مرد شیاد که به جرم کلاهبرداری ۲ سال تحت تعقیب بود، در حالی دستگیر شد که با ترفند استخدام منشی به دختران تعرض میکرد. باشگاه خبرنگاران جوان– اوایل سال ۱۴۰۲ یکی از بازیگران معروف سینما و تلویزیون با مراجعه به پلیس از کلاهبرداری میلیاردی مردی به نام فریبرز شکایت کرد و گفت: «میخواستم ویلایی در […]
مرد شیاد که به جرم کلاهبرداری ۲ سال تحت تعقیب بود، در حالی دستگیر شد که با ترفند استخدام منشی به دختران تعرض میکرد.
باشگاه خبرنگاران جوان– اوایل سال ۱۴۰۲ یکی از بازیگران معروف سینما و تلویزیون با مراجعه به پلیس از کلاهبرداری میلیاردی مردی به نام فریبرز شکایت کرد و گفت: «میخواستم ویلایی در شمال کشور بسازم که در جریان انجام کارهای اداری با مردی به نام فریبرز آشنا شدم. او به من گفت دوستان زیادی در شهرداری و سازمانهای دیگر دارد و میتواند به من کمک کند تا کارها سریعتر انجام شود. مدتی بعد هم به من پیشنهاد مشارکت داد و گفت اگر زمین را به نام او کنم، کارهای مقدماتی زودتر انجام میشود. من هم سند را به نامش زدم، اما نه تنها کمکی نکرد بلکه زمین را فروخت و از من کلاهبرداری و فرار کرد.» با شکایت بازیگر جوان تحقیقات برای دستگیری متهم آغاز شد و در ادامه کارآگاهان مبارزه با کلاهبرداری اداره آگاهی با شکایتهای مشابه دیگری مواجه شدند. یکی دیگر از شاکیها زن جوانی بود که از فریبرز شکایت کرد و گفت: «در فضای مجازی آگهی مشارکت در واردات برنج دیدم و پس از تماس با صاحب شرکت مردی به نام فریبرز به من گفت در ازای هر یک میلیارد تومان سرمایهگذاری میتوانی ماهی ۱۵۰ میلیون تومان سود بگیری. من هم قبول کردم، اما نه تنها هیچ سودی پرداخت نکرد بلکه وقتی گفتم شکایت میکنم چند مرد را اجیر کرد که کیفم را سرقت کنند و حین درگیری با سارقان سرم به زمین اصابت کرد و بیهوش شدم.»
صدور حکم غیابی
در ادامه تحقیقات کارآگاهان دریافتند فریبرز به همراه سه مرد دیگر سناریوی کلاهبرداریها را رقم زده است و با انتشار آگهی مشارکت در سرمایهگذاری و واردات برنج و خودرو از آنها کلاهبرداری میلیاردی کرده است. اعضای این باند برای اینکه شاکیها را از ادامه شکایت منصرف کنند، بادیگارد استخدام کرده و آنها را تهدید و برایشان مزاحمت ایجاد میکردند.
هر چند بررسیهای کارآگاهان پلیس برای دستگیری متهمان ادامه داشت، اما هیچ ردی از متهمان بدست نیامد و با توجه به شکایت ۸ شاکی و ارائه مدارک و شواهد موجود در پرونده، متهمان غیابی محاکمه و به زندان، ردمال و جریمه محکوم شدند.
تعرض به بهانه استخدام منشی
در حالی که با گذشت ۲ سال، تلاش برای دستگیری فریبرز و اعضای باندش همچنان ادامه داشت، چند روز قبل، دختر جوانی قدم در اداره شانزدهم پلیس آگاهی پایتخت گذاشت و از مردی به نام پدرام به اتهام تعرض شکایت کرد و گفت: «در فضای مجازی با آگهی استخدام منشی مواجه شدم. حقوق ماهانه ۷۰ میلیون تومان و پورسانت عالی که به ۱۵۰ میلیون تومان هم میرسید. من هم برای استخدام تماس گرفتم. مردی به نام پدرام پاسخ داد که رئیس شرکت بود و از من خواست برای مصاحبه به شرکتش که در طبقه دهم برجی در جردن بود بروم.» او ادامه داد: «اما وقتی به برج رسیدم درست مقابل در ورودی شرکت دو مرد جوان را دیدم. یکی از آنها خودش را پدرام معرفی کرد و گفت برایش کاری پیش آمده و باید برای دیدن ملکی برود و از من خواست تا او را همراهی کنم و در مسیر باهم در مورد کار صحبت کنیم. من هم قبول کردم و سوار خودرواش شدم. چون در مسیر صحبت میکردیم اصلاً متوجه نشدم به کجا رفتند، اما درنهایت وارد خانهای شدیم و آنجا بود که او به من با تهدید و زور تعرض کرد. بعد هم دوباره مرا سوار خودرو کرده و در حالی که سرم را زیر صندلی گرفته بودند، در خیابانی پیاده کردند و من اصلاً آدرس آنجا را متوجه نشدم.»
دستگیری در قرار ساختگی
در ادامه کارآگاهان اداره شانزدهم با شکایتی مشابه مواجه شدند، اما دومین شاکی مدعی شد که از سوی متهم گروگان گرفته شده و حدود ۱۲ ساعت در خانه حبس شده بود.
باتوجه به حساسیت موضوع، کارآگاهان در ادامه تحقیقات به محل شرکت متهم رفتند، اما مشخص شد اصلاً چنین شرکتی در آنجا وجود ندارد؛ بنابراین به سراغ آگهیهای استخدام منشی با حقوق ۱۵۰ میلیونی در فضای مجازی رفتند و با بررسی آگهیها موفق به شناسایی متهم شدند و در تماسی ساختگی با وی و قرار مصاحبه، کارآگاهان اداره شانزدهم وارد عمل شده و پدرام را دستگیر کردند.
اما وقتی پدرام به اداره آگاهی منتقل شد، در بررسی هویت وی مشخص شد او همان فریبرز است که به جرم کلاهبرداری تحت تعقیب بود.
با برملا شدن این راز، تحقیقات برای دستگیری سه همدست او و شناسایی مالباختگان و قربانیان احتمالی ادامه دارد.
منبع: روزنامه ایران
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی






























