فرقه «بچههای تپه مورچهها» یکی از خشنترین فرقههای آخرالزمانی قرن بیستم بود که به رهبری روچ تریو در استان کبک کانادا شکل گرفت. اعضای این گروه تحت شکنجههای جسمی و روانی شدید، سوءاستفاده جنسی، اجبار به اعمال خشونتآمیز و جراحیهای مرگبار قرار گرفتند. سرنوشت این فرقه با افشای جنایات رهبرش و محکومیت او به حبس […]
فرقه «بچههای تپه مورچهها» یکی از خشنترین فرقههای آخرالزمانی قرن بیستم بود که به رهبری روچ تریو در استان کبک کانادا شکل گرفت. اعضای این گروه تحت شکنجههای جسمی و روانی شدید، سوءاستفاده جنسی، اجبار به اعمال خشونتآمیز و جراحیهای مرگبار قرار گرفتند. سرنوشت این فرقه با افشای جنایات رهبرش و محکومیت او به حبس ابد پایان یافت، اما آثار ویرانگر آن همچنان بر قربانیان باقی است.
شکلگیری فرقه «بچههای تپه مورچهها»
فرقه «بچههای تپه مورچهها» (Ant Hill Kids) به رهبری روچ تریو (Roch Thériault) در سال ۱۹۷۷ در منطقه سنتماری استان کبک کانادا شکل گرفت؛ فرقهای آخرالزمانی که باورهایش ریشه در تعالیم کلیسای ادونتیستهای روز هفتم، از مذاهب مسیحیت پروتستان، داشت. تریو در آوریل ۱۹۷۸ از این کلیسا اخراج شد.

او پیروانش را که افرادی از همین کلیسا بودند، به ترک خانواده، شغل و زندگی پیشین ترغیب کرد و وعده داد که در جامعهای عاری از گناه، با برابری و صلح زندگی خواهند کرد؛ وعدههایی به ظاهر ساده که در عمل به انزوای کامل اعضا از دنیای بیرون منجر شدند و ارتباط آنان با خانوادهها و حتی کلیسای مادر قطع شد.

روچ تریو یا به گفته خودش «موسی تریو»، باردار شدن همه زنان عضو فرقه را بهعنوان یک وظیفه مذهبی الزامی میدانست و در مجموع صاحب ۲۶ فرزند شد. پیروانش، که شامل ۱۲ بزرگسال و ۲۲ کودک بودند، در یک کمون تحت سلطه کامل او زندگی میکردند و در معرض آزارهای جسمی و جنسی شدید قرار داشتند.
ادعای پیامبری و زندگی در «کوه ابدی»
روچ تریو در سال ۱۹۴۷ از رابطهای خشونتبار متولد شد؛ او حاصل تجاوز پدربزرگش به مادرش بود و از کودکی با طرد و بیثباتی روبهرو بود. تحصیلات خود را خیلی زود رها کرد و سالها در پناهگاههای بیخانمانها در کبک ساکن بود. تریو در کنار کارهای موقت، به مطالعه خودآموز کتاب مقدس پرداخت و بهتدریج خود را فردی برگزیده و پیامبر معرفی کرد. او نام «موسی» را برای خود برگزید و ادعا کرد خداوند مستقیماً با او سخن میگوید.

تریو مدعی بود که خدا به او هشدار داده پایان جهان و نبرد نهایی خیر و شر، در فوریه ۱۹۷۹ رخ خواهد داد و پیروانش مأمور آمادهسازی جهان برای آن هستند؛ ادعاهایی که پایه اصلی سلطه او بر ذهن و رفتار اعضای فرقه شد.
یک سال پیش از تاریخ ادعایی پایان جهان، تریو جامعه فرقه را به منطقهای روستایی منتقل کرد که آن را «کوه ابدی» مینامید. اعضای فرقه «بچههای تپه مورچهها» مجبور شدند با دستان خود خانههایی ابتدایی بسازند و یک کمون شکل دهند.

با فرارسیدن فوریه ۱۹۷۹، هیچ نشانهای از پایان جهان رخ نداد و برخی اعضا نسبت به پیشگویی او تردید کردند، اما تریو مدعی شد که اختلاف زمان میان زمین و بهشت باعث خطای محاسباتی شده است. با این حال، نشانههای تزلزل ایمان پیروان بعد از این ماجرا آشکار شد و تریو برای حفظ کنترل، به روشهای افراطیتری متوسل شد.

خشونت سیستماتیک و کنترل کامل اعضا
تریو برای جلوگیری از ترک فرقه توسط اعضا، تمامی زنان فرقه را به ازدواج خود درآورد و آنان را باردار کرد. او با این اقدام ۲۲ فرزند از ۹ زن به دنیا آورد تا وابستگی عاطفی و عملی ایجاد کند. ارتباط آزاد میان اعضا ممنوع بود و هرگونه رابطه جنسی تنها با اجازه مستقیم او امکان داشت.
تریو با جاسوسی دائمی، کوچکترین نافرمانی را بهعنوان «وحی الهی» کشفشده معرفی میکرد و مجازاتهایی سنگین اعمال میکرد. این مجازاتها شامل ضربوشتم با کمربند و چکش، آویزانکردن از سقف، کندن موهای بدن، خوردن موش مرده و فضولات انسانی و وادارکردن اعضا به شکنجه یکدیگر بود. برخی اعضا حتی مجبور شدند پاهای خود را با پتک بشکنند یا به یکدیگر شلیک کنند تا وفاداریشان ثابت شود.


خشونت تنها به بزرگسالان محدود نبود. کودکان نیز مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگرفتند، مجبور میشدند روی شعله آتش بنشینند و حتی به درختان میخ میشدند تا دیگر کودکان به آنها سنگ پرتاب کنند.
شدت این خشونتها چنان بود که گابریل لاواله، یکی از همسران اجباری تریو، نوزاد خود را در سرمای شدید رها کرد تا بمیرد، زیرا معتقد بود زندگی در آن شرایط شکنجهآمیز بدتر از مرگ بوده است.

جراحیهای مرگبار و نخستین مداخلات قانونی
تریو در تناقضی آشکار با آموزههای ظاهری خود، دچار اعتیاد شدید به الکل شد. او برای اثبات قدرت شفابخشی ادعایی خود، جراحیهای غیرضروری و اغلب مرگبار انجام میداد. از تزریق محلولهای سمی حاوی ۹۴ درصد اتانول به معده برخی پیروانش تا ختنههای اجباری برای کودکان و مردان بالغ، همگی بخشی از این اعمال بیمارگونه بودند.
درنتیجه این اقدامها در سال ۱۹۸۷، مددکاران اجتماعی ۱۷ کودک را از محل اسکان فرقه خارج کردند، اما به دلیل ثبت رسمی این جامعه بهعنوان کلیسا، پیگرد کیفری صورت نگرفت و تنها به تأمین امنیت کودکان بسنده شد.

سقوط فرقه و قتل روچ تریو در زندان
از آنجا که مقامات مسئول پس از نخستین هشدارها اقدام مؤثری برای متوقفکردن رفتارهای روچ تریو انجام ندادند، او به انجام جراحیهای بیمارگونه و غیرعلمی خود ادامه داد؛ اقداماتی که هولناکترین آنها در سال ۱۹۸۹ رقم خورد.
در این سال، سولانژ بویلار، یکی از پیروان فرقه، از درد معده شکایت کرد. تریو با ادعای درمان، او را برهنه روی میزی خواباند و با ضربات شدید به شکم، وضعیتش را وخیمتر کرد. سپس با استفاده از یک لوله پلاستیکی، ترکیبی از مواد مختلف را به بدن او وارد کرد و در ادامه، با دستان خود بخشی از رودههایش را خارج کرد. او گابریل لاواله را مجبور کرد زخمها را بخیه بزند. بویلار روز بعد بر اثر شدت جراحات جان باخت. با وجود مرگ او، تریو مدعی شد که توانایی بازگرداندن او به زندگی را دارد و به جسد او نیز تجاوز کرد. در نهایت، پیکر بویلار در نزدیکی محل زندگی فرقه دفن شد.

گابریل لاواله که در این کمون از شدیدترین و بیرحمانهترین شکنجهها رنج برده بود، دو بار برای فرار تلاش کرد. نخستین تلاش او ناکام ماند، اما دومین بار موفق شد از کمون بگریزد.
شکایت رسمی لاواله پس از این فرار، نقطه عطفی در افشای جنایات فرقه بود. در ۱۰ اکتبر ۱۹۸۹، رهبر این فرقه، در انتاریو کانادا به ۱۲ سال زندان محکوم شد. او و چند نفر از پیروانش چند هفته قبل از آن، در جولای ۱۹۸۹، با چاقو دست راست لاواله را قطع کرده بودند. تریو بعدها به رسانهها گفته بود که این کار «برای نجات جان گابریل» انجام شده است.
این محکومیت زمینهساز تحقیقات گستردهتر شد که در نهایت در سال ۱۹۹۳ به صدور حکم حبس ابد برای قتل سولانژ بویلار انجامید.

با وجود محکومیت، نفوذ تریو بر پیروانش ادامه داشت و او در ملاقاتهای زندان چهار فرزند دیگر نیز از اعضای سابق فرقه خود به دنیا آورد. سرانجام در سال ۲۰۱۱، دوران او نه با «آرماگدون» ادعایی، بلکه با قتل در زندان پایان یافت. متیو جرارد مکدونالد، همسلولیاش، با سلاحی دستساز او را به قتل رساند و این فصل تاریک از تاریخ فرقههای آخرالزمانی بسته شد.
مکدونالد که ظاهراً به کاری که انجام داده بود افتخار میکرد، بهسوی مأموران رفت، سلاح دستسازش را به آنها تحویل داد و گفت: «اون آشغال تو محوطه زندان افتاده. این هم چاقو… تکهتکهش کردم.»

روچ تریو تنها نمونه از رهبران فرقههای مخوف نیست؛ در آمریکا هم وارن جفز، رهبر فرقه افراطی مورمون با ادعای پیامبری شبکهای بسته و چندهمسره ساخت که به آزار سیستماتیک زنان و کودکان انجامید و در نهایت به حبس ابد او ختم شد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی





























