گرینلند است که در ازای امتیازات اقتصادی، آزادی‌های نظامی و تجاری گسترده‌ای را به واشنگتن اعطا کند. دادن رشوه به شهروندان گرینلند نیز از برنامه های دیگر برای قبولاندن تصرف این منطقه به مردم آن است.

گرینلند، گنجینه بالقوه منابع طبیعی است و یک موقعیت استراتژیک برای نظارت بر قطب شمال فراهم می‌کند و انتظار می‌رود به عرصه‌ای برای رقابت بر سر مسیرها و منابع تجاری تبدیل شود. ترامپ، گرینلند را به دلیل موقعیت آن در قطب شمال، نزدیکی به خطوط کشتیرانی و منابع طبیعی حیاتی آن، از جمله مواد معدنی کمیاب، از نظر استراتژیک مهم می‌داند و با اشاره به حضور فزاینده روسیه و چین در قطب شمال، تأکید کرده که ایالات متحده به هر طریقی که شده به آن دست خواهد یافت». اظهارات و تحرکات ترامپ، باعث هراس کشورهای آمریکای لاتین، بعلاوه دانمارک و گرینلند شده که اکنون نگرانند اهداف بعدی کاخ سفید باشند.

سابقه خطرناک تغییر از طریق زور

عملیات ایالات متحده علیه ونزوئلا، بحث‌های گسترده‌ حقوقی نیز در مورد سابقه خطرناکی که زور یک کشور به ابزاری برای تغییر واقعیت سیاسی نقاط دیگر تبدیل می‌شود، برانگیخته‌است. در حالی که بند ۳ ماده ۲ منشور سازمان ملل بر حل مسالمت‌آمیز اختلافات تاکید دارد، بند ۴ ماده ۲ به منع تهدید یا توسل به زور اشاره می‌کند و می‌گوید: «تمامی اعضا در روابط بین‌المللی خود از تهدید به زور یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری، یا به هر نحو دیگری که با مقاصد ملل متحد مباینت داشته باشد، خودداری خواهند کرد.» خدشه به این بند منشور، جهان را به منطق «قدرت، حق را برقرار می‌کند» بازمی‌گرداند.

منشور فقط در دو مورد، یکی با مجوز شورای امنیت تحت فصل هفتم، و دیگری دفاع مشروع از خود، طبق ماده ۵۱ در صورت وقوع حمله مسلحانه، مشروط بر اینکه مبتنی بر ضرورت، تناسب و اطلاع‌رسانی باشد، استفاده از زور را مجاز می‌داند و مطابق نظر حقوقدانان، اتهامات کیفری (مانند قاچاق مواد مخدر) به خودی خود حق استفاده از نیروی نظامی در داخل کشور دیگر را نمی‌دهد، مگر اینکه موضوع دفاع مشروع، رای شورای امنیت یا رضایت دولت مربوطه رعایت شود.

بنابراین، چون حمله مسلحانه از سوی ونزوئلا صورت نگرفته، دفاع مشروع موضوعیت ندارد و توجیهات ربایش و بازداشت رئیس یک کشور با چارچوب منشور برای استفاده از زور مغایرت دارد. کارکرد ضعیف حقوق بین‌المللی برای واداشتن آمریکا و اسرائیل به تمکین به نظم جهانی و قواعد بین‌المللی، موجب این باور شده که این قوانین فقط ابزاری برای استفاده علیه کشورهای ضعیف و بازیگرانی است که سلطه و سیاست آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند را به چالش می کشند. وقتی قانون فقط علیه برخی اعمال می‌شود و علیه برخی نه؛ با قانون جنگل مواجهیم که زور، تنها معیار است و قانون، ابزاری برای تحکیم سلطه یک طرف.

شواهد متعدد تاریخی نشان می‌دهد که تغییر رژیم‌ و برکناری یا تضعیف روسای کشورها با فشار و حمایت خارجی، به ندرت نتایج سیاسی مثبتی به همراه داشته و غالباً زمینه را برای بی‌ثباتی و ناامنی بلندمدت فراهم کرده و همان اندک نظم و امنیت موجود را نیز از بین برده است. ونزوئلا هم از این قاعده مستثنی نخواهد بود. اتفاقات اخیر یک بار دیگر نشان داد ما در جهانی  زندگی می‌کنیم که در آن قانون جنگل حاکم است و ضعیف ماندن به منزله سقوط قطعی است. 

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

چهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی ۱۷ آبان ۱۴۰۴

لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید