به گزارش خبرنگار اجتماعی زیرنویس، در یکی از محله های قدیمی تهران، در کوچه های پر ازدحام، خانهای کوچک و ساده وجود دارد که در آن، چند نفر از اعضای یک خانواده در کنار هم زندگی میکنند. خانواده ای که روزهای خوشی را پشت سر گذاشته اند، اما حالا چیزی جز نگرانی و تنگدستی در […]
به گزارش خبرنگار اجتماعی زیرنویس، در یکی از محله های قدیمی تهران، در کوچه های پر ازدحام، خانهای کوچک و ساده وجود دارد که در آن، چند نفر از اعضای یک خانواده در کنار هم زندگی میکنند. خانواده ای که روزهای خوشی را پشت سر گذاشته اند، اما حالا چیزی جز نگرانی و تنگدستی در چشم هایشان دیده نمیشود.
ستاره، مادر خانه، هر روز صبح با یک لیست کوتاه از خریدها از خانه بیرون می رود. در کیف پولش، تنها مقداری پول دارد که می داند که باید بهترین تصمیم ها را برای خانواده اش بگیرد. دیگر خبری از گوشت قرمز در وعده های غذایی نیست. گوشت مرغ و تخم مرغ، حالا ستارگان سفره اند. با این که ستاره از این تغییرات راضی نیست، اما چاره ای جز این ندارد.
“باید از جایی بزنیم تا از جایی دیگر بزنیم”، این جمله را که بارها از زبان ستاره شنیده ایم، شاید بهترین توصیف از وضعیت امروز بسیاری از خانواده های ایرانی باشد. وضعیت اقتصادی به حدی دشوار شده که دیگر حتی انتخاب های ساده غذایی هم تبدیل به چالشی بزرگ برای آنها شده است. در سال ۱۴۰۳، هزینه خوراکیها از ۲۴.۳ درصد کل هزینه خانوار در سال ۱۳۹۴ به ۳۰.۹ درصد افزایش یافته است؛ یعنی بیش از یک سوم از درآمد خانواده ها به خوراکی ها اختصاص پیدا میکند و این یعنی فشاری غیرقابل تصور.
در خانهی ستاره، مثل خیلی از خانه های دیگر، سفره ها دیگر رنگ و بوی گذشته را ندارند. مصرف گوشت قرمز از ۴۰ کیلوگرم در سال ۱۳۹۴ به ۳۲ کیلوگرم کاهش یافته، مصرف گوشت آبزیان از ۱۱ کیلوگرم به ۸ کیلوگرم رسیده و جای آنها را گوشت مرغ و تخممرغ گرفته اند. این خانواده که روزی می توانستند غذاهای متنوعی تهیه کنند، حالا مجبورند به غذایی یکسان و ارزان تر بسنده کنند.
در آشپزخانه کوچکشان، ستاره برای خانواده یک کاسه ماست می ریزد. اما خودش می داند که دیگر نمی تواند همانند گذشته هر روز ماست تازه خریداری کند. مصرف ماست ۶ درصد کاهش داشته و شیر هم ۲۰ درصد از دست خانواده ها خارج شده است. در این شرایط، ستاره می داند که خرید پنیر، کالایی با قیمت کمتر، برای خانواده اش گزینهای بهتر است.
هر روز صبح، پدر خانواده، کیانوش، در ذهنش حساب و کتاب می کند که این ماه از کجا باید هزینه ها را تأمین کند. هزینه های مسکن که همچنان ۳۵.۷ درصد از کل درآمد خانوارها را به خود اختصاص داده، دیگر از توان آنها خارج شده است.
پرداخت اجاره خانه در شهری چون تهران، به یک دغدغه دائمی تبدیل شده که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. هزینه ها در حال بلعیدن تمامی درآمدها هستند و نمی گذارد که حتی حداقلی از رفاه برای خانوادهها باقی بماند.
“چطور ممکن است که قیمتها هر روز بالا برود و ما نتوانیم حتی یک وعده غذای کامل بخوریم؟” این پرسش کیانوش از خود، مثل بسیاری از افراد دیگر در کشور، به نوعی بیپاسخ مانده است. در این شرایط، ستاره و کیانوش با هم تصمیم میگیرند که برای ماه آینده، باز هم از چیزی کم کنند. شاید کمی از مصرف گوشت، شاید کمی از مصرف لبنیات. اما چیزی که واضح است، این است که این وضعیت نمیتواند به همین منوال ادامه یابد.
این تغییرات نه تنها در خانه ستاره، بلکه در خانه های میلیون ها ایرانی دیگر در حال وقوع است. بررسی ها نشان میدهد که مخارج حقیقی خانوارها در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال قبل ۱.۴ درصد کاهش یافته است، که به معنای کاهش قابل توجه رفاه خانوار است. در این میان، خانوارها به طور غیرمستقیم مجبور به انتخاب های سختی هستند. دیگر خبری از تنوع غذایی نیست و هر روز باید بین گرسنگی و نیازهای دیگر، یکی را انتخاب کنند.
وضعیت امروز ایران، نه یک مسئله مقطعی، بلکه نتیجه سیاست های اقتصادی اشتباهی است که در طول سالها انباشته شده اند. اگر مسئولین اقتصادی کشور به سرعت دست به کار نشوند، این بحران اقتصادی به طور حتم به یک بحران اجتماعی و انسانی تبدیل خواهد شد.
این فقط داستان ستاره و کیانوش نیست. این، داستان میلیون ها ایرانی است که هر روز از سفره های خود می زنند تا زندگی شان از هم نپاشد. این بحران، از سفره های خالی شروع شد و اگر تدابیری عاجل اتخاذ نشود، به بحران هایی بزرگتر در جامعه خواهد انجامید. فشار اقتصادی به حدی رسیده که حتی انتخاب های ساده زندگی نیز دیگر به اجبار تبدیل شدهاند.
فشار اقتصادی بر سفرههای ایرانی در ده سال!
در دهه گذشته، هزینه های خوراکی در ایران به شکل بی سابقهای افزایش یافته است و این موضوع به یک معضل بزرگ برای خانوارهای ایرانی تبدیل شده است. افزایش سهم هزینههای خوراکی از ۲۴.۳ درصد در سال ۱۳۹۴ به ۳۰.۹ درصد در سال ۱۴۰۳، نشان دهنده فشار اقتصادی شدید بر سفرههای مردم است. این تغییرات در سهم هزینهها نه تنها به معنای کاهش قدرت خرید و قدرت انتخاب خانوارهاست، بلکه بیانگر بحران اقتصادی عمیقی است که اکنون کل جامعه را تحت تاثیر قرار داده است.
آمارها نشان میدهد که از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳، سهم هزینههای خوراکی از کل هزینه خانوار به میزان ۶.۶ درصد افزایش یافته است. در سال ۱۳۹۴، هزینه های خوراکی تنها ۲۴.۳ درصد از کل هزینه خانوار را تشکیل میداد، در حالی که این سهم در سال ۱۴۰۳ به ۳۰.۹ درصد رسیده است. در چهار سال اخیر، این سهم همواره بالای ۳۰ درصد بوده است. این تغییرات، به وضوح نشان دهنده کاهش قدرت خرید مردم است که دیگر قادر به تأمین سایر نیازهای غیر ضروری خود نیستند و ناچار به افزایش هزینههای خوراکی شدهاند.
یکی از مهمترین تغییرات در الگوی مصرف خانوار ایرانی، کاهش چشمگیر مصرف گوشت های گرانقیمت است. دادهها نشان میدهند که در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۴، مصرف گوشت قرمز به میزان ۲۰ درصد کاهش یافته است.
در همین مدت، مصرف گوشت آبزیان نیز ۲۷ درصد کاهش داشته است. این در حالی است که مصرف گوشت طیور ۲۸ درصد و مصرف تخممرغ ۴۴ درصد افزایش یافته است. در واقع، خانوارها برای کاهش هزینههای خود مجبور شدهاند به مصرف کالای ارزانتر روی آورند.
مصرف گوشت قرمز از ۴۰ کیلوگرم در سال ۱۳۹۴ به ۳۲ کیلوگرم در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته است. مصرف گوشت آبزیان از ۱۱ کیلوگرم به ۸ کیلوگرم کاهش پیدا کرده، در حالی که مصرف گوشت طیور از ۹۰ کیلوگرم به ۱۱۵ کیلوگرم افزایش یافته است. همچنین مصرف تخممرغ از ۳۶ کیلوگرم به ۵۲ کیلوگرم رسیده است.
این تغییرات نه تنها نشان دهنده افت کیفیت تغذیه خانوارها است، بلکه گویای یک واقعیت تلخ است که افزایش هزینه های خوراکی به حدی رسیده که خانوارها مجبور به مصرف کالاهای ارزان تر برای بقا شدهاند.
مصرف دیگر محصولات غذایی نیز در سالهای اخیر تغییرات قابل توجهی داشته است. طبق آمارهای موجود، مصرف شیر در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۴ به میزان ۲۰ درصد کاهش یافته است.
همینطور مصرف ماست نیز ۶ درصد افت کرده است. در مقابل، مصرف پنیر، به عنوان یک کالای لبنی ارزانتر، افزایش چشمگیری داشته است. این تغییرات نه تنها نشان دهنده تغییر در ترجیحات غذایی است، بلکه حاکی از آن است که خانوارها برای حفظ سلامت غذایی خود مجبور به جایگزینی کالاهای ارزان تر هستند.
با وجود تغییرات گسترده در سبد غذایی خانوار، هزینه های مسکن همچنان بزرگترین بار اقتصادی برای خانوادهها به شمار میآید. در سال ۱۴۰۳، سهم هزینه مسکن از کل هزینه خانوار به ۳۵.۷ درصد رسید که اگرچه نسبت به سالهای پایانی دهه ۹۰ کمی کاهش یافته، اما همچنان بیشترین فشار را بر دوش خانوارهای ایرانی وارد میکند. در حقیقت، هزینه های مسکن و اجاره بها در این سالها به شدت افزایش یافته است و این موضوع توان خرید سایر اقلام ضروری را برای بسیاری از خانوادهها کاهش داده است.
طبق گزارش های موجود، مخارج حقیقی خانوارها در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال گذشته ۱.۴ درصد کاهش یافته است. این کاهش در مخارج، به وضوح نشاندهنده کاهش سطح رفاه خانوارها است. خانوارها دیگر قادر به تأمین مایحتاج اولیه خود نبوده و مجبور به کاهش مصرف کالاهای ضروری شدهاند. این کاهش در مخارج، بازتابی از مشکلات اقتصادی گستردهای است که در آن، مردم به جای تأمین راحتی و رفاه، تنها به تأمین حداقلهای زندگی خود توجه دارند.
با توجه به روند رو به افزایش هزینه های خوراکی و پیشبینی ها درباره تورم در سال ۱۴۰۴، کارشناسان اقتصادی بر این باورند که سهم هزینه خوراکیها از کل هزینه خانوار در سال ۱۴۰۴ احتمالاً از این هم بیشتر خواهد شد. این امر میتواند فشارهای بیشتری را به اقشار کمدرآمد وارد کرده و بحران اجتماعی و اقتصادی را در سطح وسیعتری گسترش دهد.
در حقیقت، اگر این روند ادامه یابد، میتوان گفت که در سالهای آینده، سبد غذایی خانوار ایرانی به شکلی جدی محدود خواهد شد و بسیاری از خانوارها دیگر قادر به تأمین حتی ضروری ترین مواد غذایی نخواهند بود.
این تغییرات در سبد مصرفی خانوار، نتیجه ای مستقیم از سیاستهای اقتصادی دارد. دولت باید فوراً وارد عمل شود و راهکارهای فوری برای کنترل تورم، کاهش قیمت ها و ارائه حمایت های اجتماعی طراحی کند. عدم توجه به این بحران می تواند به یک فاجعه اقتصادی بزرگتر تبدیل شود.
آمارها و تغییرات در هزینه های خانوار به وضوح نشان می دهند که بحران اقتصادی در ایران به نقطه ای بحرانی رسیده است. افزایش سهم هزینه خوراکی ها از کل هزینه خانوار، کاهش مصرف اقلام گرانقیمت و تغییرات در الگوی مصرف خانوار، همگی نشان دهنده فشاری بیسابقه بر دوش مردم است.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی





























