مواجهه با کودکانی که قواعد فضاهای اجتماعی را نادیده میگیرند، به تجربهای تکرارشونده برای بسیاری از مردم تبدیل شده است باشگاه خبرنگاران جوان – گزارههایی مثل «انتظار دارن کل دنیا در خدمت بچهشون باشه» و «مردم قرار نیست پازل تربیتی شما رو کامل کنن» به یک مسئلهٔ مشترک اشاره دارند: ابهام در مرز میان مسئولیت […]

مواجهه با کودکانی که قواعد فضاهای اجتماعی را نادیده میگیرند، به تجربهای تکرارشونده برای بسیاری از مردم تبدیل شده است
باشگاه خبرنگاران جوان – گزارههایی مثل «انتظار دارن کل دنیا در خدمت بچهشون باشه» و «مردم قرار نیست پازل تربیتی شما رو کامل کنن» به یک مسئلهٔ مشترک اشاره دارند: ابهام در مرز میان مسئولیت والدین در تربیت فرزند و تحمیل انتظارات کودک و والدین به جامعه. کودکان لوس شدهاند یا والدین نقش جامعه را اشتباه فهمیدهاند؟
عصر شلوغیست؛ اتوبوس پر است و چهرههای خسته حاکی از یک روز پرمشغله. کودکی میان جمعیت مدام فریاد میزند، به کیف مسافران دست میزند و شالگردن دیگری را میکشد. هر نگاه معترضی با لبخندی خسته یا جملهای آشنا پاسخ داده میشود «بچهست دیگه».کسی چیزی نمیگوید، اما سکوت جمع سنگین است؛ سکوتی که نه از رضایت، که از درماندگی میآید. این صحنه، نمونهای از روایتهایی است در فضاهایی که قرار بود مشترک باشند، اما کمکم به میدان کشمکشهای نانوشته بدل شدهاند.سؤال مهم این است که وقتی مرزها در تربیت کمرنگ میشوند، بارِ سازگاری و تحمل تا کجا باید بر دوش جامعه بیفتد؟
چارهٔ لوس بودن بچهها، سازگاری جامعه نیست
مواجهه با کودکانی که قواعد فضاهای اجتماعی را نادیده میگیرند، به تجربهای تکرارشونده برای بسیاری از مردم تبدیل شده است؛ از مهمانیهای خانوادگی و فضاهای درمانی تا وسایل حملونقل عمومی.اما مسئله فقط رفتار کودک نیست. نوع مواجههٔ والدین با این رفتارها موضوع مهمتری است که مدل رفتار کودک را هم میتوان از آن نتیجه گرفت؛ اینکه والدین از جامعه انتظار سازگاری با هر نوع رفتار فرزندشان را دارند. این تغییر آرام اما عمیق در مناسبات تربیتی، بهتدریج تنشهایی را در روابط روزمره ایجاد کرده که دیگر محدود به حریم خانواده نمیماند.روایتها و تجربههای زیادی که شاید در ذهن خودمان هم سراغ داشته باشیم نشان میدهد مسئلهٔ «لوس بارآوردن بچهها» یک بحث صرفاً تربیتی نیست، بلکه میتواند به چالشی اجتماعی تبدیل شود. چالشی که یک پرسش ساده و اساسی دارد؛ «مرز مسئولیت والدین و انتظار آنها از جامعه کجاست؟»
وقتی خانهٔ دیگران، زمین بازی میشود
یکی از پرتکرارترین گلایهها، مربوط به کودکانی است که در خانهٔ میزبان به وسایل آسیب میزنند و والدین نهتنها عذرخواهی نمیکنند، بلکه طلبکار میشوند که «چرا به بچه تذکر دادید». این نوع واکنش، پیام پنهانی اما مهمی برای کودک دارد؛ «تو مسئول رفتارت نیستی و دیگران باید خودشان را با تو تنظیم کنند.»در چنین شرایطی، کودک یاد نمیگیرد که هر فضا قواعد خودش را دارد. خانهٔ خود، مهد کودک یا فضای عمومی، هر کدام آداب مشخصی دارند. حذف مفهوم «مرز» از تربیت، همان جایی است که لوس شدن شکل میگیرد؛ جایی که کودک تصور میکند خواستهها و رفتارهایش همیشه اولویت دارند، حتی اگر هزینهاش را دیگران بپردازند.
مطب پزشک؛ درمان یا تمرین توجهطلبی؟
چند روز پیش خانم دکتری در توییتی از یک شیفت بسیار شلوغ بیمارستان نوشت و اینکه کودک سرماخورده بعد از ویزیت، در حالی که بیماران زیادی منتظر بودهاند، از پارک رفتن و سرما خوردنش به تفصیل و با جزئیات تعریف میکرده است. وقتی پزشک صحبت کودک را قطع میکند و میگوید «باشه عزیزم. دارو نوشتم، خوب میشی.» والدین کودک معترض میشوند که «بذارین بچه صحبت کنه، اعتماد به نفسش رو خرد نکنین…»فارغ از درست یا غلط بودن رفتار پزشک، مسئلهٔ اصلی، توقع والدین است. جملهٔ تأملبرانگیز دکتر که در ادامه نوشته است «انتظار دارن کل دنیا در خدمت بچهشون باشه»، بهخوبی این شکاف را نشان میدهد.کاربران هم واکنشهای قابلتوجهی به این موضوع داشتند؛ «این توصیههای روانشناسی و تربیتی برای والدینه. مردم قرار نیست پازل تربیتی شما رو کامل کنن.» یا «پدر مادر باید بچه رو برای حضور در جامعه آماده کنن، نه اینکه انتظار داشته باشن همه مطابق میل اینا با بچشون رفتار کنن.»
پاسخ سخت جامعه به کودک طلبکار
نمونهٔ دیگر، روایت دندانپزشکی است که با بیماری خردسال روبهرو شده که از پزشک پرسیده «جایزهٔ خوب چی داری؟» و وقتی پاسخ منفی شنیده، دست به سینه شده و گفته «پس من نمیذارم دندونمو درست کنی.»در این روایت، کودک از انجام یک کار ناخوشایند مثل ترمیم دندان نمیترسد؛ بلکه انجام وظیفهٔ پزشکی را مشروط به دریافت پاداش میکند.اما چرا کودک باید از یک غریبه طلب جایزه کند؟ آیا دیگران در جامعه موظفند در ازای خدمتی که به کودک ما ارائه میدهند، جایزه هم به او بدهند؟وقتی والد با این منطق کنار میآید، کودک یاد میگیرد که هر همکاری اجتماعی باید با امتیاز ویژه همراه باشد؛ الگویی که در آینده، به باجخواهی عاطفی و ناتوانی در پذیرش قواعد جمعی ختم میشود. یکی از کاربران در این باره مینویسد «اگه وارد بازی باجگیری بشید، مدیریت رفتار کودک غیرممکن میشه.»به طور کلی، بسیاری معتقدند والدین ناآگاه، فرزندان خود را حق به جانب بار میآورند و کودک تبدیل میشود به فردی خودخواه که نمیتواند ناکامی را تحمل کند.
خودخواهی در مترو و درسی که جامعه میدهد
ویدیوی دختر نوجوانی که در واگن عمومی مترو، کیفش را روی صندلی کنار خود گذاشته و حاضر نمیشود آن را برای نشستن یک پیرمرد بردارد، نمادی از همین مسئله است. تا زمانی که مرد جوانی مداخله میکند، کیف را به دست دختر میدهد و به پیرمرد میگوید «بفرمایید بنشینید».هرچند این ویدیو، یک برنامهٔ دوربین مخفی در قالب آزمایش اجتماعی بود، اما پیامش واقعی است؛ اگر والدین، کودک را برای زندگی اجتماعی آماده نکنند، جامعه این کار را، حتی در بزرگسالی او، خواهد کرد؛ گاهی با تذکر، گاهی با تحقیر و گاهی با برخوردی که خوشایند کودک نیست.
یک مسئولیت خصوصی با پیامدهای عمومی
لوس شدن کودک، نتیجهٔ محبت زیاد نیست؛ نتیجهٔ نبود چارچوب است. کودک نیاز دارد یاد بگیرد که دنیا حول محور او نمیچرخد و دیگران، ابزار تمرین اعتمادبهنفسش نیستند. توصیههای روانشناسی، زمانی مؤثرند که در بستر واقعیتهای اجتماعی اجرا شوند، نه با توقع از غریبهها.تربیت فرزند، مسئولیت والدین است؛ اما پیامدهایش عمومی است. نمیتوان از مردم و جامعه انتظار داشت که «پازل تربیتی» خانوادهها را کامل کنند.اگر این مرز روشن نشود، آنچه آسیب میبیند، نه فقط روابط اجتماعی و خانوادگی، بلکه خود کودک است که دیر یا زود، هزینهٔ این تربیت نادرست را خواهد پرداخت.
منبع: فارس
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی






























