زیرنویس- مجله مهر: در گزارش پیشین سلسله «راز شرق»، روایت به جایی می‌رسد که پس از بی‌توجهی به نامه لین زِشو نامه‌ای که مستقیماً خطاب به ملکه ویکتوریا نوشته شده است، پالمرستون دستور می‌دهد ناوهای جنگی بریتانیا آرام‌آرام به دل آب‌های شرق نزدیک شوند. در پکن، هیچ‌کس تصور نمی‌کند اختلافی که از یک «محصول ممنوعه» […]

زیرنویس- مجله مهر: در گزارش پیشین سلسله «راز شرق»، روایت به جایی می‌رسد که پس از بی‌توجهی به نامه لین زِشو نامه‌ای که مستقیماً خطاب به ملکه ویکتوریا نوشته شده است، پالمرستون دستور می‌دهد ناوهای جنگی بریتانیا آرام‌آرام به دل آب‌های شرق نزدیک شوند. در پکن، هیچ‌کس تصور نمی‌کند اختلافی که از یک «محصول ممنوعه» یعنی تریاک آغاز شده، به‌زودی بتواند دروازه‌های یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان را بلرزاند.

در ارزیابی‌های اولیه، بریتانیا برای دولتمردان چین چیزی بیش از یک تهدید توخالی به نظر نمی‌رسد. درباریان چینی به منطقی تکیه می‌کنند که قرن‌ها جواب داده است؛ همان سپری که شرق دور را از هجوم غربی‌ها حفظ کرده بود. فاصله‌ی طولانی میان چین و انگلستان این تصور را تقویت می‌کند که خطر، پیش از رسیدن، فرسوده می‌شود. از نگاه پکن، دشمن آن‌قدر دور است که جدی گرفته نشود، اما این اطمینان دوام نمی‌آورد.

تنها چند روز بعد، ناوهای بریتانیایی رودخانه مروارید در چین را از هر سو محاصره می‌کنند و جزیره‌ی نینگ‌بو را به اشغال خود درمی‌آورند. تهدیدی که «توخالی» تصور می‌شود، حالا شکل تفنگ و باروت به خود می‌گیرد و مستقیم بر شریان‌های حیاتی چین فشار می‌آورد. این تحولات، خشم لین زِشو را دوباره شعله‌ور می‌کند. او بار دیگر قلم به دست می‌گیرد و نامه‌ای برای ملکه ویکتوریا می‌نویسد: «شما وحشی‌های دریاهای دوردست، آن‌قدر گستاخ شده‌اید که دست به سرپیچی زده و به امپراتوری مقتدر ما اهانت کرده‌اید. وقت آن رسیده است که رفتارتان را اصلاح کنید؛ اگر تسلیم شوید، شاید فرصت بخشایش بیابید.»

«راز شرق»؛ دگرگونی در گرو بازاندیشی

لین زشو

اما تکیه بر این احساس برتری تاریخی چینی، حالا آرام‌آرام چین را به مسیری پرهزینه می‌کشاند. چند روز از ارسال نامه می‌گذرد و هیچ تغییری در آرایش جنگی نیروهای بریتانیایی دیده نمی‌شود. سپس، در حرکتی ناگهانی، کشتی‌های بریتانیا آرایش خود را برای آغاز حمله به چین تغییر می‌دهند. در زمانی کوتاه، خطوط دفاعی چین درهم می‌شکند و بنادر اصلی یکی پس از دیگری به تصرف بریتانیا درمی‌آید.

در همان روزهای نخست، «چی‌شان» یکی از مقامات چینی، به‌روشنی میزان آسیب‌پذیری کشورش را در برابر ارتش بریتانیا درک می‌کند و به امپراتور می‌نویسد: «توپخانه‌ی بریتانیایی روی محورهای چرخان نصب شده است و همین آن‌ها را قادر می‌سازد به هر سمتی که بخواهند نشانه بگیرند و حمله کنند. این در حالی است که سلاح‌های باقی‌مانده‌ی ما متعلق به دوران دودمان مینگ است و نیروهای ما هیچ شناختی از جنگ‌افزارهای آنان ندارند.»

در این وضعیت، چی‌شان تلاش می‌کند مسیر مذاکره را باز نگه دارد. او به انگلیسی‌ها پیشنهاد می‌دهد مسائل به‌صورت منصفانه و از سوی امپراتور بررسی شود. اما امپراتور که هنوز درک روشنی از شکاف فناوری نظامی میان چین و بریتانیا ندارد، با جوهر سرخ امپراتوری اش پاسخ می‌دهد: «پس از آن‌که بربرها را با تشریفات و مذاکرات طولانی خسته کردید، با یک حمله غافلگیرانه آنان را از پای درآورید.»

در سوی مقابل، صبر بریتانیایی‌ها رو به پایان است. با عملی نشدن وعده‌ها، چند هدف ساحلی چین توپ‌باران می‌شود و همین کافی است تا چی‌شان بی‌درنگ بپذیرد با همتای بریتانیایی خود، سروان چارلز الیوت، پای میز مذاکره بنشیند. در جریان این مذاکرات، پیش‌نویس توافقی با عنوان «کنوانسیون چوآن‌پای» تنظیم می‌شود؛ توافقی که طبق آن، چین موظف است غرامتی شش میلیون دلاری بپردازد و در کنار آن، حقوق ویژه‌ای درباره‌ هنگ‌کنگ جزیره‌ای که در این زمان خشک و کم‌اهمیت تلقی می‌شود برای بریتانیا در نظر گرفته می‌شود.

اما این توافق هرگز به تصویب نمی‌رسد. امپراتور چین، چی‌شان را به دلیل تخطی از فرمان امپراتوری و اعطای امتیازات غیرقابل‌قبول، از مقام خود برکنار و به حبس ابد محکوم می‌کند و در سوی دیگر، چارلز الیوت نیز از کار برکنار می‌شود و سر هنری پاتینجر جای او را می‌گیرد. اکنون همه‌چیز برای مرحله بعدی آماده است؛ حرکتی که این بار قرار است پایتخت باستانی چین، «نانجینگ»، را هدف بگیرد. اینجا همان نقطه‌ای است که روایت از اختلاف تجاری عبور می‌کند و وارد جنگی می‌شود که مسیر تاریخ چین را برای دهه‌ها تغییر می‌دهد.

اکنون در برابر پاتینجر، شاهزاده منچویی به نام «چی‌یینگ» قرار می‌گیرد. سبک مذاکره چی‌یینگ در این دور، اقتباسی از همان روحیه‌ مبارزه‌طلبی چینی‌ها در هنگام شکست است. حالا نوبت به این می‌رسد که آن‌ها بکوشند با تظاهر به برآورده کردن مطالبات حریف، او را از میدان خارج کرده و سپس در یک فرایند فرسایشی دشمن را به زانو درآورند.

بر همین اساس، چی‌یینگ وارد عمل می‌شود و با آمیزه‌ای از تعلل، تعارف، محبت و الطاف هدفمند و با دقتی محاسبه‌شده، تلاش می‌کند انگلیسی‌ها را مهار کند. این مهر و محبت تا جایی پیش می‌رود که او حتی اظهار می‌کند حاضر است پسر پاتینجر را به فرزندخواندگی بپذیرد و برای این پسر که در انگلستان زندگی می‌کند نامی انتخاب می‌کند «فردریک چی‌یینگ پاتینجر.»

اما در نهایت، حاصل این دیپلماسی برخاسته از سنت چین، «پیمان‌نامه نانجینگ» و «پیمان‌نامه تکمیلی بوگ» است. این بار، چینی‌ها امتیازات بیشتری به بریتانیا می‌دهند. به موجب این دو پیمان، چین موظف می‌شود مبلغ شش میلیون دلار به عنوان جبران خسارت پرداخت کند، اختیار جزیره‌ هنگ‌کنگ را به بریتانیا واگذار کند و پنج بندر دیگر را نیز برای اقامت و تجارت غربی‌ها بگشاید. با این حال، اکثریت مردم چین در ابتدا به عواقب ماندگار و هولناک شکست در جنگ تریاک پی نمی‌برند. برخورد آن‌ها با این پیمان‌نامه‌ها چنین است که امتیازهای داده‌شده به بریتانیا را ادامه‌ای از همان شیوه‌ سنتی می‌دانند؛ یعنی دادن امتیاز و سپس از پا درآوردن تدریجی دشمن. اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. هرچه چینی‌ها فرصت و بهره‌ بیشتری به غربی‌ها می‌دهند، غربی‌ها مطالبات بیشتری مطرح می‌کنند.

«راز شرق»؛ دگرگونی در گرو بازاندیشی

تابلویی از امضای پیمان نانجینگ

پیمان‌ها به‌سرعت به سطحی از اختیارات می‌رسد که دربار چین به موجب آن، بخش مهمی از قدرت خود را در عرصه‌ سیاست و تجارت جهانی از دست می‌دهد. همین مسئله راه را برای ورود آمریکا و فرانسه باز می‌کند؛ کشورهایی که زیرکانه نام خود را در پیمان‌نامه‌ها می‌گنجانند.

این پیمان‌نامه‌های خفت‌بار، در واقع سرآغاز زنجیره‌ای از قراردادهای نابرابر است. اما تلخ‌ترین بخش این قراردادها از نگاه حاکمان چین، پذیرش مقام و منزلتی هم‌تراز با دشمنان است. آن‌ها دیگر برتر از غربی‌ها نیستند و همین هم‌سطح شدن، عمیقاً آزرده‌خاطرشان می‌کند. به موجب همین پیمان‌ها، چین و بریتانیا به عنوان کشورهایی برابر با یکدیگر با هم ارتباط برقرار می‌کنند و در اسناد و مکاتبات رسمی، چینی‌ها دیگر نمی‌توانند بریتانیا را «استدعاگر چین» یا «مطیع لرزان فرامین امپراتور» بنامند.

در این میان، مقامات ارشد دربار امپراتوری تصور می‌کنند ویژگی اصلی این اشغالگران، اشتیاق آن‌ها به بهره‌گیری از فرهنگ و سبک زندگی سنتی چین است، اما این برداشتی کاملاً نادرست است. هدف آن‌ها چیزی جز استثمار چین در راستای منافع مالی خود نیست و علاقه چندانی به اقتباس از این سبک زندگی ندارند. در گذر یک دوره ده ساله و با پیشروی کشورهای غربی در دل چین و در اختیار گرفتن جزایر آن، امپراتوری پرزرق‌وبرق چین به بازیچه‌ای در دست نیروهای استعمارگر بدل می‌شود.

همین شکست در دو جنگ تریاک و باز شدن پای دشمنان به قلب چین، متفکران چینی را به این نتیجه می‌رساند که امنیت ملی، استقلال و یکپارچگی کشورشان اکنون در گرو بازاندیشی در هویت و سازگاری با واقعیت‌های تازه و انکارناپذیر بین‌المللی است. اما آیا امپراتوری‌ای که قرن‌ها خود را مرکز جهان می‌داند، آماده است بپذیرد جهان تغییر کرده است؟ آیا این رویارویی صرفاً یک بحران گذراست یا آغاز قرنی است که سرنوشت چین را برای همیشه دگرگون می‌کند؟ پاسخ این پرسش‌ها را در گزارش بعدی «راز شرق» خواهید خواند.

منبع خبر: مهـر

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

چهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی ۱۷ آبان ۱۴۰۴

لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید