مسعود کاظمیان – روزنامه اطلاعات| در سپهر سیاست بین‌الملل، جغرافیای سیاسی عراق همواره به مثابه منشوری بوده که پرتوهای حضور قدرت‌های بزرگ را بازتاب داده است. در فوریه ۲۰۲۶، این سرزمین بار دیگر خود را در کانون یک «گذار بنیادین» می‌یابد؛ جایی که مفاهیم سنتی حاکمیت ملی در برابر واقعیت‌های عریان «رئالیسم تراکنشی»(نگاهی که سیاست خارجی […]

مسعود کاظمیان – روزنامه اطلاعات| در سپهر سیاست بین‌الملل، جغرافیای سیاسی عراق همواره به مثابه منشوری بوده که پرتوهای حضور قدرت‌های بزرگ را بازتاب داده است. در فوریه ۲۰۲۶، این سرزمین بار دیگر خود را در کانون یک «گذار بنیادین» می‌یابد؛ جایی که مفاهیم سنتی حاکمیت ملی در برابر واقعیت‌های عریان «رئالیسم تراکنشی»(نگاهی که سیاست خارجی را نه بر اساس اصول، بلکه بر پایه معامله های لحظه ای سامان می دهد) رنگ می‌بازند. پرسش بنیادینی که امروز نه تنها در راهروهای کاخ سبز بغداد، بلکه در اندیشکده‌های واشنگتن و اتاق‌های فکر تهران طنین‌انداز شده، این است: چگونه یک «دولت حائل» (Buffer State)  می‌تواند در ساختار آنارشیک قدرت، میان ضرورت‌های بقای اقتصادی و آرمان‌های استقلال سیاسی، توازنی پایدار برقرار کند؟ عراق نوین در سال ۲۰۲۶، تجسم عینی این تناقض است؛ دولتی که در جستجوی ثبات در «سرزمین آشوب»، ناگزیر از تعریف مجدد هویت خود در میانه دو قطب نفوذ است.

 

حاکمیت در بند دلار

بحران سیاسی اخیر که با نامزدی مجدد نوری المالکی برای کرسی نخست وزیری آغاز شد، فراتر از یک جابجایی مهره‌های داخلی، پرده از یک واقعیت قهرآمیز برداشت. مخالفت صریح و بی‌پرده‌ دونالد ترامپ در اواخر ژانویه و تداوم آن در فوریه ۲۰۲۶، صرفاً یک مداخله دیپلماتیک نیست؛ بلکه اعمال حاکمیت مالی فراسرزمینی بر مقدرات یک ملت تلقی می‌گردد. از منظر نظریه‌ «رئالیسم تدافعی»، امنیت ملی عراق امروز بیش از آنکه به توان تسلیحاتی گره خورده باشد، به تسهیلات ارزی وابسته است.

وابستگی ساختاری بانک مرکزی عراق به فدرال رزرو نیویورک برای دسترسی به درآمدهای نفتی، غل و زنجیری طلایی بر دست و پای تصمیم‌سازان بغداد افکنده است. این پارادوکس وابستگی، نشان می‌دهد که استقلال سیاسی بدون خودمختاری مالی، سرابی بیش نیست. وقتی واشنگتن از گزینه‌های روی میز برای تعیین نخست‌وزیر در عراق سخن می‌گوید، در واقع از اهرم‌هایی یاد می‌کند که قادرند شریان‌های حیاتی معیشت در این کشور را در کسری از ثانیه مسدود کنند.

 

دکترین موازنه فراساحلی

سیاست خارجی‌آمریکا در قبال عراق ۲۰۲۶ را می‌توان در چارچوب دکترین «موازنه فراساحلی» تبیین کرد. استراتژیست‌های کاخ سفید همسو با آموزه‌های «استفان والت»، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که حضور فیزیکی و پرهزینه نظامی، دیگر کارایی خود را از دست داده است و در عوض، واشنگتن با اتکا به قدرت تکنولوژیک و اشراف مالی، از راه دور به تنظیم موازنه قوا می‌پردازد. خروج تدریجی نیروهای ناتو و ائتلاف بین‌المللی که قرار است به زودی نهایی شود،

به معنای خروج آمریکا از معادلات عراق نیست، بلکه به معنای تغییر ابزار مدیریت است. ایالات متحده در این مدل، نقش «بازیگر موازنه ساز» را ایفا می‌کند. هدف، ممانعت از سلطه مطلق هر رقیب منطقه‌ای بر هاب انرژی بین‌النهرین است، بدون آنکه واشنگتن مستقیماً هزینه‌های حکمرانی را بپردازد. این رویکرد، عراق را در وضعیتی میان «تحت‌الحمایگی نوین» و «رهاشدگی استراتژیک» قرار داده است.

 

واقع‌گرایی بقا در جبهه داخلی

فوریه ۲۰۲۶، عراق در جبهه داخلی شاهد یک دگردیسی عمیق در رفتار بازیگران سیاسی است. ائتلاف موسوم به «چارچوب هماهنگی» که سال‌ها بر مدار ایدئولوژی و ضدیت با حضور بیگانه حرکت می‌کرد، اکنون در برابر منطق رئالیسم تدافعی، وادار به عقب‌نشینی شده‌ است.

سفر شخصیت‌هایی چون «قیس خزعلی» به تهران باهدف جلب حمایت برای عبور از گزینه المالکی، نشان‌دهنده ادراک این واقعیت است که «بقا» بر «وفاداری» تقدم دارد. شکاف درونی ائتلاف شیعی نه بر سر مبانی فکری، بلکه بر سر هزینه‌های فرصت است. نخبگان سیاسی بغداد دریافته‌اند که ایستادگی در برابر مخالفت صریح واشنگتن به بهای فروپاشی نظام بانکی و شورش‌های معیشتی، انتحار سیاسی خواهد بود.

از این رو، ما شاهد ظهور نوعی عملگرایی اضطراری هستیم که در آن، حتی رادیکال‌ترین چهره‌ها نیز به دنبال یافتن نامزدی تکنوکرات و غیرتحریک‌آمیز هستند تا توازن با جهان غرب را حفظ کنند.

 

سناریوهای پیش‌رو

با توجه به داده‌های میدانی و تحلیل‌های راهبردی، سه سناریوی محتمل برای فرجام این بحران متصور است:

۱. سناریوی میانی: تمدید مأموریت دولت «محمد شیاع السودانی» برای یک سال دیگر تحت عنوان دولت پیشبرد امور. این گزینه اگرچه بحران مشروعیت را حل نمی‌کند، اما از برخورد سخت با واشنگتن جلوگیری کرده و به طرفین فرصت می‌دهد در فضای صبر استراتژیک، به گزینه‌ای مرضی‌الطرفین دست یابند. این سناریو، تجسم «ثبات سرد» است.

۲. سناریوی گذار: ظهور یک شخصیت‌ملی‌تکنوکرات که نه از درون احزاب سنتی، بلکه از بستر ضرورت‌های اداری بیرون آمده باشد؛ کسی که بتواند همزمان اطمینان تهران برای امنیت استراتژیک و اعتماد واشنگتن برای شفافیت مالی را جلب کند. این سناریو، با منطق «موازنه فراساحلی»سازگار است.

۳. سناریوی برخورد: اصرار بر گزینه‌های تحریک‌آمیز و نادیده گرفتن هشدارهای مالی خزانه‌داری آمریکا. نتیجه این سناریو انزوای بین‌المللی، سقوط ارزش پول ملی و بازگشت احتمالی آشوب به خیابان‌های عراق خواهد بود؛ وضعیتی که در آن رئالیسم تهاجم از سوی بازیگران خارجی، جایگزین رئالیسم تدافعی خواهد شد.

 

نتیجه گیری

در نهایت باید اذعان داشت که ثبات در این سرزمین پرچالش، نه از مسیر تقابل پرهزینه و نه از معبر پیروی بی‌قید و شرط، بلکه از مجرای درک هوشمندانه منطق قدرت عبور می‌کند. واکاوی سناریوهای پیش‌رو نشان می‌دهد که تداوم وضعیت موجود، تنها مسکنی موقت است و تقابل ساختاری نیز یک اقدام انتحاری اقتصادی خواهد بود. بر همین اساس، بهترین گزینه برای صیانت از امنیت ملی و استقلال اقتصادی عراق، گذار به سناریوی دوم یعنی ظهور نامزد ملی‌تکنوکرات است.

انتخاب شخصیتی که بتواند همزمان اطمینان بازیگران منطقه‌ای را برای امنیت راهبردی جلب کرده و با شفافیت اجرایی، اعتماد نظام بین‌الملل را برای استمرار جریان ارزی جلب کند، تنها راهبردی است که عراق را از بن‌بست کنونی خارج می‌سازد. این انتخاب نه یک عقب‌نشینی، بلکه یک کنشگری موازنه‌ساز است که مانع از تبدیل مدیریت امانتداری درآمدهای ملی به یک «قیمومیت دائم» می‌گردد.

نخبگان عراقی با انتخاب این مسیر، ثابت خواهند کرد که استقلال ملی در جهان در حال گذار ۲۰۲۶، نه در نفی واقعیت‌های جهانی، بلکه در استفاده‌ ابزاری و هوشمندانه از این واقعیت‌ها برای تأمین منافع عالیه مردم است. عراق، نه به عنوان یک سوژه‌ منفعل، بلکه به عنوان یک بازیگر صاحب‌اراده، می‌تواند با عبور از چهره‌های چالش‌زا و تکیه بر کارآمدی اجرایی، بر سرنوشت خود حاکم شود و حاکمیت ملی را در شکاف رقابت‌های بزرگ بازتولید کند. این بلوغ سیاسی، یگانه ضامن عبور عزتمندانه از «سرزمین آشوب» به سوی «ثبات پایدار» است.

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید