نام سد های شاخص یکی پس از دیگری در بولتن ها تکرار میشود؛ از سد امیرکبیر و سد لتیان و سد ماملو در حوزه تأمین آب تهران تا سد سفید رود در شمال کشور اما این تکرار اسامی و درصدها، بدون انتشار بسته اقدام، بیش از آنکه ابزار مدیریت باشد، به باز خوانی روزمره یک […]
نام سد های شاخص یکی پس از دیگری در بولتن ها تکرار میشود؛ از سد امیرکبیر و سد لتیان و سد ماملو در حوزه تأمین آب تهران تا سد سفید رود در شمال کشور اما این تکرار اسامی و درصدها، بدون انتشار بسته اقدام، بیش از آنکه ابزار مدیریت باشد، به باز خوانی روزمره یک هشدار تبدیل شده است. هشدار وقتی اثر دارد که به تصمیم منجر شود؛ وقتی سهم هر بخش از کاهش مصرف روشن باشد؛ وقتی جدول زمان بندی محدودیت ها و پروژه های جبرانی منتشر شود. در غیر این صورت، اعلام مداوم وضعیت قرمز، صرفاً به تولید اضطراب پراکنده می انجامد.
فایده اعلام روزانه آمار، اگر به اصلاح رفتار سیاستگذار منجر نشود، ناچیز است. داده، زمانی ارزشمند است که مبنای اقدام باشد. در غیاب اقدام شفاف، عددها به خودِ هدف بدل میشوند؛ گویی مدیریت بحران به مدیریت خبر تقلیل یافته است.
این رویکرد، هزینه دوگانه دارد. از یکسو اعتماد عمومی را فرسوده می کند، زیرا جامعه تغییر ملموسی در سیاست ها نمیبیند؛ از سوی دیگر، دستگاه اجرایی را از پاسخگویی درباره نتایج معاف میکند، چون تمرکز بر «وضعیت» است نه «عملکرد».
بحران آب یک مسئله فنی چند بعدی است، مدیریت تقاضا، کاهش تلفات شبکههای فرسوده، بازچرخانی پساب، کنترل برداشتهای غیرمجاز، بازنگری در الگوی کشت و تنظیم تخصیصها. هیچ یک از این سر فصل ها با اعلام درصد پرشدگی پیش نمی رود. وقتی ۶۱ درصد مخازن خالی است، معیار سنجش کارآمدی باید میزان کاهش مصرف، حجم آب باز چرخانی شده، درصد کاهش هدررفت و تعداد چاه های مسدود شده باشد؛ نه تعداد اطلاعیه ها. در غیر این صورت، آمار به یک آیین تکراری بدل می شود که فقط شدت بحران را یادآوری میکند، بیآنکه مسیر خروج را ترسیم کند.
تکرار روزانه اعداد، بدون پیوست اجرایی، به تدریج بحران را عادی میکند. جامعه به شنیدن «وضعیت نگران کننده» خو می گیرد و حساسیتش کاهش مییابد. این عادیسازی خطرناک است، زیرا مدیریت منابع آب نیازمند بسیج اجتماعی هدفمند است؛ بسیجی که بدون شفافیت برنامه شکل نمی گیرد. وقتی سیاست های مشخص اعلام نشود، نه امکان ارزیابی عملکرد وجود دارد و نه امکان مطالبهگری دقیق.
سود اعلام بی وقفه آمار، در بهترین حالت، ثبت وضعیت است؛ اما کشور در مرحله ای نیست که به ثبت وضعیت بسنده کند. آنچه ضرورت دارد، عبور از «گزارش بحران» به «فرمان اقدام» است. تا زمانی که فاصله میان عدد و برنامه پر نشود، هر درصد تازهای که اعلام میشود، تنها گواه تداوم یک چرخه خواهد بود: اعلام، نگرانی، فراموشی؛ و سپس اعلام دوباره.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
پایان مدارا با «دیکتاتوری دیجیتال»وقتی اینستاگرام و تلگرام اتاق جنگ میشوند/ضرورت مسدودسازی هدفمند شبکه های اجتماعی متخاصم
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟































