زیرنویس- گروه دین، حوزه و اندیشه- سیده فاطمه سادات کیایی: پدیده‌ مرجعیت علمی و فقهی در اسلام، یکی از ارکان اساسی نظام اجتهاد و استنباط احکام شرعی است که طی قرون متمادی توسط علمای برجسته توسعه یافته است. در طول تاریخ، این جایگاه معمولاً به مردان اختصاص یافته، اما در دهه‌های اخیر، با گسترش آموزش‌های […]

زیرنویس- گروه دین، حوزه و اندیشه- سیده فاطمه سادات کیایی: پدیده‌ مرجعیت علمی و فقهی در اسلام، یکی از ارکان اساسی نظام اجتهاد و استنباط احکام شرعی است که طی قرون متمادی توسط علمای برجسته توسعه یافته است. در طول تاریخ، این جایگاه معمولاً به مردان اختصاص یافته، اما در دهه‌های اخیر، با گسترش آموزش‌های حوزوی برای زنان، نقش آن‌ها در عرصه‌های دینی و علمی به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

امروزه بانوان فرهیخته و مجتهده در حوزه‌های علمیه، با درک عمیق از متون دینی و همچنین تجربه‌ی زیسته‌ی زنانه، قادرند ابعاد تازه‌ای از مباحث فقهی مرتبط با خانواده، تربیت، حقوق اجتماعی و اخلاق اسلامی را واکاوی کنند. ورود زنان به سطح عالی اجتهاد نه تنها یک حق علمی بلکه ضرورتی اجتماعی است، زیرا فقه اسلامی پویاست و نیاز دارد که از زاویه‌ی نگاه گوناگون، از جمله نگاه زنانه، توسعه یابد.

مرجعیت زنان به معنای تجدید نظر در مبانی اصلی دین نیست، بلکه نوعی تکامل در فهم و تبیین احکام است. این تحول می‌تواند درک‌های سنتی را بدون نفی اصول اجتهاد با شرایط روز جامعه هماهنگ سازد. از سوی دیگر، حضور زنان در جایگاه استنباط احکام، می‌تواند اعتماد نسل جدید زنان به نظام فقهی را افزایش داده و آن را از حالت مردانه و یک‌جانبه خارج کند.تجربه‌ تاریخی نشان داده که هر زمان زنان در عرصه‌ دانش و دین حضور فعال‌تری یافته‌اند،کیفیت گفتگوی علمی ارتقا یافته است.

این مسئله بهانه ای شد تا در گفتگو با صاحب نظران موضوع مرجعیت زنان را واکاوی کنیم.پیشتر در گفتگویی با خانم افتخار دانش‌پور عضو هیئت علمی دانشگاه مذاهب اسلامی با عنوان «مرجعیت زنان،زمینه تجدید نظر و به‌روزرسانی احکام بانوان را فراهم می‌کند» به مسئله شرایط و فرصت ها و چالش های مرجعیت زنان پرداختیم.

در گام دوم با مهدی سجادی امین عضو هیئت علمی گروه فقه و حقوق مرکز تحقیقات زن و خانواده و نویسنده کتاب «زنان، افتاء و مرجعیت» به گفتگو بنشینیم.

* ما اگر تقلید را برای رجوع جاهل به متخصص بدانیم چه دلیل عقلی و شرعی وجود دارد که حالا یک زن دانشمند را از یک مرد دانشمند تفکیک کنیم؟

برای ورود به بحث لازم است این موضوع مشخص شود که جنسیت یعنی مرد یا زن بودن در کدام یکی از عناوین فقهی تاثیر دارد و در کدام عنوان تاثیر ندارد، رویکرد ما هم در حقیقت فقهی است، بر این پایه که مردم در اموری که تخصص و آگاهی ندارند به افراد متخصص مراجعه کنند، که از آن به عنوان رجوع جاهل به عالم یاد می شود که یکی از ابعاد آن کشف و فهم احکام دین است. علم فقه در واقع کاشف اراده تشریحی خداوند است که چه کاری را انجام دهیم و چه کاری انجام ندهیم. برای استنباط فقه از قرآن و روایات به متخصصی نیاز است که سال ها دانش های مختلف را مطالعه کرده باشد، کسانی که امروزه به آنها مرجع تقلید گفته می شود.

اینجا چند نکته برای ورود به بحث اصلی ضروری است، کسانی که در استنباط از قرآن و روایات با تکا به دانش و پیشینه علمی و سوابق پژوهشی توانسته اند به این مسئله دست یابند که خدا از ما چه خواسته، «مجتهد» هستند.

یک مسئله اما تقلید است که ما از چه کسانی می توانیم تقلید کنیم. بنابراین در بحث اجتماعی کسی که مجتهد است در فقه هیچ گاه برای آن ممنوعیت و محدودیت جنسیتی مطرح نشده، یعنی گفته نشده که فقط مردان می توانند مجتهد باشند. هر زن و مردی اگر مسیر استنباط را طی کنند می توانند به آن برسند، پس جنسیت در بحث اجتهاد مطرح نیست.

مسئله ای دیگر به عنوان افتا مطرح است، یعنی آنچه شخص مجتهد به آن رسیده و در رساله عملیه خود بیان می کند، در اینجا نیز باز جنسیت مطرح نیست و زن و مرد می توانند آرا خودشان را در قالب مقاله و کتاب ارائه کنند.

*در مورد مسئله تقلید از فرد مجتهد چگونه است؟

مرحله بعد مرحله تقلید است، یعنی ما که مجتهد نیستیم براساس افتای چه کسی می توانیم عمل و تقلید کنیم، اینجا باید ببینیم جنسیت معتبر است یا خیر به نظر می رسد که محل بحث ما در اینجاست.

اینکه در رساله های عملیه وقتی شروع می کنند ویژگی های مرجع تقلید را ذکر می کنند، به فرض می گویند شیعه باشد، اعلم باشد، و یکی از شرط هایی که ذکر می کنند مرد بودن است. یعنی شما زمانی می توانید از کسی تقلید کنید که مرد باشد. در کتاب «زنان، افتا و مرجعیت» هم به تفصیل به این موضوع پرداختیم و بین شئون مختلف تفکیک کردیم و گفتیم مرجع تقلید در معنای امروزیش یک عنوان نوظهور است که در زمان معصومین به این معنای امروزی که متکفل کارها و شئون مختلف باشد وجود نداشت.

لذا باید دید مرجع تقلید امروز چه کارهایی را متصدی می شود و چه شئونی به او واگذار شده، یا به تعبیری مسئول و عهده دار چه اموری است، در کدام یک جنسیت معتبر هست و در کدام یک نیست.به تعبیر فقهی برخی از شئون ولایی و برخی غیر ولایی هستند.

*با ذکر یک مثال توضیح می دهید؟

در فقه مسائلی داریم که به آن اصل اولیه می گوییم، قاعده اولیه این است که هیچ کس بر دیگری ولایت ندارد، ولایت یعنی چه؟ یعنی کسی نسبت به جان و مال یا شانی از شئون دیگری که بخواهد در راستای تامین مصلحتش تصمیم بگیرد. این اصل اولیه بر آزادی افراد است و هیچ کس نمی تواند ما را محدود کند.

در امور جان، مال یا شأن دیگری دخالت کرده و مصلحت او را تعیین کند. این همان تأکید بر استقلال فردی و آزادی ذاتی است.با این حال، عقل حکم می‌کند که خداوند به دلیل خالق و حکیم بودن، ولایت ذاتی بر بشر دارد. اگر امر یا نهی کند، حتی اگر پشتوانه مصلحتی آن برای ما پنهان باشد، پذیرش آن عقلا محکوم به وجوب است. چرا که حکمت الهی تضمین‌کننده مصالح واقعی است.

خداوند این ولایت را به برخی افراد به صورت اعتباری واگذار کرده است. یعنی علاوه بر خودش، دیگران را نیز برای ما حجت قرار داده. این امر در مورد پیامبر(ص) با آیه «النَّبِیُّ أَوْلَیٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ» و در مورد امامان معصوم (ع) با آیه «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» تصریح شده است. بنابراین اطاعت از آنان در چارچوب امر و نهی، محدودیتی مشروع بر آزادی محسوب می‌شود.

در زمان غیبت امام زمان (عج)، این مسئولیت ولایتی به فقهای جامع‌الشرایط واگذار شده تا در امور دینی و اجتماعی مردم رسیدگی کنند. به این ترتیب، ولایت به دو دسته تقسیم می‌شود: ولایت ذاتی که منحصراً به خداوند تعلق دارد، و ولایت اعتباری که به پیامبر، ائمه و در زمان غیبت به فقهاء واگذار شده است. این نظام ولایتی، هرچند محدودکننده آزادی ظاهری است، اما از دید عقل و شرع بر پایه مصلحت واقعی بشر استوار است.

در فقه اسلامی اصل آزادی فردی حاکم است؛ یعنی هیچ‌کس به‌طور ذاتی حق ندارد در امور جان، مال یا شأن دیگری دخالت کند و بدون رضایت او مصلحتش را تعیین نماید. اما این اصل دو استثناء دارد: یکی ولایت ذاتی خداوند و دیگری ولایت اعتباری که خداوند به برخی افراد واگذار کرده است. خداوند به‌دلیل خالق و حکیم بودن، حق امر و نهی دارد و محدودیت‌هایی که در قالب احکام شرعی وضع می‌کند مانند وجوب نماز یا حرمت خمر از سوی عقل پذیرفته می‌شود، چرا که پشتوانه آن‌ها مصلحتی است که گرچه گاه برای ما پنهان است، اما به‌سبب حکمت الهی محقق می‌شود.

شئونی مانند اجتهاد، افتا و تقلیدکه جزو امور غیرولایی محسوب می‌شوند مستقل از جنسیت هستند؛ یعنی زن می‌تواند مجتهد شود و دیگران از او تقلید کنند. اما در شئون ولایی به‌ویژه ولایت مطلقه فقیه، قضاوت و رسیدگی به امور کلی جامعه اکثر فقها شرط ذکوریت (مرد بودن) را الزامی می‌دانند

خداوند این حق ولایت را به‌صورت اعتباری به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و ائمه معصومین علیهم‌السلام واگذار کرد؛ همان‌گونه که در آیه «النَّبِیُّ أَوْلَیٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ» و آیه «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا…» بیان شده است. در زمان غیبت امام زمان علیه‌السلام نیز این مسئولیت به فقهای جامع‌الشرایط یعنی کسانی که عادل، دارای فهم دقیق از احکام دین، و غیر مبتلا به دنیا هستند سپرده شده است.

*آیا در این مسئله همه فقها یک دیدگاه دارند؟

البته در میان فقها اختلافی در حدود این ولایت وجود دارد: دسته‌ای آن را محدود به «امور حسبه» می‌دانند؛ یعنی رسیدگی به کارهایی که رها گذاشتن آن‌ها با رضایت شرعی جمع نیست، مانند ولایت بر اموال ایتام یا جمع‌آوری وجوهات شرعیه. دسته‌ای دیگر مانند حضرت امام خمینی ولایت فقیه را گسترده‌تر می‌دانند و آن را شامل اختیاراتی برای اجرای احکام دینی در سطح جامعه، حتی از طریق تشکیل حکومت اسلامی، می‌شمارند.

در این چارچوب، جنسیت در تقسیم‌بندی شئون مرجع تقلید اهمیت پیدا می‌کند. شئونی مانند اجتهاد، افتا و تقلید که جزو امور غیرولایی محسوب می‌شوند مستقل از جنسیت هستند؛ یعنی زن می‌تواند مجتهد شود و دیگران از او تقلید کنند. اما در شئون ولایی به‌ویژه ولایت مطلقه فقیه، قضاوت و رسیدگی به امور کلی جامعه اکثر فقها شرط ذکوریت (مرد بودن) را الزامی می‌دانند. البته در برخی موارد ولایت حسبی محدود مانند ولایت مادر بر اموال فرزندان خود بعضی فقها اجازه ولایت زن را می‌دهند. بنابراین جنسیت در شئون غیرولایی معتبر نیست، اما در بسیاری از شئون ولایی به‌ویژه آن‌هایی که با قضاوت و حکومت مرتبط ‌اند مرد بودن شرط محسوب می‌شود و جنسیت به‌عنوان معیاری معتبر در نظر گرفته می‌شود.

*اخیرا در دیداری رهبر انقلاب مسئله مرجعیت زنان و رجوع زنان به آنان را مطرح کردند، شما آن را چطور می بینید؟

در فقه اسلامی، فرآیند اجتهاد دو مرحله مهم را در پیش می‌گیرد. در مرحله نخست، فقیه باید موضوع مورد بررسی را به‌درستی بشناسد و درک کند. برای مثال، اگر بخواهد درباره تغییر جنسیت فتوا بدهد، ابتدا خودش باید بفهمد که تغییر جنسیت واقعاً یعنی چه، ملاک جنسیت مرد یا زن بودن چیست و آیا این ملاک جسمانی است یا روحی و روانی یا ترکیبی از همه این‌ها. یا وقتی درباره نماز صحبت می‌کند، باید از منابع دینی بیاموزد که نماز دقیقاً شامل چه اجزایی است و چه حرکات و سکون‌هایی را در بر می‌گیرد. پس از اینکه فقیه موضوع را به‌خوبی شناخت، در مرحله دوم وارد استنباط حکم شرعی می‌شود؛ یعنی با استناد به قرآن، سنت، عقل و اجماع، حکم خداوند را درباره آن موضوع کشف می‌کند مثلاً اینکه نماز واجب است یا تغییر جنسیت در چه شرایطی جایز می‌شود.

از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای، شرع هیچ مانعی برای مرجعیت زنان نمی‌بیند. نه تنها زنان می‌توانند مجتهد شوند و دیگران از آن‌ها تقلید کنند، بلکه در حوزه‌هایی که موضوعات مربوط به زنان است، فتوا و نظر فقیه زن گاهی به‌دلیل شناخت غنی‌تر و تجربه‌ای عمیق‌تر از موضوع، از ارزش ویژه‌ای برخوردار خواهد بود

حضرت آیت الله خامنه ای معتقدند که جنسیت فقیه در مرحله دوم، یعنی استنباط حکم، هیچ تأثیری ندارد؛ چرا که روش استنباط برای همه فقها یکسان است و به مرد یا زن بودن بستگی ندارد. هر فقیه‌ای که شرایط اجتهاد را داشته باشد چه مرد باشد و چه زن می‌تواند با رعایت ضوابط علمی به کشف اراده خداوند بپردازد. اما در مرحله نخست، یعنی شناخت موضوع، جنسیت گاهی می‌تواند نقش مؤثری ایفا کند؛ به‌ویژه در مسائلی که موضوع آن‌ها ارتباط تنگاتنگی با زندگی زنان دارد.

ایشان تأکید می‌کنند که زنان در بسیاری از مسائل مانند مسائل پزشکی مربوط به بدن زن، روابط زناشویی، تجربه‌های روانشناختی ویژه زنان یا حتی برخی جوانب پیچیده تغییر جنسیت به‌دلیل تجربه زیستی مستقیم و درک درونی‌تر، معمولاً موضوع را با دقت و ظرافت بیشتری می‌شناسند. این درک عمیق‌تر از موضوع، در نهایت می‌تواند به استنباطی دقیق‌تر و واقع‌بینانه‌تر از اراده خداوند منجر شود؛ چرا که پایه هر استنباطی، شناخت درست از موضوع است.

بنابراین، از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای ، شرع هیچ مانعی برای مرجعیت زنان نمی‌بیند. نه تنها زنان می‌توانند مجتهد شوند و دیگران از آن‌ها تقلید کنند، بلکه در حوزه‌هایی که موضوعات مربوط به زنان است، فتوا و نظر فقیه زن گاهی به‌دلیل شناخت غنی‌تر و تجربه‌ای عمیق‌تر از موضوع، از ارزش ویژه‌ای برخوردار خواهد بود. این دیدگاه ضمن پذیرش کامل امکان مرجعیت زنان از نظر علمی و شرعی، به تفاوت‌های تجربی میان زن و مرد نیز احترام می‌گذارد و آن را فرصتی برای غنای بیشتر فقه می‌داند.

ادامه دارد…

منبع خبر: مهـر

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

چهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی ۱۷ آبان ۱۴۰۴

لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید