پیام فضلی‌نژاد – روزنامه اطلاعات:رشته‌هایی از تکرار و چرخش در تار و پود ۱۲۰ سال تاریخ گذشته ایران دیده می‌شود؛ گویی سرنوشت این دیار در چرخه‌ای سه‌گانه از «انقلاب»، «کودتا» و «جنگ» گرفتار است. این چرخه‌ها، چون طوفان‌هایی بی‌امان، بنیان‌های جامعه را لرزانده، و ایران را به سوی چرخه‌ای دیگر سوق داده‌ است؛ چرخه‌هایی که […]

پیام فضلی‌نژاد – روزنامه اطلاعات:رشته‌هایی از تکرار و چرخش در تار و پود ۱۲۰ سال تاریخ گذشته ایران دیده می‌شود؛ گویی سرنوشت این دیار در چرخه‌ای سه‌گانه از «انقلاب»، «کودتا» و «جنگ» گرفتار است. این چرخه‌ها، چون طوفان‌هایی بی‌امان، بنیان‌های جامعه را لرزانده، و ایران را به سوی چرخه‌ای دیگر سوق داده‌ است؛ چرخه‌هایی که گاه با شعله‌های آرمان‌گرایی آغاز شده، گاه با خدعه سیاسی به انحراف رفته و گاه در آتش جنگ به ویرانی رسیده است.

این چرخه‌ها در سه دوره کلان تاریخ معاصر پدیدار شده‌اند: 

چرخه نخست با «انقلاب مشروطه» (۱۲۸۴-۱۲۸۵) چون شعله‌ای در شب تار، نوید قانون و آزادی آورد، اما دیری نپایید که سرقت شد و محمدعلی شاه با بمباران مجلس در ۱۲۸۷، این امید را که در دل نخبگان و بازرگانان و روحانیون جوانه زده بود، به خاک و خون کشید. سپس جنگ جهانی اول (۱۲۹۳-۱۲۹۷) چون هیولایی گرسنه، ایران را بلعید و نه‌ تنها نیمه‌جانش کرد که تا پرتگاه نیستی برد.

امپراتوری‌های روس و بریتانیا و عثمانی چنان ثروت و جان این سرزمین را غارت کردند که قحطی بزرگ، یک‌چهارم از هشت میلیون ایرانی را به کام مرگ فرو برد. از ویرانه‌های این تراژدی، رضاخان میرپنج، چون خنجری از خیانت خارجی و ضعف داخلی، با کودتای ۱۲۹۹ و تکیه بر نیروی قزاق و حمایت بریتانیا، نظمی آمرانه را تحمیل کرد و چرخه نخست را با تلخیِ کودتا به پایان رساند. 

چرخه دوم با غرش جنگ جهانی دوم (۱۳۲۰) آغاز شد. توپ‌های متفقین، ایران را میان شوروی و انگلیس تقسیم کرد و جوانی خام را بر تخت نشاند. محمدرضا پهلوی که از خاکستر جنگ برخاست، نتوانست ققنوسی در شب تاریک ایران باشد، اما از دل ویرانی، حس ملی‌گرایی بیدار شد؛ دکتر محمد مصدق به نخست‌وزیری رسید و رویای مشروطه‌ای نو را زنده کرد. البته خدعه‌ و خیانتی دیگر، با عملیات آژاکس (کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) و بودجه یک میلیون دلاری انگلیس و آمریکا، این رویا را دوباره درهم شکست. بعد از آن، گمان می‌رفت «انقلاب سفید» (۱۳۴۱-۱۳۴۲) با وعده مدرنیزاسیون، ننگ این خیانت را بزداید، اما جز شکافی ژرف‌تر میان مردم و حاکمیت، چیزی نیاورد و بذر انقلابی دیگر را کاشت. 

چرخه سوم با پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷) در هنگامه‌ای آغاز شد که ضعف درونی و طمع بیگانه، همه آرمان‌های ملی و مذهبی را دریده بود. جامعه، از خودکامگی مفرط و تبعیض و دخالت خارجی به ستوه آمده بود و می‌خواست هر بهایی را برای استقلال و آزادی بپردازد. این انقلاب، با قدرتی که نظم خاورمیانه را زیر و رو کرد، برای ابرقدرت‌ها غیر منتظره بود، اما اگر مشروطه یک دهه تا جنگ فاصله داشت، انقلاب اسلامی در کمتر از دو سال به آتش جنگ تحمیلی (۱۳۵۹) گرفتار شد. این‌بار، ملی‌گرایی ایرانی در قامت جدال حق و باطل درخشید و نیروی خفته دین نیز بیدار شد. ایران، ویران اما استوار، از پسِ ناکامی‌های اعصار برخاست و راه‌های بسیار را برای عبور از گذشته آزمود.

اکنون در چهل و هفتمین سال پیروزی انقلاب، دوباره یک لحظه تاریخی در سرنوشت دولت – ملت ما پدید آمده که آمیزه‌ای از سخت‌ترین آزمون‌ها برای کشور است: از یک سو، جنگی دوازده روزه (خرداد ۱۴۰۴) سپری گشت؛ دومین جنگ تاریخ انقلاب که غافلگیرانه از راه رسید، با خسارات سنگین و تلفات غیر نظامی قابل توجه. از سوی دیگر، یک طوفان سهمگین سیاسی (دی ۱۴۰۴) به پا شد که ایران را داغدار کرد و کشور را به موقعیت جدیدی کشاند.

در این لحظه تاریخی و تقاطع جدید، گرچه انقلاب در برابر پرسش‌های پرشماری قرار گرفته، اما هنوز می‌تواند با نیروی خرد و روش انتقادی (چنانکه شیوه متفکرانش بوده) تاریخ خود را بازخوانی و بازنویسی کند. در این لحظه، نباید اجازه داد این انقلاب نیز مانند انقلاب مشروطه سرقت شود و آرمان‌گرایی به بیراهه رود، بلکه با روش‌هایی خردمندانه باید به سرچشمه‌ها بازگشت و «وضعیت آغازین» را بازآفرینی کرد، سه شیوه آن چنین است:

۱ـ احیای آزادی‌های معوّق

انقلاب اسلامی، انقلاب پرورش اندیشه‌ها بود، نه انقلاب کنترل افکار. این انقلاب با مترقی‌ترین قرائت از آزادی و با هدف رشد اجتماعی به پیروزی رسید و از همان هفته‌های نخست، نظریه‌پردازان بزرگ آن، نه تنها مردم را از ابراز عقیده منع نمی‌کردند، بلکه آن‌ها را به انتقاد فرا می‌خواندند. آیت‌الله محمود طالقانی در این کار پیشگام بود و اسفند ۱۳۵۷ بر مزار دکتر مصدق گفت که «ای مردم! بکوشید انتقاد کنید، هرچه دلتان می‌خواهد. ولی باید همکاری هم بکنیم؛ برادرانه و با محبت.» دکتر بهشتی، بزرگ‌ترین شعار اسلام را «آزادی» می‌دانست و این قرائت در آرای استاد مرتضی مطهری نیز انعکاسی عمیق داشت. 

آیت‌الله مطهری در مجموعه گفت‌وگوهایی پیرامون آینده انقلاب اسلامی که سال ۱۳۵۸ از تلویزیون پخش می‌شد، با صراحت تاکید کرد که «اگر جمهوری اسلامی بخواهد زمینه اختناق را به وجود آورد، قطعا شکست می‌خورد. ما باید به آزادی‌ها، به معنی واقعی در آینده احترام بگذاریم.» او با اتکا به معرفت دینی و روشنفکری اسلامی، جسارت آن را داشت که حتی مرزهای آزادی را گسترش دهد: ««من هرگز از پیدایش افراد شکّاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند، متاثر نمی‌شوم و بلکه خوشحال هم می‌شوم. دینی که منطقش براساس فکر، عقل، فلسفه و مصالح است، از این جهت نگرانی ندارد. وجود افراد شکاک، وقتی خطرناک است که حامیان دین آنقدر مرده و بی‌روح باشند که در مقام جواب برنیایند.» 
از یاد نبریم انقلاب‌هایی که با رویای آزادی متولد می‌شوند، در وضعیت استبداد دوام نمی‌آورند و می‌میرند. بنابراین، انقلاب اسلامی برای بقای خود چاره‌ای جز بازگشت به ریشه‌ها و احیای «آزادی‌های معوّق» ندارد. اگر به آزاداندیشی سال‌های آغازین انقلاب بازنگردیم، ممکن است جبر زمانه، ما را به معادلات پیش از آن بازگرداند. 

