اختلافات علی دایی و محمد مایلیکهن در سال ۱۳۹۰ فوقالعاده اوج گرفته بود و طرفین مصاحبههای بسیار تندی در مورد یکدیگر انجام میدادند که هنوز هم از یاد اهالی فوتبال نرفته است. علی دایی ۱۲ دی ۱۳۹۰ و یک روز پس از مصاحبه طوفانی محمد مایلیکهن، جواب بسیار تندی به او داد که دوباره همراه […]
اختلافات علی دایی و محمد مایلیکهن در سال ۱۳۹۰ فوقالعاده اوج گرفته بود و طرفین مصاحبههای بسیار تندی در مورد یکدیگر انجام میدادند که هنوز هم از یاد اهالی فوتبال نرفته است.
علی دایی ۱۲ دی ۱۳۹۰ و یک روز پس از مصاحبه طوفانی محمد مایلیکهن، جواب بسیار تندی به او داد که دوباره همراه با یکدیگر خلاصه حرفهایش را مرور میکنیم:
- آدم باید در دل مردم باشد و ماشین مدل پایین سوارشدن به معنای مردمی بودن نیست. من افتخار میکنم از اردبیل آمدهام و اردبیل زمانی پایتخت ایران بوده است. افتخار میکنم که برای تیمپیداکردن پیش کسی نرفتم و به خاطر مطرح کردن خودم، گردنم را پیش هیچکس خم نکردم.
- زندگی خصوصیام به کسی ربطی ندارد و با صراحت میگویم دو پاسپورت دارم چون به خاطر مسافرتهای زیادی که به اروپا دارم، وقت گرفتن ویزا ندارم و گذرنامه آمریکایی هم گرفتهام اما هرچه در خارج از کشور به دست آوردم را به داخل ایران آورده و همینجا سرمایهگذاری کردهام. خدا را شکر میکنم که ۲۰۰ خانوار از کنارم نان میخورند.
- متاسفم که ایشان به خاطر دور افتادن از مردم و گوشهگیر شدن، حالا دیگر فرق عمه و خاله را نمیداند. البته وقت خالی ندارم که از چنین آدمهای خانهنشینی شکایت کنم. اگر او را سرمربی پرسپولیس میکردند، الان محمد رویانیان بهترین مدیرعامل این باشگاه بود اما چون به او تیم ندادهاند، آقای رویانیان هم مدیر بدی شده است. اگر این بنده خدا مدیر بدی بود چرا پیغام دادید که با او کار کنید؟
- این آقا یادش رفته سال ۱۳۸۷ که قانون محکومش کرد، بعد از اینکه رضایت دادم، داخل مغازهام گریه کرد!
بیشتر بخوانید: اینآقا برای هر کس دایی باشد، برای من خاله است/ انگار یادمان رفته پلیورش را توی شلوارش میکرد

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی






























