در استقلال برای همه چیز طبق برنامه هست؛ برای همه بازیکنان خارجی ویزا گرفته میشود، بلیت صادر میشود و هماهنگی انجام میشود. فقط یک استثنا وجود دارد: دیدیه اندونگ. بازیکنی که ظاهراً هر بار، به دلایلی نامعلوم، نامش از چکلیست سرمربی حذف میشود؛ نه یکبار، نه دوبار، بلکه بهطور مرتب و البته هدفمند. ریکاردو ساپینتو […]

در استقلال برای همه چیز طبق برنامه هست؛ برای همه بازیکنان خارجی ویزا گرفته میشود، بلیت صادر میشود و هماهنگی انجام میشود. فقط یک استثنا وجود دارد: دیدیه اندونگ. بازیکنی که ظاهراً هر بار، به دلایلی نامعلوم، نامش از چکلیست سرمربی حذف میشود؛ نه یکبار، نه دوبار، بلکه بهطور مرتب و البته هدفمند.
ریکاردو ساپینتو از ابتدای نیمفصل دوم تا دیدار مقابل استقلال خوزستان بارها درباره بازیکنان خارجی تیمش صحبت کرد؛ از خوبها گفت، از بدها گلایه کرد، اما نام اندونگ جایی نداشت. نه چون مهم نبود، بلکه چون اساساً قرار نبود باشد و ساپینتو بهطور شفاهی او را در لیست مازاد قرار داده بود. اما زمانی که اختلاف سرمربی با تاجرنیا در کنفرانس خبری علنی شد، ناگهان اندونگ به «هافبک کلیدی و غایب» تبدیل شد؛ غایبی که فقط ویزا نداشت و ساپینتو این موضوع را پنهان کرد تا بتواند تاجرنیا را به باد انتقاد بگیرد و با اعتراض سؤال کند که بازیکنش کجاست و چرا کسی به او پاسخی نمیدهد.
بله، در تیمی که برای تمام خارجیهایش امور سفر با دقت انجام میشود، مدیران اجرایی نزدیک به کادر فنی یادشان رفته بود برای یکی از بازیکنانشان ویزا بگیرند؛ شاید هم هدفمند یادشان رفته بود. اتفاقی کاملاً ساده؛ آنقدر ساده که حتی اگر ساپینتو تصمیم میگرفت کمپ را به آتش بکشد، باز هم اندونگ نمیتوانست برگردد؛ چون بدون ویزا و بلیت حتی نمیتوانست سوار هواپیما شود. تازه ویزای او را هم فقط دیروز ارسال کردهاند.
کنایه تلخ ماجرا اینجاست که این «فراموشی» به همینجا ختم نمیشود. حتی بعد از فرستادن ویزا هم بلیت بازگشت ارسال نشده؛ انگار مشکل نه زمان بوده و نه شرایط، بلکه اراده. در استقلال، کارهای اداری یا انجام میشود، یا اگر قرار باشد انجام نشود، اسمش میشود «اندونگ»؛ آن هم وقتی تازه دیروز یادشان افتاده ویزای او را بعد از ۲۲ روز بفرستند. این واقعاً شگفتآور است.
در این میان، ساپینتو بهانهای طلایی برای فریاد انتقاد علیه تاجرنیا پیدا کرد. اما سؤال ساده است: چطور نزدیکترین افراد و مدیران تیم به سرمربی، آنهایی که شب و روز در کمپ حضور دارند، حتی یکبار هم نگفتند که اصلاً ویزایی در کار نیست؟ پنهانکاری بود یا بیخیالی؟ هر کدام که باشد، نتیجه یکی است: بحرانی که از داخل کمپ تولید شد؛ آن هم با قدرت و شدت زیاد.
این دقیقاً همان داستان تکراری گذشته است. اندونگ هنوز ویزای اقامت ندارد و هر بار باید منتظر بماند ببیند مدیر تیم حواسش هست یا نه؛ حالش خوب است یا نه؛ دلش میخواهد کار را انجام بدهد یا نه. در استقلال، خارجیها دو دستهاند: آنهایی که بازیکن هستند و آن یکی که «از یاد میرود».
در نهایت، بخشی از دعوای رسانهای اخیر نه ناگهانی بود و نه تصادفی. وقتی ابتداییترین وظایف مدیریتی فقط برای بعضیها انجام میشود، طبیعی است که اختلافها هم به این شکل بهانه پیدا کند. استقلال این روزها مشکلات زیادی دارد، اما مشکل خندهدارش این است که هنوز نمیداند با دیدیه اندونگ مثل یک بازیکن رفتار کند یا مثل یادداشتی چسبیده پشت میز که همیشه میافتد. او بین مدیران باشگاه که بازیکن را میخواهند و مدیران تیم که او را نمیخواهند، گیر افتاده است. علنی شدن آن ایمیل معروف هم دو هفته بعد از ارسال، کاملاً هدفمند بود؛ چون ساپینتو خبر نداشت اندونگ تمدید کرده است.
بیشتر بخوانید: درگیری مجتبی جباری با دستیاران قلعهنویی/ استقلالیها در تبریز به جان هم افتادند
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی





























