عصرایران نوشت: در این سرزمین، گاهی یک برنامه تلویزیونی از عمر خیلی چیزها کوتاه‌تر است. نمونه‌اش همین برنامه «می‌شود». برنامه‌ای که قرار بود سی قسمت، امید اجتماعی تزریق کند، فرهنگ کارآفرینی را تقویت کند و زندگی‌ها را بازسازی کند، اما خودش حتی فرصت نکرد زندگی‌اش را کامل بسازد. یک قسمت آمد، سلام کرد، خداحافظی نکرد […]

عصرایران نوشت: در این سرزمین، گاهی یک برنامه تلویزیونی از عمر خیلی چیزها کوتاه‌تر است. نمونه‌اش همین برنامه «می‌شود». برنامه‌ای که قرار بود سی قسمت، امید اجتماعی تزریق کند، فرهنگ کارآفرینی را تقویت کند و زندگی‌ها را بازسازی کند، اما خودش حتی فرصت نکرد زندگی‌اش را کامل بسازد. یک قسمت آمد، سلام کرد، خداحافظی نکرد و رفت.

جالب اینجاست که «می‌شود» نه به مرگ طبیعی از دنیا رفت، نه به قتل رسید، نه حتی رسما «کنسل» شد؛ بلکه به شیوه‌ای کاملا بومی و خلاقانه، ناپدید شد. 

این مطلب را هم بخوانید: کارگر بدهکار نیست؛ طلبکارِ سیاست‌های دولت است!

مثل جورابی که در ماشین لباسشویی گم می‌شود. نه شبکه توضیحی داد، نه صفحه رسمی برنامه، نه حتی جدول پخش زحمت یک جمله را به خودش ندادند. انگار نه انگار که برنامه‌ای بوده، بودجه‌ای خرج شده و …

اما شایعه‌ها – که در این سرزمین همیشه از اطلاعیه‌ها جلوتر می‌دوند – می‌گویند دلیل توقف، تفاوت پوشش مجری در اینستاگرام شخصی‌اش با پوشش او در برنامه بوده است. 

خب، حالا یک سؤال ساده، آن‌قدر ساده که حتی نیاز به اتاق فکر ندارد: این تفاوت پوشش، بعد از تولید برنامه کشف شد؟ یعنی مجری را آوردید، قرارداد بستید، دکور ساختید، گروه جمع کردید، میلیاردی هزینه کردید، تازه بعد از پخش یک قسمت گفتید: «ای داد! این همان آدمی است که اینستاگرام هم دارد!»؟

واقعاً برنامه‌سازان تصور می‌کردند اینستاگرام یک بیماری فصلی است که شاید مجری نگرفته باشد؟ یا فکر می‌کردند حساسیت‌ها مثل قند خون است؛ گاهی بالا می‌رود، گاهی پایین می‌آید، حالا قسمت اول افتاد، قسمت دوم شاید تنظیم شود؟

و حالا که برنامه به این شکل محو شده، سؤال اصلی این است: پولش چه شد؟ چند میلیارد از جیب مردم خرج شد تا یک قسمت ساخته شود و بعد به آرشیو سریالی «اشتباهات پرهزینه» صداوسیما اضافه شود؟ 

چه کسی قرار است توضیح بدهد؟ چه کسی پاسخگوست؟ یا قرار است طبق روال همیشگی، همه چیز در مه غلیظ «صلاح دیده شد» گم شود؟

این ماجرا بیش از آنکه درباره یک برنامه تلویزیونی باشد، درباره یک عادت قدیمی است: تصمیم‌گیری بدون پیش‌بینی، هزینه‌کرد بدون مسئولیت‌پذیری و سکوت به‌عنوان پاسخ رسمی.

در نهایت، تنها چیزی که واقعاً «می‌شود»، همین است که: می‌شود برنامه ساخت، می‌شود از جیب مردم بودجه خرج کرد، می‌شود حذف کرد، و می‌شود به هیچ‌ کس هم جواب نداد.

بقیه‌اش؟ نه… ظاهراً نمی‌شود. همین قدر کافی است! تازه از سرتان زیاد هم هست ..

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید