خبر راهاندازی تیم «ب» باشگاه فوتبال پرسپولیس در مشهد، در نگاه نخست، برای فوتبال شهری که سالهاست از سطح اول دور مانده، امیدوارکننده است. مشهد که روزگاری با نامهایی چون ابومسلم مشهد در سطح ملی شناخته میشد، این روزها بیشتر در دستههای پایینتر برای بقا میجنگد تا برای بازگشت. طبیعی است که هر طرحی با […]

خبر راهاندازی تیم «ب» باشگاه فوتبال پرسپولیس در مشهد، در نگاه نخست، برای فوتبال شهری که سالهاست از سطح اول دور مانده، امیدوارکننده است. مشهد که روزگاری با نامهایی چون ابومسلم مشهد در سطح ملی شناخته میشد، این روزها بیشتر در دستههای پایینتر برای بقا میجنگد تا برای بازگشت. طبیعی است که هر طرحی با برند یک باشگاه بزرگ، توجه و حتی شوق ایجاد کند. اما میان «وعده» و «برنامه عملیاتی»، فاصلهای جدی وجود دارد. اولین پرسش روشن و اساسی است؛ این تیم قرار است در کدام لیگ فعالیت کند؟ خرید امتیاز در لیگ آزادگان؟ دسته دوم؟ یا شروع از سطوح پایینتر؟
اگر قرار باشد فعالیت از دستههای پایین آغاز شود، مشهد همین حالا هم نماینده در این سطوح دارد؛ تیمهایی که با حداقل امکانات و بودجه برای ماندن میجنگند. در چنین شرایطی، مزیت رقابتی تیم «ب» پرسپولیس چه خواهد بود؟ آیا صرفِ نام، تضمینکننده مسیر صعود است؟ تجربه فوتبال ایران نشان داده که برند بدون ساختار مالی و مدیریتی پایدار، امتیاز محسوب نمیشود. نکته مهمتر، مدل مالکیت و حکمرانی است.
آیا مالکیت کامل در اختیار باشگاه مادر باقی میماند و تیم مشهد عملاً شعبهای از پرسپولیس خواهد بود؟ یا قرار است ساختار مالکیتی به مجموعهای بومی واگذار شود؟ و اگر مالکیت به مشهدیها واگذار شود، پرسش جدیتر میشود: تأمین مالی پایدار از کجا خواهد آمد؟ تجربه سالهای اخیر نشان داده وعدههای حمایتی بدون قراردادهای حقوقی شفاف و تعهدات چندساله، معمولاً به سرانجام نمیرسند.
در صورت باقیماندن مالکیت در اختیار باشگاه مادر، موضوع تخصیص امکانات شهری مطرح میشود؛ زمین تمرین، ورزشگاه، حمایتهای لجستیکی و تسهیلات استانی. آیا مدیریت شهری و استانی حاضر است امکانات عمومی را در اختیار تیمی قرار دهد که عملاً زیرمجموعه باشگاهی خارج از استان است؟ این مسئله صرفاً فوتبالی نیست؛ به عدالت در سیاستگذاری ورزشی و اولویتبندی منابع نیز مربوط میشود. بازیکنان عمدتاً از آکادمی تهران تأمین میشوند یا استعدادهای بومی در اولویت خواهند بود؟ کادر فنی از سوی باشگاه مادر اعزام میشود یا ترکیبی از مربیان بومی شکل میگیرد؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، تیم نه هویت بومی پیدا میکند و نه نقش توسعهای واقعی خواهد داشت؛ بلکه در فضایی میان «نمایندگی برند» و «باشگاه مستقل» معلق میماند.
پرسش واقعبینانه دیگر: اگر تیم در سال اول نتیجه نگیرد چه میشود؟
آیا تعهدی چندساله تعریف شده است یا ادامه حیات تیم مشروط به موفقیت فوری خواهد بود؟ فوتبال ایران کم از پروژههایی ندارد که با هیجان آغاز شدند و با اولین ناکامی، متوقف شدند. استاندار از راهاندازی یک کنسرسیوم در حوزه ورزش سخن گفته است. اما هنوز روشن نیست این کنسرسیوم چه نسبتی با پروژه تیم «ب» پرسپولیس دارد. آیا این مجموعه قرار است پشتوانه مالی و مدیریتی تیم باشد؟ یا طرحی مستقل است و بار اصلی همچنان بر دوش بانک شهر خواهد بود؟
راهاندازی تیم «ب» پرسپولیس در مشهد، در سطح ایده، ظرفیت امیدآفرینی دارد؛ اما فوتبال مشهد بیش از «خبر خوش»، به برنامه دقیق، قراردادهای شفاف، مدل مالکیتی روشن و تضمین مالی چندساله نیاز دارد. فوتبال مشهد سالهاست از بیثباتی مدیریتی آسیب دیده است. اگر قرار است پروژهای تازه آغاز شود، نخستین شرط آن شفافیت است؛ نه صرفاً برند.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی





























