ورزش پهلوانی و زورخانه‌ای در غربتی نام آشنا
ورزش پهلوانی و زورخانه‌ای در غربتی نام آشنا

ورزشِ زورخانه‌ای گمشده نسل امروز ماست که باید برای احیای آن یک یا علی بگوییم و به جای هزینه برای این همه دستگاه‌های عریض و طویلِ فرهنگی – که نمی‌دانیم بودجه‌های‌شان را چگونه و در کجا مصرف می‌کنند- با اختصاص یارانه در هر شهری صدای زنگ مرشد را به گوش مردمان آن برسانیم.

یا علی.. یا علی.. یا علی ……

چشم‌ها به گود نظاره‌گر می‌شود، سکوت حکم فرماست. مرشد زنگ را بصدا در می‌آورد و پهلوانان یکایک برای به میدان آمدن رخصت می‌طلبند، و چه زیباست این صحنه را همراه بودن.

بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمان و یا رحیم
به نام خدای علی آفرین
خدای زمان و خدای زمین
درِ آسمان بر زمین باز شد
به نام علی خلقت آغاز شد…..

صورت زیبای انجام حرکات ورزشی، ذهن را به سیرت زیبای آن می‌کشاند؛ تداعی جوانمردی، غیرت، مردانگی، صفا و صمیمیت. چه متاع کمیابی است برای این روز‌هایمان و چه زیستن زیبنده‌ای بود برای آن روز‌ها.

– بارِ دیگر یا علی می‌شنوم و من اولین قدم‌هایم را مجسم می‌کنم دست بر زانو و دیوار، لرزان بر پاهایم‌ ایستاده‌ام در حالی‌که پدر و مادرم یا علی‌ گویانِ زبانم می‌شوند. همه خرسند از این اتفاق‌اند.

– مرشد زنگ را دوباره بصدا در می‌آورد و می‌خواند….

یکی و دو تا سه تا و چهارتا
پنج تا و شیش تا هفتا و هشتا و نه تا و ده تا
صد تا هزار تا دوست دارم
علی علی علی علی …….

با زنگ مرشد، از عالم خیال بر می‌گردم به زورخانه و می‌اندیشم به ساعت‌ها و روز‌های پدران و مادرانی که به‌امید بچه‌هایشان بودند تا زورخانه‌ای شوند. به خود و بر خود باشند. از خود بگذرند و سپس برای دیگران خود را بسازند.

زورخانه‌ای که تربیتش نه زور و بازو و «بزن بهادری»است نه نوچه‌‌ی مفت‌خور و بی‌مخ‌ و بی‌درد پروری، بلکه هر چه ادعای قدرت است بر گود بماند و خارج از گود و زورخانه او را رعیت مردم کند.

بر می‌گردم به امروزم و افسوس می‌خورم از سنتی که رو به فراموشی می‌رود و مردمی که گمشده خود را می‌بینند اما غربتش را در نمی‌یابند و قدم از قدم بر نمی‌گیرند و ما … چه زود قافیه را باخته و بر خود تاخته‌ایم.

به این می‌اندیشم در زمانه‌ای که هر روز ورزش جدیدی با بوق و کرنا و بسادگی مانند علف سبز می‌شود، چرا باید این ورزش ریشه دارِ زورخانه‌ای محو شود؟

به گزارش زیرنویس، چرا نسلی که روزگاری پوریای ولی و تختی داشت و بر آنان می‌بالید، اکنون در همهمه و هیاهوی بتمن، سوپرمن‌ و قهرمان‌‌های خیالیِ نویسندگان هالیوودی، گم شده‌ است و با رویای مرد عنکبوتی شدن و از ساختمانی به ساختمانی دیگر پریدن شب را صبح می‌کند؟

ورزشِ زورخانه‌ای گمشده نسل امروز ماست که باید برای احیای آن یک یا علی بگوییم و به جای هزینه برای این همه دستگاه‌های عریض و طویلِ فرهنگی – که نمی‌دانیم بودجه‌های‌شان را چگونه و در کجا مصرف می‌کنند- با اختصاص یارانه در هر شهری صدای زنگ مرشد را به گوش مردمان آن برسانیم.

و بدانیم ورزشکاری که هر روز ورزشش را با نام خدا و ذکر علی (ع) شروع کند و گوشش به صدای مرشد و سخنان بزرگان باشد، مگر می‌شود مرامش علی‌وار نشود؟ اگر به تعبیر امام خمینی(ره) وظیفه دانشگاه انسان‌سازی است، زورخانه پهلوان می‌سازد، مردی و مردانگی هدیه می‌دهد، نه بزن بهادر و «لات‌ِ کوچه خلوت».

  • نویسنده : گروه اجتماعی زیرنویس
  • منبع خبر : زیرنویس نیوز