روزنامه شرق نوشت: در روزها و هفتههای اخیر، با توجه به تنشها و مذاکرات جاری بین ایران و آمریکا، این تصور رایج شکل گرفته که مناقشه محدود به تهران و واشنگتن است. اما تحلیل دقیقتر نشان میدهد که واقعیت امر در سطح کلانتر و ساختاریتر قابل فهم است و باید در چارچوب معادلات ابرقدرتها بررسی […]

روزنامه شرق نوشت: در روزها و هفتههای اخیر، با توجه به تنشها و مذاکرات جاری بین ایران و آمریکا، این تصور رایج شکل گرفته که مناقشه محدود به تهران و واشنگتن است. اما تحلیل دقیقتر نشان میدهد که واقعیت امر در سطح کلانتر و ساختاریتر قابل فهم است و باید در چارچوب معادلات ابرقدرتها بررسی شود. دو گزینه برساخته یعنی «جنگ» یا «توافق تحمیلی» آمریکا بر ایران، درواقع محصولی از رقابت ژئوپلیتیک گسترده میان ایالات متحده و چین است؛ به این معنا که هر تصمیم یا اقدامی در زمینه توافق هستهای، برنامه موشکی یا نفوذ منطقهای، بخشی از یک طراحی کلان آمریکایی است که هدف آن، اعمال فشار بر ایران پیش از تمرکز اصلی بر چین است.
اسماعیل بشری، پژوهشگر ارشد حوزه بینالملل گفت: تجربه تاریخی نشان داده که ایالات متحده، چه در دولتهای اوباما و بایدن و چه در دو دولت ترامپ، همواره پرونده ایران را بهعنوان اولویت ژئوپلیتیک در منطقه دنبال کرده است، اما در سطح کلان، این پرونده وسیلهای برای آمادهسازی شرایطی بزرگتر و رقابت مستقیم با چین نیز به حساب میآید.
با ورود به سال ۲۰۲۶، دونالد ترامپ، با توجه به تجربه و سبک مذاکره و چانهزنی خود، در تلاش خواهد بود پرونده ایران را هرچه زودتر تعیین تکلیف کند؛ چه از مسیر توافق تحمیلی و چه از طریق تهدید یا اعمال فشار نظامی محدود، چراکه هدف او آن است از ظرفیت حل منازعه ایران برای بهدستآوردن امتیاز سیاسی و تبلیغاتی بهره ببرد و همزمان، دو سال پایانی ریاستجمهوری خود (۲۰۲۷ و ۲۰۲۸) را به تمرکز و مهار چین اختصاص دهد. این روند، استمرار اولویت راهبردی آمریکا برای مهار نفوذ و رشد اقتصادی و نظامی پکن است که ریشه در سیاستهای راهبردی اوباما و پس از آن ترامپ دارد. به عبارت دیگر، ایران در معادلات جاری نه یک بازیگر مستقل، بلکه یکی از متغیرهای مؤثر در رقابت کلان واشنگتن و پکن است؛ این معنا را میدهد که تحلیل صرفا محدود به مناسبات تهران-واشنگتن، بدون لحاظکردن نقش چین و تعادل قوا، ناقص و غیرواقعبینانه خواهد بود.
نتیجه آنکه هرگونه درک دقیق از مسیر مذاکرات، تنشها یا احتمال جنگ، مستلزم بررسی گستردهتر رقابت ابرقدرتها، تعاملات اقتصادی و نظامی و تأثیر این رقابت بر امنیت و سیاست منطقهای ایران است، بنابراین پرونده ایران، در عین اهمیت منطقهای و هستهای، ابزار و نقطه تقابل راهبردی برای مهار چین و تأمین اهداف کلان ایالات متحده نیز هست، بنابراین نمیتوان تحولات جاری را تنها در چارچوب دو کشور تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را بخشی از ساختار ژئوپلیتیک جهانی و رقابت ابرقدرتها دانست.
اگر بپذیریم که ایران در معادلات جاری بخشی از رقابت کلان چین و آمریکا است، طبیعی است که کشور ما میتواند بهعنوان «زمین سوخته» در منازعات ابرقدرتها دیده شود یا صرفا بهعنوان یک کارت در بازی ژئوپلیتیک استفاده شود، ضمن آنکه روسیه و چین، هرگاه دستیابی به منافع خود در تنش با آمریکا میسر شود، به سهولت قادرند ایران را در چارچوب معامله یا مصالحه راهبردی خود قرار دهند، بیآنکه تعهد بلندمدت به حفظ منافع ایران داشته باشند، بنابراین برای تحلیل عمیقتر جایگاه ایران در معادلات جاری ایرقدرتها و بررسی دوگانه برساخته «جنگ یا مذاکره» ترامپ در چارچوب رقابت راهبردی چین و آمریکا، با اسماعیل بشری، پژوهشگر پیشین مرکز تحقیقات استراتژیک، و حامد وفایی، استاد مطالعات چین در دانشگاه تهران، به گفتوگو نشستهایم تا ارزیابیهای تخصصی و واقعبینانه آنان از موقعیت تهران و نقش احتمالی ایران در معادلات کلان قدرتهای بزرگ را دریابیم.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
پایان مدارا با «دیکتاتوری دیجیتال»وقتی اینستاگرام و تلگرام اتاق جنگ میشوند/ضرورت مسدودسازی هدفمند شبکه های اجتماعی متخاصم
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
































