شکست پرسپولیس در انزلی، تنها یک باخت فنی نبود؛ بلکه پردهبرداری از تناقضی آشکار در رفتار حرفهای بازیکنانی بود که میان “ژستهای اجتماعی” و “تعهد به پیراهن” سرگرداناند. در این میان، سروش رفیعی با اشتباهات کلیدی و اظهارات متناقضش، به نماد بازیکنی تبدیل شده که تمرکزش بیش از مستطیل سبز، در حواشی و مقابل دوربینهاست. […]

شکست پرسپولیس در انزلی، تنها یک باخت فنی نبود؛ بلکه پردهبرداری از تناقضی آشکار در رفتار حرفهای بازیکنانی بود که میان “ژستهای اجتماعی” و “تعهد به پیراهن” سرگرداناند. در این میان، سروش رفیعی با اشتباهات کلیدی و اظهارات متناقضش، به نماد بازیکنی تبدیل شده که تمرکزش بیش از مستطیل سبز، در حواشی و مقابل دوربینهاست.
به گزارش گروه ورزشی پایگاه خبری تحلیلی زیرنویس، نمایش ناامیدکننده پرسپولیس مقابل ملوان، فراتر از یک لغزش جدولی، پرده از بحرانی برداشت که ریشه در «فقدان تمرکز» و «تزلزل تعهد» بازیکنان دارد. در روزی که مدافع عنوان قهرمانی فرسنگها با استانداردهای خود فاصله داشت، خطای پنالتی سروش رفیعی تیر خلاصی بر پیکر بیرمق تیم بود؛ بازیکنی که این روزها حضورش در فضای رسانهای و حواشی، بسیار پررنگتر از تاثیرگذاریاش در طراحی حملات است.
اگرچه سوءمدیریت در نقلوانتقالات و گرههای تاکتیکی کادر فنی در این ناکامی سهم دارند، اما امروز نوک پیکان انتقادها متوجه کسی است که نبض کلمات را بهتر از نبض بازی میشناسد. رفیعی که پیش از این نیز سابقه اتخاذ مواضع بحثبرانگیز در شرایط ملتهب را داشته، بار دیگر با ادبیاتی دوپهلو، پرسشهای بزرگی را پیش روی هواداران قرار داده است.
جمله معروف او مبنی بر اینکه «حال کسی خوب نیست و به اجبار بازی میکنیم»، اگرچه در نگاه اول همدردی با جامعه به نظر میرسد، اما وقتی به ترازوی نقد گذاشته میشود، بوی توجیه میدهد. درک فشارهای روانی ناشی از شرایط اجتماعی برای هر ورزشکاری ممکن است، اما مسئله اصلی اینجاست: چگونه میتوان از «بازی اجباری» و «بیمیلی» سخن گفت، اما در زمان امضای قراردادهای نجومی و دریافت دستمزدهای میلیاردی، کمترین تردیدی به خود راه نداد؟
این دقیقاً همان نقطهای است که هوادار را دچار سرخوردگی میکند. اخلاق حرفهای حکم میکند که اگر بازیکنی به هر دلیل—چه روحی و چه اعتقادی—توان ارائه صددرصد توان خود را ندارد، صادقانه کنارهگیری کند، نه اینکه با حضور بیانگیزه در زمین و ارتکاب اشتباهات ناشی از حواسپرتی، سرمایههای مادی و معنوی باشگاه را به تاراج ببرد. اشتباه رفیعی در انزلی، یک خطای سهوی نبود؛ بلکه برونداد ذهنی بود که به جای تمرکز بر مستطیل سبز، درگیر «ژستهای مصلحتی» است.
بازیکنانی که از «اجبار به بازی» شکوه میکنند، باید بدانند که در روزهای سخت، شاید همین فوتبال تنها روزنه امید و دلخوشی مردمی باشد که آنها ادعای همراهی با ایشان را دارند. گرفتن این دلخوشی اندک با بازیهای بیروح، با هیچ شعار اجتماعی همخوانی ندارد.
احترام به مردم و هوادار، نه در مصاحبههای میکسدزون و آه کشیدنهای تصنعی، بلکه در وفاداری به پیراهنی است که برای آن دستمزد حرفهای پرداخت میشود. پرسپولیس بیش از آنکه به «سخنوران حرفهای» نیاز داشته باشد، به «فوتبالیستهای متعهد» نیاز دارد. ایستادن در صف اول خزانه باشگاه و همزمان نالیدن از شرایط، پارادوکسی است که دیگر با هیچ منطقی برای هواداران قابل هضم نیست.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی





