۲- اجرای عدالت معلّق

آرمان انقلاب «رفاه» بود، نه فقر. لیقوم الناس بالقسط. (حدید، ۲۵). و پیامبران آمدند تا مردمان همه، در منهای فقر زندگی کنند. در شروع مبارزه، وقتی در سال ۱۳۴۳ تنگدستی در حکومت پهلوی بر همه ملت چیره شده بود، امام خمینی با صدای بلند گفت: «من مطّلعم از گرسنگی مردم. آقا فکری بکنید برای مملکت، برای این ملت. والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند.» بعدها امام به مردم گفت: خداوند اراده کرده که مستمندان، مرفه باشند. از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ نیز بارها یادآوری کرد که هدف این انقلاب، رفاه عمومی است: «از حکومت اسلامی شما را نترسانند، حکومتِ عدالت است؛ حکومتی است که زندگی شما را زندگی مرفه قرار می‌دهد.» 

همچنین، در نگاه دکتر بهشتی، چیزی که بسیار خطرناک به شمار می‌رود و انسان را از همه ارزش‌های خود تهی می‌کند، ظهور اختلاف طبقاتی است و «این چیزی است که اسلام شدیدا با آن مبارزه کرده است، چون بدون برو برگرد، این اختلاف طبقاتی به جنگ طبقاتی می‌انجامد.» امروزه چهل و هفت سال پس از پیروزی انقلاب، ایران در جایگاه خطرناکی قرار دارد که متفکرانش آن را پیش‌بینی می‌کردند و عبور از این بزنگاه تنها در گرو اجرای «عدالتِ معلّق» است، چنان‌که سال‌ها پیش، رهبری نیز هشدار دادند که هنوز عدالت، گوهری تابناک بر تارک نظام نیست و فاصلۀ بایدها با واقعیات، وجدان‌های آرمان‌خواه را عذاب می‌دهد. 

۳- لزومِ توافق مجدد

توازن میان استقلال و آزادی و عدالت در نظم کنونی کشورمان در معرض خطر است و این روند، مردم‌سالاری را تهدید می‌کند، اما «جمهوری ناقص» و «جمهوریت ناکام» نباید فرجام این انقلابِ پرهزینه باشد. بنابراین، کشف یک توازن تازه، ضرورت دارد. همه انقلاب‌ها به تجدید انرژی سیاسی محتاج‌اند.

پیش از این نیز در یادداشتی برای روزنامه اطلاعات (۱۲ آذر ۱۴۰۴) شرح دادم که جامعۀ ما پس از سپری کردن یک دوره فشرده و تاریخِ درگیر، نیاز به «قرارداد جدید» میان همه طبقات و نیروهای سیاسی و کنشگرانِ مؤثر دارد. اکنون پس از چهل و هفت سال، همچنان تنها راه کم هزینه برای بیشترین تغییرات، تغییر رژیم حقوقیِ قانون اساسی است که نه خلاف اصول موضوعه انقلاب، نه خلاف تجربه تاریخی جمهوری اسلامی و نه خلاف مقدسات است، بلکه نشان می‌دهد که هنوز سیستم در برابر پیچیدگی‌های بی‌پایان محیطی، قدرت انعطاف دارد.

باری، باید آگاه بود که در تجربه جهانی، پیری زودرس انقلاب‌ها منجر به مرگ نابه‎هنگام نظام‌ها شده است. نیروهایی که هنوز سودای تحقق آرمان‌های ۱۳۵۷ را در سر دارند، دیگر نمی‌توانند بر درس‌های تاریخی و اصول بنیادین چشم ببندند. آن‌ها چاره‌ای جز بازگشت به وضعیت آغازین و بازیابی سرچشمه‌ها ندارند. در این صورت، می‌توان از «سرقت انقلاب» توسط فرصت‌طلبان جلوگیری کرد و اجازه نداد که این میراث به سبب سبکسریِ نظری و عملی، بَد وارث یا بی‌وارث شود. آینده، پرتلاطم‌تر از گذشته است و به روایت شهید چمران «باید بترسیم از این که زیربنای فکری خویش را از دست بدهیم و دچار منافع شخصی و مصالح مادی شویم؛ آنجا خودخواهی آتش خواهد زد. آنجاست که باید به خدای بزرگ بازگردیم و توبه کنیم.» 

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

چهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی ۱۷ آبان ۱۴۰۴

لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید