به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، همزمان با اغتشاشات اخیر مهندسیشده رژیم صهیونیستی در ایران (دیماه ۱۴۰۴) و ایام دهه فجر سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران که دست آمریکا و یهود بینالملل را از ایران کوتاه کرد، مرور خاطرات مبارزینی چون عزتالله مطهری، احمد احمد، مرضیه دباغ و محسن رفیقدوست را آغاز کردیم. در همینزمینه مروری هم […]

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، همزمان با اغتشاشات اخیر مهندسیشده رژیم صهیونیستی در ایران (دیماه ۱۴۰۴) و ایام دهه فجر سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران که دست آمریکا و یهود بینالملل را از ایران کوتاه کرد، مرور خاطرات مبارزینی چون عزتالله مطهری، احمد احمد، مرضیه دباغ و محسن رفیقدوست را آغاز کردیم. در همینزمینه مروری هم بر کتاب «طلوع در آبادان؛ حمله انگلیس و شوروی به ایران ۱۹۴۱» ریچارد آنتونی استیوارت نویسنده انگلیسی داریم که بهعنوان یکمنبع خارجی درباره خیانتهای خاندان پهلوی، با ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی و کاوه بیات و عنوان «در آخرین روزهای رضاشاه؛ تهاجم روس و انگلیس به ایران در شهریور ۱۳۲۰» منتشر شده است.
ریچارد آنتونی استیوارت ضمن استفاده چندباره لفظ «تجاوز به خاک ایران» توسط متفقین ازجمله روسیه و انگلستان، کشورمان را در دوران اوجگیری رضاخان پهلوی، حیاط خلوت غربیها میخواند و میگوید در اینکه انگلستان و شوروی با حمله بدون اطلاع قبلی به خاک ایران تجاوز کردند، حرفی نیست. این هم که کنترل ایران در راهآهن و منابع نفت حیاتیاش برای تعقیب و نتیجه جنگ جهانی دوم لازم نبود هم جای بحث ندارد. بنابراین مساله حمله متفقین به ایران بیشتر پیرامون وسیله است تا هدف.
* شاه منفور ایران!
بنابراین شکر خدا و به خلاف روزگار کنونی، در مواجهه با کتاب اینانگلیسی منصف، لازم نیست ساعتها وقت بگذاریم تا ثابت کنیم، بیگانگان به خاک ایران تجاوز کرده و به زن و مرد ایرانی رحم نکردند و ناجی هیچکدام از نفرات اینملت نبودند! راستی بد نیست به اینمساله هم اشاره کنیم که ریچارد آنتونی استیوارت به خلاف بسیاری از کسانی که اینروزها در فضای مجازی و حقیقی به زبان فارسی صحبت میکنند و قصد سفیدشویی محمدرضا پهلوی را دارند، او را «شاه منفور ایران» خطاب میکند.
از دیگر شخصیتهای منفور کتاب «طلوع در آبادان» یا «در آخرین روزهای رضاشاه»، فرانکلین دی روزولت رئیسجمهور آمریکا در سالهای ابتدایی جنگ جهانی دوم است که استیوارت دربارهاش میگوید میتوانست با توسل به اقتدار اخلاقی و قدرت اقتصادی آمریکا، مانع تجاوز متفقین به ایران شود اما حالت انفعالی گرفت و آنقدر درخواستهای کمک ایران را بیجواب گذاشت تا کار از کار گذشت. روزولت حتی بهصورت محرمانه بر طرح اشغال ایران صحه گذاشت و البته بعداً بهطور علنی منکر مطلعبودن از قصد و نیت دولت بریتانیا شد.
* اگر متفقین ایران را اشغال نمیکردند!
استیورات در کتابش یکفرضیه را درباره پایان جنگ جهانی دوم در صورت عدم اشغال ایران مطرح میکند؛ اینکه اگر انگلستان و شوروی، ایران را اشغال نمیکردند احتمالا آلمان بر نیروی تضعیفشده سرخ فایق میآمد، میدانهای حیاتی نفت خلیج فارس را در دست میگرفت، موقعیت بریتانیا را در شمال آفریقا در خطر میافکند و در هندوستان با نیروهای ژاپنی ارتباط حاصل میکرد. به عبارت دیگر نتایج این تحولات برای متفقین فاجعهبار بود.
* حق داریم هروقت لازم شد قانون را زیر پا بگذاریم
نقل قول یکجمله از وینستون چرچیل نخستوزیر وقت انگلستان هم در کتاب پیشرو، بیلطف نبوده که بیانگر سیاستهای یکبام و دوهوای دنیای غرب در مواجهه با کشورهایی چون ایران بوده و هست. چرچیل درباره اشغال ایران چنین گفت: «بهعنوان وکیل جامعه ملل و آرمانهایش وارد عمل شدهایم و حق داریم و در واقع موظف هستیم برای محدود زمانی، پارهای از همان قوانینی را که قصد اعاده و تثبیتشان را داریم، زیر پا بگذاریم.»
* رضاخان از کجای تاریخ پیدا شد؟
سال ۱۸۷۸ ناصرالدینشاه در پترزبورگ با الکساندر دوم تزار روسیه دیدار کرد و تحت تأثیر لشکر گارد قزاق او قرار گرفت. تزار هم پذیرفت برای شاه ایران نیروی مشابهی تشکیل دهد. به اینترتیب در سال ۱۸۸۵ بریگاد (تیپ) قزاق ایران، تحت سرپرستی افسران روس در تهران تشکیل و تبدیل به منظمترین واحد نظامی ایران شد. افسران روسی اینواحد نظامی، در توسعه نفوذ روسها در امور ایران مؤثر بودند.
سال ۱۹۰۷ دولتهای روسیه و انگلیس در سنپتزربورگ قراردادی امضا کردند که براساس آن، ایران به دو منطقه نفوذ روس و انگلیس تقسیم میشد. هنگامی که جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴ آغاز شد، نیروهای روس و انگلیس ایران را اشغال کردند. حاصل جنگ روسیه و عثمانی، قحطی و مرگ هزاران ایرانی بود. در پی انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، نیروهای تزاری مستقر در ایران مضمحل شدند. به اینترتیب انگیسیها خود را بر ایران مسلط دیدند و کنترل قزاقخانه را به دست گرفتند. هنگامی که قوای بلشویک در تعقیب بازمانده نیروهای ارتش سفید روسیه در ۱۹۲۰ سواحل گیلان را اشغال کردند، دولت وقت ایران با حمایت انگلیس، واحدهای قزاق را برای اخراج بلشویکها به گیلان اعزام کرد. اما بلشویکها و متحدان محلیشان نیروی اعزامی مرکز را در هم شکستند. ایرانیها هم که احساس کردند به آنها خیانت شده، افسران روسی قزاقخانه را اخراج کردند. از اینجا بود که رضاخان در تاریخ پیدا شد.
پس از اخراج افسران روسی قزاقخانه، فرماندهی قزاقهای ایرانی به یکقزاق ایرانی بهنام رضاخان تفویض شد که پس از ماجرای شناسنامهدارشدن ایرانیها (سجل) نام خانوادگی پهلوی را برایش انتخاب کردند. رضاخان بهگفته ریچارد آنتونی استیورات، از آموزش چشمگیر و سواد درستی برخوردار نبود و همراه با برخی از روشنفکران ناراضی ایران بهویژه سید ضیاالدین طباطبایی که روزنامهنگار مشهوری بود، طرح یککودتا را ریخت. او روز ۲۱ فوریه ۱۹۲۱ (۳ اسفند ۱۲۹۹) نیروهایش را به تهران آورد و دولت وقت را سرنگون کرد. به اینترتیب، نخستوزیری به سیدضیا و وزارت جنگ به رضاخان رسید و قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس (چیزی شبیه قیومیت بریتانیا بر فلسطین) بیاثر اعلام شد.
رضاخان با وجود همه همکاریهای پشتپردهاش با انگلستان، پس از لغو ظاهری قرارداد ۱۹۱۹، معاهدهای را هم با دولت شوروی منعقد کرد. سپس نیروهای انگلیس و شوروی خاک ایران را ترک کردند و [باز هم به ظاهر] رضاخان را برای تحکیم مبانی اقتدارش به حال خود گذاشتند. او هم در ۲۵ آوریل ۱۹۲۶ (۴ اردیبهشت ۱۳۰۵) خود را شاه ایران خواند و خاندان سلطنتی جدیدی بهنام «پهلوی» تأسیس کرد.
