به گزارش خبرنگار اجتماعی زیرنویس؛ آنها قربانیان اسیدپاشی هستند و برخی از آنها افراد دارای معلولیت. از سوی اداره امور بانوان شهرداری تهران حدود یک ماه پیش، یک غرفه در بازارچه جنت در اختیارشان قرار گرفت. آنها با جمع آوری آثار برتر قربانیان اسیدپاشی و افراد دارای معلولیت ذیل موسسه خود، این غرفه را راه […]

به گزارش خبرنگار اجتماعی زیرنویس؛ آنها قربانیان اسیدپاشی هستند و برخی از آنها افراد دارای معلولیت. از سوی اداره امور بانوان شهرداری تهران حدود یک ماه پیش، یک غرفه در بازارچه جنت در اختیارشان قرار گرفت. آنها با جمع آوری آثار برتر قربانیان اسیدپاشی و افراد دارای معلولیت ذیل موسسه خود، این غرفه را راه اندازی کردند.

مشتری های خودشان را جذب کرده بودند؛ در و دیوار غرفه را رنگ آمیزی می‌کردند و قرار بود در شب عید، چرخ زندگی خودشان و خانواده هایشان را بچرخانند.

از قربانی اسیدپاشی شدن تا تأسیس یک انجمن برای قربانیان

محسن مرتضوی موسس و عضو هیات مدیره انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی است؛ قربانی اسیدپاشی که سال ۹۱ این حادثه برایش رخ داد. نیروی خدماتی شرکتی که در آن کار می‌کرد به او حمله کرد، ۱۹ ضربه چاقو زد و ۳ لیتر اسید روی او ریخت. او ۶ ماه در کما بود و پس از آن تازه ابتدای مسیر درمان و جراحی ها شروع شد؛ اما این اتفاق او را از پا نینداخت و سال ۹۶ انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی را ثبت کرد.

به گفته مرتضوی؛ اکنون حدود ۲۰۰ عضو در این انجمن حضور دارند و نزدیک به ۱۰۰۰ نفر در این انجمن و انجمن توان‌افزایی بدون مرز تحت پوشش قرار گرفته‌اند. در این مجموعه ها، دوره های آموزشی و ورکشاپ برای اعضا برگزار می شود و اکنون در سطح تهران ۴۵۰ هنرمند با آنها همکاری دارند.

غرفه‌ای که رایگان بود؛ اما همه چیز در آتش سوخت

مرتضوی تاکید کرد: طی جلسات متعدد با امور بانوان شهرداری، توانستند این غرفه ۱۲ متری را تامین کنند. غرفه رایگان بود؛ اما هزینه شارژ پرداخت می شد. حدود یک ماه از تحویل غرفه گذشته بود و ۱۵ روز زمان صرف قفسه بندی شد. فراخوان میان هنرمندان مجموعه منتشر شد و آثار برتر و نفیس انتخاب و برای فروش عرضه شد؛ اما در نهایت همه آنها دود شدند و به هوا رفتند. تمام قفسه ها، کانتر، لپ تاپ و تجهیزات سوخت. مجموع خسارت حدود یک میلیارد و سیصد میلیون تومان برآورد شده است.

از کپسول های خالی تا هشدارهای نادیده گرفته شده

مرتضوی درباره وضعیت ایمنی بازارچه گفت: به دلیل اتصالی برق در یکی از غرفه ها، حتی می شد آتش اولیه را با یک سطل آب خاموش کرد؛ اما کپسول های آتش نشانی گویا شارژ نشده بودند و آتش به غرفه های مجاور سرایت کرد و در نهایت سقف بازارچه را درگیر کرد.

او افزود: سیم کشی های بازارچه بسیار در هم تنیده بود و بارها از سوی اداره برق هشدار داده شده بود. همچنین آتش نشانی سه بار اخطار ناایمنی داده بود. کسبه قدیمی تر می گفتند برق مدام قطع می شد و هیچکس نمی توانست منشأ مشکل را پیدا کند تا اینکه فرد خاصی که بلد کار بود، می آمد و مسئله را حل می کرد.

۶ جلسه استخر رایگان؛ هدیه مسئول شهرداری تهران به مال باختگان آتش سوزی بازارچه جنت!

دیگری؛ خانم هاشمی است که سال ۸۹ و در سن ۷ سالگی قربانی اسیدپاشی توسط زن دایی‌اش شده است. او در این غرفه مسئول فروش بود.

او می‌گوید: چند روز قبل از آتش سوزی، یک ریسه برق برای تزئین غرفه داشتیم که آن را به برق زدیم، اتصالی کرد و سوخت. موضوع را به مسئولان مجموعه اطلاع دادیم ولی گفتند همینه که هست! چند وقت پیش بعد از آتش سوزی؛ در جلسه ای با مسئولان شورای شهر تهران، مسئول شهرزاد به ما گفت مغازه هایتان سوخته اشکال ندارد، ما به شما ۶ جلسه استخر رایگان می دهیم.

جلسه ای پر از هرج و مرج و وعده ای که مرهم نشد

نادیا خدایی که در همان جلسه حضور داشت؛ به زیرنویس می‌گوید: قرار بود فقط افراد مرتبط با امور بانوان در ساعات مشخص ملاقات داشته باشند؛ اما همه غرفه داران، حتی آنها که غرفه را از امور بانوان نگرفته بودند هم حضور داشتند. ساعت ملاقات حدود دو و نیم تا سه اعلام شده بود؛ اما مسئولان تازه ساعت پنج رسیدند. در نهایت تنها ۱۰ نفر را بصورت خصوصی ملاقات کردند و از بقیه خواستند یکجا وارد سالن شوند تا جلسه سریع تر تمام شود. هرج‌ومرج شدیدی شکل گرفت. در مجموع نیز فقط ۵۰ میلیون تومان برای جبران خسارت پرداخت شده که مشخص نیست چگونه باید میان این همه افراد دارای معلولیت که برای این غرفه آثار هنری شان را ارسال کرده بودند تقسیم شود.

هنرمندانی که سرمایه شان خاکستر شد

یزدان کاویان نژاد عضو هیات مدیره موسسه خیریه تاب که سال ۹۲ بر اثر سانحه تصادف روی ویلچر نشسته است؛ می‌گوید افراد دارای معلولیت و قربانیان اسیدپاشی در این کار سهیم بودند؛ اما هرچه به غرفه آورده بودند سوخت و نابود شد.

او افزود؛ کارهای مشبک و منبت‌کاری شخصی‌اش نیز در غرفه بود و به‌تنهایی حدود ۱۲۰ میلیون تومان ضرر مالی متحمل شده است.

نامه ای که به دست شهردار رسید؛ اما پاسخی نگرفت

سید مهدی موسوی عضو هیات مدیره موسسه خیریه تاب نیز می‌گوید: در این مدت یک بار علیرضا زاکانی را در حاشیه برنامه ای دیدم و تلاش کردم با او صحبت کنم و نامه ای در مورد وضعیتمان به دستش برسانم؛ اما با برخورد نامناسب محافظان شهردار مواجه شدم. در نهایت توسط محافظان این نامه دریافت شد؛ اما تا امروز خبری از رسیدگی به مشکلات و خسارت های این افراد نشده است. 

حالا که به عید نزدیک شده‌ایم، نوروز همیشه برای ایرانیان رنگ و بویی متفاوت داشته؛ اما به گفته این افراد، این روزها عید برایشان خاکستری گذشته است.

امید است با جبران به موقع و بی‌دردسر خسارت های واردشده، شهرداری تهران بتواند رنگ و بوی عید را دوباره به زندگی آنها برگرداند و سهمی در روشن تر شدن روزهایشان داشته باشد.

منبع خبر: رکــنا

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید