ساغر عزیزی در مصاحبه ای گفت: یکی از خاطرات جالب من در ۷ سالگی زمانی بود که مرا در مدرسه ثبت نام کردند و من مرتب به خانواده و مسئولین مدرسه اصرار می کردم که من پسرم و باید اسم مرا در مدرسه پسرانه بنویسند. بعد از اینکه خانواده به خواست من توجه نکردند پس […]
ساغر عزیزی در مصاحبه ای گفت: یکی از خاطرات جالب من در ۷ سالگی زمانی بود که مرا در مدرسه ثبت نام کردند و من مرتب به خانواده و مسئولین مدرسه اصرار می کردم که من پسرم و باید اسم مرا در مدرسه پسرانه بنویسند. بعد از اینکه خانواده به خواست من توجه نکردند پس از چند روز از مدرسه فرار کردم و به مدرسه پ۱سرانه رفتم و آنجا به آنها گفتم که من پسرم و خانواده ام متوجه نیستند که من پسرم. شما مرا ثبت نام کنید! خاطرم هست معلم کلاس اولم خانم طالبی که امیدوارم هر جا هستند سلامت باشند در کنار شیطنت های من خیلی صبوری می کردند و رابطه خوبی با من برقرار کرده بودند. از شیراز تا تهران وقتی به تهران آمدم اولین چیزی که متوجه شدم این بود که زندگی در تهران سرعت بیشتری دارد
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
پایان مدارا با «دیکتاتوری دیجیتال»وقتی اینستاگرام و تلگرام اتاق جنگ میشوند/ضرورت مسدودسازی هدفمند شبکه های اجتماعی متخاصم
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟































