روایت تلخ و شیرین علی اوسیوند از زندگی شخصی و حرفه ای علی اوسیوند، یکی از چهره های محبوب و پرکار سینما و تلویزیون ایران، در اولین روز از آذرماه سال ۱۳۳۶ در شهر مسجدسلیمان چشم به جهان گشود. از همان سال های آغازین زندگی، علاقه وصف نشدنی او به دنیای نمایش، مسیر زندگی اش […]
روایت تلخ و شیرین علی اوسیوند از زندگی شخصی و حرفه ای
علی اوسیوند، یکی از چهره های محبوب و پرکار سینما و تلویزیون ایران، در اولین روز از آذرماه سال ۱۳۳۶ در شهر مسجدسلیمان چشم به جهان گشود. از همان سال های آغازین زندگی، علاقه وصف نشدنی او به دنیای نمایش، مسیر زندگی اش را مشخص کرد. او برای پیشرفت در این عرصه، به تحصیلات تخصصی پرداخت و در نهایت موفق شد مدرک لیسانس بازیگری و فوق لیسانس کارگردانی تئاتر را از دانشگاه تربیت مدرس تهران دریافت کند. این تجربیات علمی، پایه و اساس موفقیت های او را در دنیای هنر بنا نهاد.
لحظه ای که زندگی مادرش را زیر و رو کرد
علی اوسیوند، در میان خاطرات شخصی اش، از لحظه ای ناگوار صحبت کرد که تا ابد در ذهن او و خانواده اش حک شده است. او گفت: «برادرم سرباز بود و داشت به جبهه می رفت. همان جا ایستاد و به ما گفت که دیگه برنمیگردم. مادرم آنجا ایستاده بود و انگار با شنیدن این جمله، یک باره موهاش سفید شد. این صحنه هیچ وقت از یادم نمی رود.»
شیرین ترین لحظه زندگی
با ان که برخی خاطرات علی اوسیوند تلخ و دردناک هستند، اما او از لحظه ای به یادماندنی نیز یاد کرد که گرمایی عمیق در دل او به جا گذاشته است. اوسیوند درباره بهترین خاطره زندگی اش چنین گفت: «بهترین لحظه زندگی ام زمانی بود که ازدواج کردم. اما نقطه اوج شادی من وقتی بود که بچه دار شدم؛ احساسی که با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست.»
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی






