* رو کردن رضاخان به آمریکا و پشیمانشدنش
دولت ایران در سالهای نخست دهه ۱۹۲۰ گروهی از مستشاران مالی آمریکایی را به ایران دعوت کرد تا از وابستگی اقتصادی به شوروی و انگلستان کاسته شود. مأموریت مستشاران آمریکایی، مربوط به گردآوری مالیاتها، افزایش عوائد دولت، تأسیس یک بانک ملی و جلب علایق ایالات متحد در بهرهبرداری از ذخایر نفتی ایران بود. تعدادی از مهندسان آمریکایی هم برای بررسی طرح احداث راهآهن سراسری کشور استخدام شدند. بهعلاوه گروه دیگری از آمریکاییها برای نظارت بر احداث و مرمت بزرگراههای کشور، راهنمایی در زمینه فعالیتهای کشاورزی و مشاوره در صنایع فرشبافی و جهانگردی دعوت شدند.
طولی نکشید که نظر مساعد رضاخان از آمریکاییها برگشت. تلاشهای اصلاحگرایانه مستشاران هم برای خاتمهدادن به فساد مالی حاکم بر ارتش ایران، با مخالفت و تقابل او روبرو شد که شخصاً در عوائد و مداخل امرای لشکر سهیم بود. مخالفتها و دسیسههای روس و انگلیس هم موجب شد مستشاران آمریکایی ایران را ترک کنند.
تا جنگ جهانی دوم روابط ایران و آمریکا توسعه قابل توجهی پیدا نکرد و حتی در پی بازداشت وزیرمختار ایران در آمریکا بهعلت تخلف رانندگی در واشنگتن، روابط دو کشور برای ۱۰ سال قطع شد.
* رو کردن رضاخان به آلمان/نارضایتی مردم از فساد و سختگیری او
پس از آمریکا، رضاخان به آلمان رو آورد و مستشاران مالی اینکشور را وارد ایران کرد. به اینترتیب سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) کورت لیندنبلات از اتباع آلمان به مدیریت بانک ملی ایران منصوب شد. در پی به قدرت رسید هیتلر در آلمان، روابط تجاری ایران با اینکشور رشد چشمگیری پیدا کردو احداث خط آهن سراسری ایران که با ۲۱۰۰ پل و ۲۲۴ تونل و در مسافتی بالغ بر ۱۲۰۰ کیلومتر بندر شاهپور را در خلیجفارس به بندر شاه در حوالی مرز ایران و شوروی متصل میساخت، تحت نظارت مهندسین آلمانی قرار گرفت. احداث این خط آهن در توسعه دادوستد ایران و آلمان مؤثر بود.
طبق روایت استیوارت در کتاب «طلوع در آبادان»، با وجود دستاوردهای مستشاران خارجی و ساختوساز در ایران، ایرانیان از فساد و سختگیری حاکم به تنگ آمده بودند. پلیس تامینات رضاشاه همه را مرعوب کرده و خود رضاخان هم بهنحو فزایندهای از مردم فاصله گرفته بود. او تسلیحات جدید و تانکهای ارتش را از شرکت اشکودا در چکسلواکی خرید. یک نیروی هوایی و نیروی دریایی کوچکی را نیز با استفاده از هواپیماهای انگلیسی و چند ناو و ناوچه ایتالیایی تشکیل داد. رضاخان در آنروزها بهرغم تجارب و پیشینه نظامیاش، از جنگهای مدرن اطلاع چندانی نداشت. به همیندلیل ارتش او برای اجرای عملیات مستمر فاقد آموزش و لجستیک و ادوات حمل و نقل ضروری بود.
رضاخان برای تأمین بسیاری از تسلیحات و مهمات مورد احتیاج ارتشاش، به آلمان نازی متکی بود. برای تأسیس و گسترش نیروی دریایی و هوایی هم به مساعدت ایتالیا و انگلیس نیاز داشت. اکتبر ۱۹۳۸ (مهر ۱۳۱۷) وقتی فرانکلین روزولت رئیس جمهور آمریکا امکان برقراری مجدد روابط ایران و آمریکا را مطرح کرد، رضاخان با کمال اشتیاق استقبال کرد.
۲۳ اوت ۱۹۳۹ (اول شهریور ۱۳۱۸) شوروی و آلمان، یکپیمان عدم تجاوز ده ساله منعقد کردند و پای ایران خواهناخواه به میدان رقابت این دو کشیده شد.
* درخواستهای پنهانی رضاخان از انگلستان/نمیتوانیم هواپیما بدهیم!
اقدامات شوروی، رضاخان را متقاعد کرد باید برای مقابله با نیات احتمالی ضد ایران بلوک شرق، دست به کار شود. ژانویه ۱۹۴۰ (دی – بهمن ۱۳۱۸) ارتش ایران بهسرعت و با شتاب به احداث رشته استحکاماتی در امتداد مرزهای شمالی خود دست زد. در همانحال، حدود ۶ لشکر از ارتش ایران که در امتداد مرزهای ایران و شوروی مستقر بودند، از نقطهنظر کمبود تجهیزات و نفرات در حدی نبودند که بتوانند از پس یکحمله اساسی برآیند. در نتیجه رضاخان چارهای نداشت جز اینکه بهطور محرمانه از متفقین [به جز شوروی] کمک بخواهد. در نتیجه محمدعلی مقدم وزیر مختار ایران در انگلستان به وزارت خارجه انگلیس پیشنهاد کرد یک پیمان دفاعی محرمانه بین ایران و انگلیس منعقد شود. شاه خواستار آن بود که اینپیمان برای جلوگیری از تحریک روسها، محرمانه بماند.
ارتشبد سر آرچیبالد ویول فرمانده کل نیروهای انگلیس در خاورمیانه معتقد بود در صورتیکه روسها به پیشروی خود ادامه دهند، خطوط ارتباطی و شبکه راهآهن نامناسب ایران، پیشروی آنها را دچار محدودیت خواهد کرد. اتفاق بعدی این بود که ایران بهطور محرمانه درخواست کرد انگلستان کمک تسلیحاتی در اختیارش قرار دهد. به اینترتیب رؤسای ستاد ارتش انگلستان در ۲۳ فوریه (۴ اسفند) پاسخ دادند انگلستان نمیتواند به ایران هواپیما بدهد و حتی اگر شوروی به ایران حمله کند، شاید در صورتی که اینتهاجم به حملات هوایی روسها منجر نشود، اعزام نیرو به داخل ایران هم ضرورت پیدا نکند.
در همانروزها که در انگلستان، ستادی بهنام «ستاد نیرویهای مسئول مداخله در ایران» تشکیل شده بود و وزیرمختارهای انگلیس و آمریکا، پشت سر هم به دولتهای متبوعشان گزارش مخابره میکردند، ماتویی فیلیمونوف سفیر شوروی در تهران به مقامات ایرانی هشدار داده بود آلت دست بریتانیا نشوند.
۲ ژوئیه (۱۱ تیر) ماتویی فیلیمونوف، نیات دولت متبوع خود را برای اروین اتل وزیر مختار آلمان تشریح کرد. به گفته او ایران میتوانست استقلال سیاسی خود را حفظ کند، ولی هیچ قدرت ثالث دیگری نمیتوانست در ایران از نفوذ سیاسی برخوردار شود. سفیر شوروی ضمن انتقاد از سیاستهای رضاشاه، گفت تودههای ایرانی حاضر نخواهند بود برای همیشه با وضع اجتماعی فلاکتبار خود بسازند.
همانروزها رادیو برلین نیز چندبار شاه ایران را به باد انتقاد گرفته بود. رضاخان در ۴ تیر ۱۳۱۹ دکتر متین دفتری نخستوزیر آلمانخواه خود را عزل و علی منصور را که بیشتر به بیطرفی شهرت داشت، جایگزین او کرده بود. همچنین برای رفع شکوِهوگلایه سفیر انگلیس مبنی بر آن که جراید ایران تصویر یکجانبه و آلمانخواهانهای از وقایع جنگ منتشر میکنند، برای ترجمه گزارشهای رویتر تعدادی کارمند آشنا به زبان انگلیسی در خبرگزاری رسمی پارس به کار گرفته شدند.
* گزارش آمریکاییها: رضاخان سعی دارد وانمود کند تاثیرگذار است!
فیلیمونوف سفیر شوروی در تهران در ۷ ژوئیه ۱۹۴۰ (۱۶ تیر ۱۳۱۹) درخواستهای محرمانهای دایر بر تفویض کنترل آذربایجان و سواحل دریای خزر و صدور اجازه استفاده از فرودگاههای گوناگون کشور و واگذاری راهآهن ایران به دولت شوروی را، تسلیم دولت ایران کرد. علی منصور وصول هرگونه تقاضایی را از مقامات شوروی منکر شد اما آلمانیها از طریق وابسته نیروی هوایی خود در بلغارستان، نسخهای از متن تقاضای شوروی را به دست آوردند.
در همانحال برخورد نظامی بریتانیا و شوروی بر سر ایران قریبالوقوع به نظر میرسید. انگرت وزیر مختار ایالات متحده در ۹ اوت ۱۹۴۰ (۱۸ مرداد ۱۳۱۹) گزارش داد رضاخان از نقش یکمهره بیاختیار در صفحه لغزنده شطرنج قدرتها بیزار است و به نحو تاثربرانگیزی سعی دارد چنین وانمود کند که سیاست خود را دنبال میکند نه سیاست یک قدرت بزرگ را. استالین تصمیم گرفت با توجه به سرسختی ایران و ترکیه که حمایت انگلیس را پشت سر داشتند، موقتاً و تا روشنشدن تکلیف انگلیس، از شدت فشار سیاسی خود بکاهد. بههمیندلیل تصمیم گرفت هرگونه اقدامی را علیه ایران حداقل تا بهار آینده به تعویق بندازد.
* اتهام انگلیسیها به آلمانیها: ایران را فروختید!
همانزمان ویاچسلاو مولوتوف وزیر امور خارجه شوروی، شخصاً با هیتلر مذاکره کرد. انگلیسیها هم که از مفاد اینمذاکرات مطلع شده بودند، علناً آلمان را به فروش ایران متهم کردند. ایناتهام، نگرانی زیاد مقامات ایرانی را در پی داشت. چهار روز بعد اروین اتل وزیر مختار آلمان در تهران به مقامات وزارت خارجه آلمان هشدار داد که اینتبلیغات انگلیسیها توانسته در مشوشکردن ذهن محافل رسمی ایران و تهییج تجار ایرانی موفق شود.
* از شمال ایران دفاع کنیم یا جنوب؟
با نزدیکشدن بهار ۱۹۴۱ (۱۳۲۰) مردم ایران نگران بودند روسها به تشویق آلمان به کشور حمله کنند. سرلشکر حسن ارفع یکی از فرماندهان ارتش اعتقاد داشت مرزهای شمالی ایران قابل دفاع نیستند. به همیندلیل توصیه کرد تدارکات نظامی و نیروهای کشور در بخشهای کوهستانی و صعبالعبور مرکزی و جنوبی ایران متمرکز شوند.
اما سرتیپ علی رزمآرا نظر دیگری داشت. او معتقد بود ارتش باید دفاع از کل مرزهای شمالی را هدف بداند. در آنصورت شورویها مجبور میشدند برای عبور از مرز با ارتش درگیر شوند. شورای عالی جنگ نظر رزمآرا را پذیرفت. زیرا جرأت نمیکرد ناتوانی ارتش را در دفاع از مناطق شمالی کشور به رضاخان گزارش کند. او هم طرح رزمآرا را پذیرفت. در نتیجه در امتداد محورهای نفوذی مختلفی که به مناطق شمالی ایران راه داشتند، استحکاماتی احداث شد. مقادیری هم مواد منفجره TNT اطراف دره باریک و استراتژیک دره دیز کار گذاشته شد و استحکاماتی هم مشتمل بر محل استقرار اداوات توپخانه که بهوسیله خطوط تلفنی به هم مرتبط بودند، در اطراف گردنه مهم شبلی احداث شدند. در امتداد جاده آستارا به رشت هم یکرشته موضع دفاعی ایجاد شد.
* رد خواستههای آلمان محض رضای انگلیس
همانزمان، رشیدعالی گیلانی سیاستمدار عراقی که کودتایی ضدانگلیسی را بهطرفداری آلمان ترتیب داده بود، از آلمان خواست برای ارسال مهمات و تسلیحات مورد نیازش اقدام کنند. از آنجایی که ترکیه اجازه نمیداد اینتسلیحات بهطور مستقیم به عراق ارسال شود، دولت آلمان خود را محتاج مساعدت رضاخان دید. در پی شورش رشیدعالی گیلانی در عراق، رضاخان شورای عالی جنگ را فراخوانده و پیشنهاد کرده بود دو لشکر از نیروهای ایران برای سرکوب شورش اعزام شوند. او از اینکه آلمان نتوانسته بود حوائج تسلیحاتی ایران را تأمین کند، خشگمین بود. نتیجه این شد که اتل گزارش کرد دولت ایران اجازه نخواهد داد تسلیحاتی که وارد قلمرواش شدهاند، خارج شوند.
* بیطرفی به نفع انگلیس و نازکردن برای آلمان
آلمانیها که در موقعیت دشواری قرار گرفته بودند، سعی کردند رضاخان را به پشتیانی از نیروهای محور در عراق برانگیزاند. اما رضاخان تلاش داشت بیطرفی را حفظ کند. روز ۲۱ مه (۳۱ اردیبهشت) دولتهای آلمان و عراق برای جلوگیری از ورود نیروهای انگلیسی به بصره از دولت ایران خواستند آبراه شطالعرب را بر ناوهای جنگی بریتانیا ببندد. ولی دولت ایران ایندرخواست را نپذیرفت. جواد عاملی کفیل وزارت خارجه ایران به سر ریدر بولارد سفیر انگلیس در ایران اطمینان داد که دولت ایران هیچگاه حقوق قراردادی بریتانیا را مورد تهدید قرار نمیدهد. بولارد هم به لندن گزارش داد دولت ایران مطمئن است دولت آلمان برای متهمکردن ایران به جانبداری از ما، از هر بهانهای استفاده خواهد کرد.
نویسنده کتاب «در آخرین روزهای رضاشاه» میگوید در آنمقطع، رضاخان آماده بود در صورت برخورداری از حمایت نظامی بریتانیا، برابر آلمان ایستادگی کند. در ادامه ایناتفاقات هم، تلاش آلمان و عراق برای بیرون کردن انگلیس از عراق رخ داد که ایندرگیری، با ناکامی آنها، به نفع انگلستان تمام شد.
* مصمم هستیم بهنفع انگلیس بیطرفی خود را ادامه دهیم!
۲۲ مه (اول خرداد) وزارت خارجه آلمان از اروین اتل خواست مقادیری سوخت از طریق منابع ایرانی تهیه کند. اتل دستور گرفت به نخستوزیر ایران بگوید دولت رایش سوم هم به نوبه خود مراتب قدردانی را نشان خواهد داد. اما علی منصور ایندرخواست آلمان را صریحاً رد کرد. اتل پافشاری کرد و منصور توضیح داد اگر ایران سوخت مورد نظر آلمان را تأمین کند، انگلیسیها به ایران حمله خواهند کرد. حمله انگلیس به ایران هم به نوبه خود باعث تهاجم روسها خواهد شد که به معنای انهدام ایران است. منصور گفت ایران بیطرفی خود را ادامه خواهد داد.
پس از شکست کودتای ضدانگلیسی رشید عالی گیلانی در عراق و استیلای بریتانیا بر اینکشور، رشید عالی، مفتی اعظم فلسطین و حدود ۳۰ نفر از همراهانشان با خودرو بهسوی مرز ایران حرکت کرده و پناهنده شدند.
* جو سازی علیه آلمانیهای مقیم ایران/کودتا در راه است!
اواخر مه ۱۹۴۱ (اوایل خرداد ۱۳۲۰) ارتش سرخ تدارکات نهایی طرح اشغال ایران را آغاز کرد. اما مورد حمله آلمان قرار گرفت و در ظاهر روایتهای تاریخی غربگرا غافلگیر شد. ریچارد آنتونی استیوارت در کتابش گفته حمله آلمان به شوروی باعث شد تعارض و رویاروییای که حدود دو قرن روسیه و انگلیس را بر سر ایران از یکدیگر دور نگه داشته بود، از میان برداشته شود و شرایطی پیش آمد که خطر ناشی از پیشروی آلمانها بهسوی خاورمیانه، منافع هر دو را بهویژه در ایران تهدید میکرد.
با هجوم آلمان به اتحاد شوروی، ناگهان توجه بینالمللی به اتباع آلمانی حاضر در ایران جلب شد. حدود ۱۰۰۰ آلمانی در ایران بودند که بسیاری از آنها پیش از جنگ به ایران آمده بودند. ۶۱۶ آلمانی بهعنوان تکنیسین در صنایع گوناگونی چون راهآهن، معادن و کشاورزی یا بهعنوان مستشار وزارتخانههای مختلف در استخدام دولت ایران بودند. تعدادی نیز در مدارس عالی ایران تدریس میکردند. گروهی هم به طبابت یا تجارت اشتغال داشتند. همچنین تعدادی از اتباع آلمان در سفارت اینکشور در تهران و کنسولگری تبریز خدمت میکردند.
۲۶ ژوئن (۵ تیر) آندری آندرهویچ اسمیرنوف سفیر جدید اتحاد شوروی در ایران در یادداشتی به وزارت خارجه ایران اعلام کرد شواهد جدی در مورد وجود یکطرح کودتای آلمانی در دست دارد. جالب است که ۲۸ ژوئن (۷ تیر) لوئیس جی. دریفوس وزیر مختار ایالات متحده در تهران به واشنگتن گزارش کرد که نه او و نه انگلیسیها در مورد تشکیلات درونی ستون پنجم آلمان در ایران اطلاعات موثقی ندارند. پس از دریافت یادداشت سفیر شوروی، دولت ایران در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۱ (۵ تیر ۱۳۲۰) فوراً بیطرفی خود را در جنگ شوروی و آلمان اعلام کرد.
* واگذاری دفاع از ایران به ارتش هند
۱۸ ژوئن (۲۸ خرداد) مسئولیت دفاع از ایران و عراق، به ارتش انگلیسی هند واگذار شد. ۳۰ ژوئن (۹ تیر) محمدعلی مقدم وزیر مختار ایران در لندن با خوشحالی به ایدن گفت امیدوار است آلمانیها و روسها دخل یکدیگر را بیاورند و قدرت بریتانیا افزایش پیدا کند.
همانروزهایی که وزیر مختار ایران برای انگلیسیها آرزوی موفقیت میکرد، دولت بریتانیا نهتنها تصرف حوزه عملیات شرکت نفت انگلیس و ایران و بنادر خلیج فارس را در نظر داشت، بلکه تسخیر کرمانشاه نیز بخشی از برنامهاش بود. انگلیسیها میخواستند از طریق رواندوز (در عراق) تهاجم دیگری بهسمت مناطق شمالی ایران داشته باشند و تا جلفا، واقع در مرز ایران و شوروی پیشروی کنند. اینها اخباری بود که ذوالفقار پاشا در اختیار شوهرخواهر فاروق پادشاه مصر، یعنی محمدرضا پهلوی قرار داد. او نیز موضوع را با پدرش رضاخان در میان گذاشت.
۶ ژوئیه (۱۵ تیر) هیو دالتون وزیر اقتصاد جنگی کابینه انگلیس، به لئوپولد امری (وزیر امور خارجه انگلستان در امور هند) توصیه کرد ایران با همکاری شوروی اشغال شود. چون در صورت محاصره بندر ولادیوستک توسط نیروهای ژاپنی، ایران تنها راه ارسال کمکهای انگلیس و آمریکا به شوروی خواهد بود.
* اگر شما حمله کنید از آنها و اگر آنها حمله کنند از شما کمک میخواهیم!
رضاخان با تقویت نیروهای مستقر در آذربایجان و کرمانشاه در قبال طرح حمله نیروهای انگلیسی به ایران واکنش نشان داد. برای تقویت قوای خوزستان نیز واحدهایی اعزام شده بودند. علی منصور نخستوزیر وقت به اروین اتل گفت در صورت تهاجم نیروهای انگلیسی به ایران، دولت متبوعش از آلمان تقاضای کمک میکند. اگر هم آلمان به خاک ایران تجاوز کند، از بریتانیا تقاضای کمک خواهد کرد.
* پیشنهاد تحریم اقتصادی ایران
جالب است که در یکی از تلگرامهای سر ریدر بولارد به لندن، تهدید به تحریم اقتصادی ایران بهعنوان یک پیشنهاد در نظر گرفته شد. همانزمان جراید انگلیس هم مطالب توهینآمیزی درباره رضاخان منتشر کردند و در قدم بعدی، انگلستان و شوروی توافق کردند یکاقدام مشترک دیپلماتیک در قبال ایران به عمل آید، بعد در صورت لزوم، فشار اقتصادی وارد آید.
فردای اعلام اینتصمیم، ستاد ارتش بریتانیا توصیه کرد اگر یکاقدام نظامی ضرورت پیدا کند، اینعملیات به جنوب ایران محدود شود. چون برای تسخیر منابع نفتخیر ایران، یک لشکر نیاز بود که باید از پشتیبانی یکواحد کوچک هوایی برخوردار باشد.
شوروی ۵ لشکر در قفقاز و ۳ لشکر دیگر در شرق دریای خزر در دسترس داشت و ایران برای مقابله با نیروی مشترک شوروی و انگلیس تقریباً ۹ لشکر بیشتر نداشت که از آنمیان نیز فقط ۲ لشکر مستقر در تهران از کارایی متوسطی برخوردار بودند.
* تهدید انگلیس برای جلوگیری از ورود کالا به ایران
در ادامه بریتانیا و شوروی خواستار اخراج گروه معینی از اتباع آلمان شدند. بولارد هم اعلام کرد اگر ایران خواسته مزبور را برآورده نکند امکان دارد دولت بریتانیا مانع ورود کالاها و ارائه خدمات موردنیاز ایران شود. او همچنین از لندن خواست بر فشار اقتصادی خود بر ایران اضافه کند. اسمیرنوف سفیر شوروی هم اقدامات مشابهی را به مسکو پیشنهاد کرد. کابینه جنگی بریتانیا در ۲۲ ژوئیه تصمیم گرفت در عین حال که هنوز طرق مختلفی برای اعمال فشار اقتصادی بر ایران تحت بررسی است، تدارک لازم برای یک اقدام مشترک توسط انگلیس و شوروی هم آغاز شود. براساس بررسی انگلیسیها، کارایی تحریم اقتصادی اندک بود و موثر واقعشدن آن مستلزم زمان زیادی بود. گذشت زمان هم به نفع ایران تمام میشد.
در آناوضاع و شرایط، همهچیز به یکاقدام هماهنگ نظامی بستگی داشت. بهتدریج که موعد تجاوز به خاک یککشور بیطرف دوست نزدیکتر میشد، لندن در مورد ماهیت سوالبرانگیز اینبرنامه دچار تردید شد. ایدن میگفت اهداف انگلیس با روسیه شباهتی ندارد. رضاخان امیدوار بود اقدامات ناچیز ضدآلمانیاش، اگر موجب رضایت متفقین نمیشود، دست کم آنها را ساکت کند. برای او پذیرش اینواقعیت که روسها و انگلیسیها در حال تدارک یک حمله مشترک هستند، دشوار بود. به همیندلیل در آغاز، با هرگونه نقل و انتقال نیروهای نظامی به مرزها مخالفت کرد. ولی چندی بعد با تمرکز نیرو در امتداد محور نفوذی کرمانشاه موافقت کرد.
پازوبین مور کراستویت دبیر دوم وزارت خارجه انگلیس درباره حمله به ایران میگفت مهمترین هدف از اینکار، تامین امنیت حوزههای نفتی، و پس از آن تمایل بریتانیا مبنی بر گشایش راهآهن سراسری ایران به روسیه است.
ادامه دارد…
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی































