به گزارش تابناک؛با ورود به قرن بیستم، خودرو دیگر یک اسباببازی مهندسی نبود. کارخانهها شکل گرفتند، خطوط تولید ابتدایی راه افتادند و رقابت میان اروپا و آمریکا آغاز شد. در اروپا، خودروسازان بیشتر نگاه مهندسی داشتند؛ تمرکز روی دقت ساخت، هندلینگ و کیفیت مونتاژ بود. در آلمان، مرسدس، بنز و بعدها بامو آرامآرام پایههای صنعت […]

به گزارش تابناک؛با ورود به قرن بیستم، خودرو دیگر یک اسباببازی مهندسی نبود. کارخانهها شکل گرفتند، خطوط تولید ابتدایی راه افتادند و رقابت میان اروپا و آمریکا آغاز شد. در اروپا، خودروسازان بیشتر نگاه مهندسی داشتند؛ تمرکز روی دقت ساخت، هندلینگ و کیفیت مونتاژ بود. در آلمان، مرسدس، بنز و بعدها بامو آرامآرام پایههای صنعت خودرو را مستحکم کردند. در فرانسه، پژو و رنو به میدان آمدند و ایتالیا با فیات، روح طراحی و چابکی را وارد این صنعت کرد.
اما نقطه عطف واقعی در آن سوی اقیانوس اطلس رقم خورد.
هنری فورد مردی بود که فهمید آینده خودرو نه در خاص بودن، بلکه در فراگیر شدن است. او اعتقاد داشت ماشین باید برای کارگر کارخانه هم قابل خرید باشد، نه فقط برای ثروتمندان. نتیجه این نگاه، تولد «مدل T» در سال ۱۹۰۸ بود؛ خودرویی ساده، مقاوم و قابل تعمیر که با یک هدف مشخص ساخته شد: تولید انبوه.
فورد با راهاندازی خط مونتاژ متحرک، مفهوم صنعت را دگرگون کرد. پیش از آن، خودروها تقریباً بهصورت دستی ساخته میشدند و هر دستگاه زمان زیادی میبرد. اما حالا هر کارگر فقط یک وظیفه مشخص داشت و خودروها بهصورت پیوسته از ایستگاهی به ایستگاه دیگر حرکت میکردند. زمان تولید بهشدت کاهش یافت و قیمت تمامشده سقوط کرد. اینجا بود که خودرو از کالایی لوکس به وسیلهای عمومی تبدیل شد.
مدل T بیش از ۱۵ میلیون دستگاه فروش رفت؛ عددی که برای آن زمان شگفتانگیز بود. خیابانها آرامآرام پر از ماشین شدند، پمپبنزینها به وجود آمدند، جادهها توسعه یافتند و شهرها شکل تازهای به خود گرفتند. خودرو فقط یک وسیله نبود؛ محرک یک زنجیره عظیم اقتصادی شد.

در اروپا مسیر متفاوت بود. خودروسازان اروپایی بهجای تولید فوقانبوه، روی تکامل فنی تمرکز کردند. سیستم تعلیق بهتر شد، ترمزها قابل اعتمادتر شدند و موتورهای قویتر پا به میدان گذاشتند. مرسدس مفهوم خودروهای لوکس را تعریف کرد، آلفارومئو روح اسپرت را وارد خیابانها کرد و سیتروئن با نوآوریهای مهندسی، نگاه تازهای به طراحی ارائه داد.
دهههای ۲۰ و ۳۰ میلادی دوران تثبیت برندها بود. لوگوها معنا پیدا کردند، مسابقات اتومبیلرانی جدی شد و خودرو به بخشی از هویت ملی کشورها تبدیل گردید. آلمان با مهندسی دقیق شناخته میشد، ایتالیا با طراحی، فرانسه با خلاقیت و آمریکا با قدرت تولید.
اما این مسیر با جنگ جهانی دوم متوقف شد. بسیاری از کارخانهها به تولید تجهیزات نظامی روی آوردند و صنعت خودرو برای مدتی در حاشیه قرار گرفت. با پایان جنگ، بازسازی اروپا آغاز شد و خودرو دوباره به نماد بازگشت زندگی عادی تبدیل گردید.
پس از جنگ، نسل تازهای از خودروها متولد شد؛ کوچکتر، اقتصادیتر و مناسب خانوادهها. فولکسواگن بیتل به نماد آلمان جدید بدل شد، فیات ۵۰۰ ایتالیا را روی چرخ آورد و رنو مدلهای مردمی تولید کرد. خودرو حالا دیگر بخشی از سبک زندگی بود، نه صرفاً وسیله رفتوآمد.

این دوره، پایههای بازار مدرن خودرو را ساخت. مفاهیمی مثل خدمات پس از فروش، نمایندگی رسمی، استانداردهای ایمنی و رقابت جهانی در همین سالها شکل گرفتند. صنعت خودرو وارد فاز حرفهای شد؛ فازی که هنوز هم ادامه دارد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی






























