اگر شوت تماشایی، دقیق و غافلگیرکننده آرش اکبرزاده بازیکن فولاد در دقیقه ۷+۹۰ نبود، تیم ذوب آهن میتوانست کامیابترین تیم هفته باشد. تیمی که نزدیک به ۸۰ دقیقه با یک یار کمتر در فولادآرنا به میدان رفت و در شرایطی که تصور میشد مقابل تیم اوج گرفته حمید مطهری دچار چالش بزرگی بشود اما در […]
اگر شوت تماشایی، دقیق و غافلگیرکننده آرش اکبرزاده بازیکن فولاد در دقیقه ۷+۹۰ نبود، تیم ذوب آهن میتوانست کامیابترین تیم هفته باشد. تیمی که نزدیک به ۸۰ دقیقه با یک یار کمتر در فولادآرنا به میدان رفت و در شرایطی که تصور میشد مقابل تیم اوج گرفته حمید مطهری دچار چالش بزرگی بشود اما در نهایت سربلند زمین را ترک کرد. آنها حتی اعتراض داشتند که اگر داور سوتش را در زمان مقرر به صدا درمیآورد میتوانستند با یک امتیاز در جیب به اصفهان برگردند.
در این مسابقه، کنار خط، محمد نصرتی ستاره سابق فوتبال ایران و مدافع محبوب برانکو ذوبآهن را با شور و حال هدایت میکرد و کمی عقبتر روی سکوها، جلال امیدیان مربی جوان و دستیار سابق مربیان بزرگی مثل امیر قلعهنویی، ژوزه مورایس، پاتریس کارترون، مجتبی حسینی، مهدی رحمتی و … بود که در حال تماشا و رساندن ایدههای تاکتیکی در طول مسابقه به دستیارش بود تا تیمش غیرممکن را انجام بدهد.
امیدیان در هفته اول با تیمش فجر را در خانه دو بر یک برد اما در بازی بعدی و در اراک با دو اخراجی در دقایق پایانی نتیجه را یک هیچ به آلومینیوم واگذار کرد. این اتفاق (اخراج) در بازی مقابل فولاد هم تکرار شد تا آنها از دقیقه ۲۲ ده نفره کار را ادامه دهند و در نهایت این کار سخت را به سرانجام نرسانند. در حالی که تغییرات در نحوه بازی ذوبآهن تا حدی حیرت آور به نظر میرسید.
آنها تیمی نبودند که برای باخت به زمین آمده باشند. حتی یک وقتی در نیمه اول و در دقایق پایانی دروازه خودی را باز کردند بلافاصله با شوتی از راه دور دروازه حامد لک را به پاشنه چرخاندند. گلری که نقش زیادی در رقم خوردن این نتیجه با شیرجه بیمحابایش روی توپ و برخورد استوک پویا مختاری با صورتش داشت. اتفاقی که ذوب آهن را ده نفره کرد تا فولاد در تمام مسابقه دست بالا را مقابل حریف سفیدپوش داشته باشد
در نیمه دوم مسابقه ذوب آهن سعی میکرد با سازماندهی و فشرده کردن لایههای دفاعی بازی را کنترل کند و هرچه بازی جلوتر میرفت آنها به یک امتیاز نزدیک و نزدیکتر میشدند اما فولاد هم به رسم الخط جدیدی خو گرفته؛ آنها تا ثانیههای پایانی مسابقه، بازی را تعقیب میکنند و این بار هم همان اتفاق افتاد؛ با نفوذی از جناح چپ و ارسالی به داخل محوطه جریمه و برگشت آن به پشت محوطه جریمه فرصت را نصیب اکبرزاده کرد تا با یک ضربه تماشایی و محکم دروازه پارسا جعفری را باز کند.
پس از این لحظه بود که بازیکنان ذوب آهن معترض به داور امیدوار بودند در ویایآر گل فولاد به دلیل دخالت احتمالی یک بازیکن در بستن دید دروازهبان مردود اعلام شود اما چنین تصمیمی از سوی تیم ویایآر تایید نشد تا داور نقطه مرکز زمین را نشان دهد و ذوبیها با خشم و اندوه و ناراحتی و با کمی جنجال میدان را ترک کنند و در نهایت هم مقابل دوربینها ژستی بگیرند مبنی بر اینکه حقشان در این بازی خورده شده است.
نکته جالب اینکه جلال امیدیان سرمربی تیم در تمام این جنجالها غایب بود. فوتبالیهای خیلی جدی امیدیان را از حضور دائمی و مفیدش در تیم ذوب آهن در دهه ۱۳۸۰ میشناسند. بازیکنی که در دوره برانکو و تیم ملی هم دعوت شد و مشخصهاش سبیل فابریکی بود که سالیان طولانی روی صورتش بود. امیدیان یک مدافع خستگی ناپذیر، سختگیر و بدون حاشیه بود و علاقهاش به بازی در اصفهان و شهرهای نزدیکتری مثل کرمان باعث شد نامش در فوتبال ایران بیشتر از این مطرح نشود. در حالی که فرصت دعوت به تیم برانکو میتوانست برای او مسیر تازهای را در زندگی ورزشی باز کند اما شاید جلال دوست داشت در همان محیط همیشگی و با همان سبیل دست نخورده کارش را ادامه دهد و در همینجا رویایش را بسازد.
حالا در دو دهه بعد، او بدون اینکه ذرهای وزن اضافه کرده باشد پس از سالها دستیاری با نظر مدیرعامل ذوبآهن جانشین قاسم حدادیفر اسطوره باشگاه شده و سعی دارد با هر شکل ممکن تیم همیشگیاش را در لیگ برتر نگه دارد. ذوبیها در تاریخ لیگ برتر هرگز به دسته پایینتر سقوط نکردهاند ولی بارها در چنین شرایطی قرار گرفتهاند و مربیان نامدار بسیاری برای بیرون کشیدن تیم از این اوضاع وارد عمل شدهاند اما در نهایت یا وجود اوجهای مثل نایب قهرمانی آسیا در دوره منصور ابراهیم زاده، این باشگاه اصفهانی حداقل پس از دوره مربیگری قلعه نویی با حضور امیدیان نتوانسته در سطح مورد نظر هوادارانش ظاهر شود.
فعلا قدم اول برای آنها فرار از سقوط و ماندن در لیگ است. بعد نوبت رویاپردازی های بعدی میرسد. رویاهایی که شامل سه برد برای بقا در لیگ میشوند. سه تا چهار برد در ۹ مسابقه باقیمانده در شرایطی که فاصلهای بین تیم پانزدهم تا تیم دهم تنها ۹ امتیاز است. به قول معروف؛ شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل؛ فعلا وضعیت چنین است. امیدیان باید بادبانها را بکشد و سکان را طوری در دست بگیرد که کشتی سالم به ساحل برسد. چه کار سختی و عجیبی.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
پایان مدارا با «دیکتاتوری دیجیتال»وقتی اینستاگرام و تلگرام اتاق جنگ میشوند/ضرورت مسدودسازی هدفمند شبکه های اجتماعی متخاصم
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟































