حجاب گریزی؛ قانون ستیزی یا اختلال شخصیت؟
حجاب گریزی؛ قانون ستیزی یا اختلال شخصیت؟

قاضی با چه سازوکار و از چه طریقی پی برده که این فرد، اختلال روانی دارد و باید به روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کند؟ آیا در جلسه رسیدگی، یک روان‌شناس حضور داشته یا این فرد به مراکز روان‌شناسی ارجاع داده شده و تشخیص متخصص، چنین بوده است؟

زیرنویس-گروه جامعه: چند روزی است که حکم‌هایی عجیب برای بازیگرانی که حجاب را رعایت نکرده‌اند صادر شده است. (هدف ما از نوشتن این یادداشت مخالفت با برخورد با آنها نیست بلکه معتقدیم با هنجارشکنان باید برخوردی قاطع داشت، اما نه با حکم‌هایی که خود آن‌ها به یک بحران اجتماعی دیگر دامن بزنند. مانند حکم مراجعه به روان‌شناس و درپی آن انگ و برچسب‌هایی مانند «بیمار روحی» یا «شخصیت ضداجتماعی» یا «ضد خانواده» به کسانی که قانون را رعایت نکرده‌اند.

برای مثال، در حکم افسانه بایگان ذکر شده باید برای درمان «بیماری روحیِ شخصیت ضد خانواده» و دریافت «گواهی سلامت» هر هفته به مراکز روان‌شناسی مراجعه کند و یا آزاده صمدی که با حکمی مشابه افسانه بایگان که باید «دو هفته یک‌بار» به مراکز روان‌شناسی «برای مداوای بیماری ضداجتماعی خود» مراجعه کند و در نهایت «گواهی سلامت» ارائه دهد.)

شخصیت ضداجتماعی («سایکوپتی» (psychopathy) )

هر کشوری برای پوشش افراد نسبت به شغل، حرفه و جایگاه اجتماعی‌شان کارمند، میهمان، شهروند و … با توجه به جنسیت زن یا مرد بودن، قوانینی دارد که همه ملزم به رعایت آن هستند و تخطی از آن تاوان و جریمه‌های سنگین-اقتصادی و اجتماعی- برایشان به همراه دارد. اما وقتی می‌گوییم: «سایکوپتی» (psychopathy) یا اختلال شخصیت ضداجتماعی باید بدانیم به شرایط رفتاری فردی گفته می‌شود که هیچ حقوقی برای دیگران قائل نمی‌شود و اهمیتی به رفتار صحیح یا ناصحیح دیگران قائل نیست. فرد سایکوپت نسبت به احساسات دیگران بی‌تفاوت است و گاه رفتارهای سنگدلانه و خشن از خود بروز می‌دهد که اغلب از انجام آن‌ها هیچ احساس پشیمانی نیز ندارد. فرد با شخصیت ضداجتماعی در هر کجای دنیا که باشد این اختلال برایش تشخیص داده می‌شود پس او قانون گریز نیست، تحول‌خواه هم نیست، پیرو هیچ حزب گروه و دسته ی خاصی نیست ».

  • آیا این بازیگران یا افرادی که قانونِ حجاب را رعایت نکرده‌اند در این تعریف می‌گنجند؟
  • از نظر دستگاه قضایی شخصیت ضداجتماعی چه تعریفی دارد؟ آیا یک قاضی توانایی تشخیص بیماری روحی را دارد؟

قاضی با چه سازوکار و از چه طریقی پی برده که این فرد، اختلال روانی دارد و باید به روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کند؟ آیا در جلسه رسیدگی، یک روان‌شناس حضور داشته یا این فرد به مراکز روان‌شناسی ارجاع داده شده و تشخیص متخصص، چنین بوده است؟

به‌هرحال، بارها در فقه و حقوق مطرح شده که تشخیص جرم و همچنین مصادیق تخصصی نیاز به مراجعه به کارشناس دارد. رعایت هنجار و قوانین توسط عموم مردم یک مسئله است و صدور حکم درخور و متناسب با جرم مسئله‌ای دیگر. نمی‌توانیم برای اجرای قوانین؛ به افراد برچسب‌های خارج از عرف و بر اساس نظر شخصی بزنیم و سپس همان را جرم انگاشته و حکم صادر کنیم. همانطور که در ابتدا گفته شد قرار نیست درباره درست یا غلط‌بودن حکم نظری بدهیم و غرض این نگاشته هم این نبوده است؛ اما برچسب زدن به افراد چه منطقی به دنبال دارد؟

به گزارش پایگاه خبری زیرنویس، بعضی از جرم‌ها، مانند قتل، سرقت، تجاوز… جرم‌هایی عمومی هستند که در همه کشورها در مورد آن اتفاق‌نظر وجود دارد، اگرچه درمورد نوع و مصداق مجازات تفاوت‌هایی مشاهده می‌شود، اما حجابی که حتی بین کشورهای اسلامی وحدت رویه وجود ندارد چطور ممکن است، رعایت‌نکردن آن برای عده‌ای منجر به پارکینک رفتن خودرو گردد، گروهی از رافت پدرانه برخوردار باشند و برای بعضی موجب می‌شود به افراد برچسب‌هایی عجیب‌وغریب بزنیم؟

تابه‌حال از خودتان پرسیده‌اید با این حکم‌ها چقدر به جامعه روان‌شناسی توهین می‌شود؟ آیا وظیفه روان‌شناس کمک به افراد برای زندگی بهتر است یا همکاری با دستگاه قضا برای اجرای قوانین؟ اصول حرفه‌ای روان‌شناسی این اجازه را به خود نمی‌دهد خیلی راحت به کسی برچسب اختلال خاصی را بزند و حتی به همراه بیمار اعلام کند. کار او درمان است و محرمانه بودن مسیر درمان از اصول اولیه است.

آیا دستگاه قضا به این مسئله فکر کرده است، این احکام خود باعث خشم عمومی و انزجار از حجاب و حتی روان‌شناسان می‌شود؟

  • نویسنده : گروه اجتماعی زیرنویس
  • منبع خبر : پایگاه خبری زیرنویس