تصویر خواندن سرود ملی به ویژه توسط ورزشکاران و قهرمانان، تصویری غرورآفرینی است و هرکس که آن را تماشا کند، همراه آن قهرمانان سرود ملی را زیر لب میخواند. به گزارش تابناک به نقل از مهر، سرود ملی، نمادی از هویت و شکوه ملی کشورمان است که در مراسم رسمی، یادبودها، مسابقات ورزشی و سایر […]
تصویر خواندن سرود ملی به ویژه توسط ورزشکاران و قهرمانان، تصویری غرورآفرینی است و هرکس که آن را تماشا کند، همراه آن قهرمانان سرود ملی را زیر لب میخواند.
به گزارش تابناک به نقل از مهر، سرود ملی، نمادی از هویت و شکوه ملی کشورمان است که در مراسم رسمی، یادبودها، مسابقات ورزشی و سایر مناسبتهای مهم به اجرا درمیآید یا پخش میشود. سرود ملی ایران در طول تاریخ، بسته به تحولات سیاسی و اجتماعی دورههای قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی، دستخوش تغییرات گوناگونی شده است. در حال حاضر، سرود رسمی کشورمان متعلق به دوران جمهوری اسلامی است و در اصل پنجمین سرود ملی رسمی کشور محسوب میشود.
نخستین سرود ملی ایران
استفاده از موسیقی نظامی و سرود در ایران به دوران ناصرالدین شاه قاجار بازمیگردد. ناصرالدین شاه در سفرهایی به فرانسه و بریتانیا با دیدن رژههای نظامی همراه با موسیقی، تحت تأثیر قرار گرفت و پس از بازگشت به کشور، در سال ۱۸۷۳ میلادی (۱۲۵۲ شمسی) دستور ساخت یک مارش رسمی را به آلفرد لومر، استاد فرانسوی موسیقی دارالفنون داد. این اثر که «سلام شاه» نام گرفت، یک قطعه بیکلام بود که در دیدارهای رسمی شاه در کنار سرودهای ملی سایر کشورها نواخته میشد و اروپاییان آن را به عنوان سرود ملی ایران میشناختند.
پیش از ورود آلفرد لومر به ایران، یوهان اشتراوس در سال ۱۸۶۴ میلادی قطعهای به نام «مارش ایرانی» ساخته بود که سالها بعد در جریان سفر ناصرالدین شاه به وین، به جای سرود ملی ایران اجرا شد. عباس امانت در کتاب «قبله عالم» آورده است که سفارش این آهنگ به یوهان اشتراوس، تلاشی بود برای فراهم کردن یک نغمه «متمدن» برای شاهنشاهی ایران. اگرچه اختلاف نظرهایی در مورد زمان دقیق نواخته شدن این مارش در وین وجود دارد، اما این اثر دارای شعری به زبان فرانسوی با سروده میرزا رضاخان دانش (پرنس ارفع) بود که تنظیم آن توسط یوهان دِکِر-شِنک، نوازنده اتریشی، انجام شده است.
در دوره پس از آن، ترانهای مخصوص تاجگذاری احمدشاه قاجار توجه او را جلب کرد و مقرر شد آهنگ آن به عنوان «مارش ملی ایران» شناخته شود. این مارش که «سلامتی دولت علیه ایران» نام داشت، اثر غلامرضاخان امیرپنجه سالار معزز، رئیس کل موزیک بود و برای آن شعری نیز سروده شد. نت این سرود برای نخستین بار در سال ۱۹۰۹ میلادی (۱۲۸۸ شمسی)، چند روز پس از فتح تهران به دست مشروطهخواهان، در چاپخانه فاروس تهران منتشر شد و پس از تنظیم برای سازهای نظامی، به دولتهایی که انقلاب مشروطیت ایران را به رسمیت شناختند، ارسال گردید.
سرود ملی پهلوی اول و دوم
در دوره پهلوی اول، سرود ملی بهمعنای مدرنِ امروزی، در سالهای آغازین سلطنت او هنوز وجود نداشت و عملاً از «سلام شاهیِ» دوره قاجار (اثر لُمِر) بهعنوان مارش درباری استفاده میشد. شکلگیری سرود ملیِ ویژه دوره رضاشاه، مستقیم با ماجرای سفر او به ترکیه و دیدار با آتاترک پیوند دارد؛ هنگامی که به او خبر دادند در تشریفات رسمی، سرود ملی ایران نواخته خواهد شد، اما ایران سرود مشخصی نداشت.
رضاشاه در حدود سال ۱۳۱۲ شمسی به انجمن ادبی ایران مأموریت داد سرودی برای ایران تهیه کند تا در مراسم رسمی نواخته شود. در انجمن ادبی، ترکیبی از ادیبان و موسیقیدانان گرد آمدند؛ از جمله محمدهاشم میرزا افسر (شاعر)، عبدالرحمن پارسا تویسرکانی و داوود نجمیمقدم (آهنگساز). حاصل کار، در واقع یک مجموعه سهگانه بود: بند اول بهعنوان «سرود شاهنشاهی»، بند دوم «سرود پرچم» و بند سوم «سرود ملی»؛ ملودی هر سه یکی بود و فقط متنِ شعر تفاوت داشت. شیخالرئیس افسر، شعر بند اول (شاهنشاهی) و بند سوم (ملی) را سرود و عبدالرحمن پارسا بند دوم (پرچم) را نوشت؛ آهنگ را داوود نجمیمقدم ساخت.
وقتی سرود به دربار ارائه شد، رضاشاه شخصاً در دو موضع متن دخالت کرد: عبارت «از اجنبی جان میستانیم» را به «از دشمنان جان میستانیم» و «شهنشه ما زنده بادا» را به «شاهنشه ما زنده بادا» تغییر داد.
پس از این اصلاحات، این مجموعه بهعنوان سرود رسمی دربار و کشور پذیرفته شد و در اسناد و خاطرات، از آن بهعنوان «سرود ملی ایران» در دوره رضاشاه یاد شده است. نخستین اجرای رسمی این سرود در ۲۷ خرداد ۱۳۱۳ در آنکارا، هنگام سفر رضاشاه به ترکیه، در رژه رسمی و با اجرای دسته موسیقی میدان انجام شد. از آن پس، سرود در مراسم رسمی دربار، استقبال و بدرقه شاهان و مقامات خارجی، و مناسبتهای دولتی نواخته میشد و کارکردی مشابه سرود ملیهای متعارف پیدا کرد.
این سرود تا پس از سقوط رضاشاه و آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی همچنان بهکار رفت، اما در دوره فرزندش عنوان رسمی آن بهگونهای روشنتر به «سرود شاهنشاهی» اطلاق شد و در گفتار عمومی همان سرود ملیِ ایران شناخته میشد.
سرود ملی پس از پیروزی انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سرود «پاینده بادا ایران» به عنوان نخستین سرود ملی رسمی جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. این سرود که بر اساس شعری از ابوالقاسم حالت و با موسیقی محمد بیگلریپور ساخته شده بود، از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۱ مورد استفاده قرار گرفت. بیگلری پور گفته بود: «در اسفند ماه سال ۱۳۵۷ این اثر را با شعری از آقای ابوالقاسم حالت شاعر توانمند کشورمان ساختم و در استودیو بِل با سختی و مشقت فراوان ضبط کردیم و در همان زمان این اثر را به خدمت حضرت امام خمینی (ره) بردند و ایشان پس از شنیدن آن فرمودند: این کار خوبی است و من از سازنده آن تشکر و برایتان دعا میکنم. زمان پخش این آهنگ هم دقیقاً هنگامی بود که امام در روز ۱۲ فروردین سال ۱۳۵۸ در تلویزیون فرمودند که من جمهوری اسلامی را اعلام میکنم، فوراً پس از این سخن، سرود جمهوری اسلامی پخش شد و ۱۴ سال بهعنوان سرود رسمی میهن اسلامی شناخته شد.» ساخت این اثر در فاصله زمانی ۲۵ بهمن تا ۱۵ اسفند سال ۱۳۵۷ انجام شد و به دلیل تعطیلی استودیوهای صدا و سیما، اجرای آن با ارکستر سمفونیک و گروه کر خارج از این مجموعه ضبط گردید.
بعد از حدود ۱۴ سال از تولید و پخش این سرود بود که شرایط متفاوت شد و تصمیم مسئولان بر این قرار گرفت که این سرود تغییر داده شده و تبدیل به قطعه جدیدی شود که در این سالها میشنویم.
«ای ایران ای مرز پر گهر»، سرودی که هرگز سرود ملی ایران نبود
حدود شهریور ۱۳۲۳، در اوج اشغال تهران توسط نیروهای متفقین (بهویژه انگلیسیها و روسها) و احساس عمیق بیقدرتی و جریحهدار شدن غرور ملی، سربازانِ بیگانه در شهر حضوری گستاخانه داشتند و در خاطرات آن دوره، از بدرفتاری با مردم عادی و حتی نظامیان ایرانی بسیار گفته شده است.
نقل شده حسین گلگلاب روزی در خیابان هدایت شاهد درگیری لفظی یک سرباز انگلیسی با یک ایرانی میشود. یک افسر ایرانی برای میانجیگری وارد میشود، اما سرباز انگلیسی در اوج تحقیر، سیلی محکمی به صورت آن افسر میزند؛ گلگلاب با دیدن این صحنه، بهشدت منقلب میشود و با چشمانی اشکآلود از آنجا میرود. گلگلاب مستقیم به نزد روحالله خالقی، آهنگساز و رهبر انجمن موسیقی ملی، میرود و با خشم میگوید: «کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند؟» خالقی پاسخ میدهد که فقط ناراحت شدن کافی نیست و پیشنهاد میکند کاری «مثبت» برای بیدار کردن روح و غرور ایرانیان انجام دهند؛ این پیشنهاد، به ایده ساختن یک سرود ملیمیهنی منجر میشود.
در همان دیدار، گلگلاب شروع به زمزمه و ساختن ابیات میکند و مضمونِ اصلی شعر را روی محورِ ستایش ایران، «مرز پرگهر»، و مقابله استوار با «دشمن» میچیند. خالقی بر اساس این کلام، ملودی را در دستگاه شور و گوشه دشتی میسازد تا هم حس حماسه و هم نوعی حزنِ ملایم (سوگِ وطنِ تحقیرشده) در آن جمع شود. نقش غلامحسین بنان نیز حیاتی است: او با صدای گرمش، این کلام و ملودی را به اثری جمعی و ماندگار تبدیل میکند؛ بعدها از اجرای «ای ایران» بهعنوان یکی از نقاط عطفِ کارنامه هنری بنان یاد شده است.
حسین گلگلاب با اینکه تحصیلاتش گیاهشناسی بود اما به دلیل تسلط بر ادب فارسی و همکاری با فرهنگستان در ارائه کلمات فارسی جایگزین فارسی، سرودی را به ایران هدیه داد که کلماتش کاملاً فارسی است و وزنش به گونه ای است که پیر و جوان و کودک میتوانند آن را به راحتی و بدون موسیقی بخوانند و به خاطر بسپارند.
در مدت کوتاهی شعر تکمیل، آهنگ تنظیم و با یک ارکستر بزرگ ضبط و اجرا شد؛ همین سرعت، نشانه جوّ ملتهب و نیاز جمعی به یک فریادِ میهنی بود. «ای ایران» بهسرعت در برنامههای رادیو و اجراهای عمومی رواج یافت و به نوعی سرودِ غیررسمیِ مقاومتِ روحی ایرانیان در برابر اشغال و ظلم تبدیل شد؛ هرچند هیچگاه سرود رسمی ایران نبود.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی































