سریال شوالیه هفت پادشاهی (A Knight of the Seven Kingdoms) پیشدرآمد تازه و موفق دنیای بازی تاج و تخت (Game of Thrones) است که این روزها نخستین فصلش از HBO و HBO Max پخش میشود. داستان این سریال پیشدرآمد حدود ۹۰ سال پیش از رویدادهای بازی تاج و تخت و تقریباً ۸۰ سال پس از […]
سریال شوالیه هفت پادشاهی (A Knight of the Seven Kingdoms) پیشدرآمد تازه و موفق دنیای بازی تاج و تخت (Game of Thrones) است که این روزها نخستین فصلش از HBO و HBO Max پخش میشود. داستان این سریال پیشدرآمد حدود ۹۰ سال پیش از رویدادهای بازی تاج و تخت و تقریباً ۸۰ سال پس از خاندان اژدها (House of the Dragon) اتفاق میافتد. بسیاری معتقدند این سریال نفس تازهای به فرانچایزی داده که داشت کمی شلوغ و سنگین میشد.
شوالیه هفت پادشاهی و خاندان اژدها در نهایت دو سریال کاملاً متفاوت هستند و طرفداران میتوانند از هر دو لذت ببرند، اما چند نکته مهم وجود دارد که در آنها پیشدرآمد جدید دست بالا را دارد.

بازگشت هر ساله
از یک نکته ساده شروع کنیم. بهزودی فصل سوم خاندان اژدها پخش میشود. این سریال کارش را از سال ۲۰۲۲ آغاز کرد، یعنی مخاطبان هر دو سال یک بار فصل شاهد انتشار فصل جدید بودهاند. این فاصله در دوره سریالهای پرهزینه امروزی رایج است، اما انتظار طولانی بین فصلها خستهکننده بوده و به مذاق طرفداران خوش نمیآید.
در مقابل، شوالیه هفت پادشاهی قرار است هر سال با فصلی جدید برگردد. این بخشی از استراتژی جدید HBO است که برای سریالهایی مثل The Pitt و درام پلیسی American Blue هم به کار میرود. ایده پشت این استراتژی ساده است؛ این شبکه باور دارد اگر مخاطب در فاصلههای منظم دوباره با شخصیتهای محبوبش دیدار کند، وابستگی بیشتری شکل میگیرد و دیگر لازم نیست بعد از وقفههای طولانی به یاد بیاورد چه کسی چه بود.
برای رسیدن به چنین ریتمی، این سریال به اندازه خاندان اژدها پرزرقوبرق و عظیم نیست. مقیاس داستان کوچکتر است، اما این موضوع کاملاً با کتابهایی که منبع اقتباس هستند هماهنگی دارد.

وفاداری به منبع
شوالیه هفت پادشاهی بر اساس مجموعه داستانهای کوتاه Tales of Dunk and Egg نوشته جورج آر. آر. مارتین ساخته شده است. فصل اول از داستان The Hedge Knight اقتباس شده و درباره شوالیهای تازهکار و فقیر به نام سر دانکن بلندقد است که تلاش میکند با درخشش در یک تورنمنت، توجه اربابان را جلب کند و به استخدام آنها درآید. در این سریال نه خبری از اژدها هست، نه وایتواکرها و نه نبرد بر سر تاج و تخت آهنین. روایت ساده است و تا اینجا سازندگان توانستهاند به داستان کتاب مارتین وفادار بمانند. شخصیتهایی مثل دانک و شاگردش اگ طوری به تصویر کشیده شدهاند که انگار مستقیم از صفحه کتاب بیرون آمدهاند و فراز و فرود سرنوشت آنها تقریباً عیناً به تصویر کشیده شده است.
وقتی عادلانه قضاوت کنیم، باید گفت کار خاندان اژدها در این زمینه سختتر است. این سریال از کتاب Fire & Blood الهام میگیرد که شبیه یک تاریخنامه است و سالها بعد از یک جنگ داخلی خونین تارگرینها نوشته شده. با این حال، حتی با در نظر گرفتن فضای تفسیر، نویسندگان مسیرهای تازه زیادی ساختهاند. مثلاً در فصل دوم راههایی طراحی شد تا رینیرا تارگرین و آلیسنت هایتاور چند بار با هم روبهرو شوند، در حالی که در کتاب مارتین در این مقطع، از هم دور هستند. نتیجه این شد که به جای دنبال کردن روایتهای جداگانه، آنها به اجبار نویسندگان در مرکز داستان قرار گرفتند. به نظر میرسد تیم نویسندگی برداشت خودش را از مسیر روایت کتاب مارتین دارد و شباهت کم به کتاب مانعش نمیشود.
خیلی از طرفداران از پایان بازی تاج و تخت راضی نبودند. بخشی از مشکل این بود که سازندگان در فصلهای پایانی دیگر کتابی برای اقتباس نداشتند و مارتین هنوز مجموعه A Song of Ice and Fire را کامل نکرده بود. تجربه این دنیا نشان داده هرچه به منبع اصلی وفادارتر بمانید، نتیجه بهتر میشود و شوالیه هفت پادشاهی از این نظر مسیر درستی را انتخاب کرده است.

حس شوخطبعی
یکی دیگر از ویژگیهایی که باعث تمایز این سریال شده، لحن سبکتر و شوخطبعانهتر آن است. رابطه دانک و اگ پر از لحظههای بامزه و گفتوگوهای صمیمی است و همین فضا اجازه میدهد بیننده در کنار ماجراجویی، نفس راحتتری هم بکشد. این طنز ملایم کمک میکند جهان وستروس فقط جایی برای توطئه و تراژدی نباشد و جنبههای انسانیتری هم پیدا کند.
بازی تاج و تخت سریالی جدی بود که به کشتن شوکه کننده شخصیتها شهرت داشت، اما همیشه جایی برای شوخی هم پیدا میکرد؛ چه طعنههای مستیوار تیریون لنیستر، چه تهدید خشن سگ شکاری درباره مرغها، یا لحظههای معذبکننده میان تورموند غولکش و برین تارث.
خاندان اژدها هم اثری جدی است، و شخصیتهایش به ندرت با طنز فضا را عوض میکنند. اغلب آنها غمگین و عبوساند. با اینکه با توجه به شرایطشان این موضوع قابل درک است، نبود شوخطبعی میتواند سریال را شبیه مرثیه کند. آدمها حتی در سختترین موقعیتها هم شوخی میکنند و کمی طنز تلخ میتوانست به کار بیاید.

شوالیه هفت پادشاهی از ابتدا داستان سبکتری دارد، بنابراین طبیعی است که طنز بیشتری هم داشته باشد. سر دانکن کاملاً خارج از محیط آشنای خودش است و تلاش میکند نظر اربابان ثروتمند را جلب کند. دیدن دستوپا زدن او در گفتوگوها و گم شدنش در قلعههای مجلل خندهدار است. شوخی و کلکلهای او با اگ هم جذاب است؛ پسری که با وجود سن کمتر و قد کوتاهتر، در واقع دنیایی را که دانک میخواهد واردش شود بهتر میشناسد.
البته سبکتر بودن لحن به این معنا نیست که سریال نمیتواند تاریک شود، و در نیمه دوم فصل اول دقیقاً همین اتفاق میافتد. طنز فقط برای خنداندن نیست؛ تضادی ایجاد میکند که باعث میشود لحظههای تیره، تیرهتر به نظر برسند چون بخشهای روشن واقعاً روشن بودهاند. این درسی است که خاندان اژدها میتواند از آن استفاده کند.

روایتی جمعوجورتر
داستان سریال خاندان اژدها حدود ۲۰۰ سال پیش از وقایع بازی تاج و تخت میگذرد، اما بارها تلاش میکند خودش را به مجموعه اصلی گره بزند؛ گاهی به شکلی محدودکننده. برای نمونه، برخی شخصیتها تحت تأثیر پیشگویی حمله وایتواکرها هستند؛ اتفاقی که قرنها بعد رخ میدهد. این موضوع گاهی لایه جالبی به داستان اضافه میکند، اما گاهی اوقات به دام زیادهروی میافتد، مثل زمانی که در پایان فصل دوم، دیمون تارگرین رؤیایی از نوادهاش دنریس میبیند.
تماشاگر از قبل میداند خاندان اژدها پیشدرآمدی برای بازی تاج و تخت است، اما عجیب اینجاست که انگار خود شخصیتها هم این را میدانند. در نهایت حس میشود آنها فقط زمان میگذرانند تا داستان اصلی شروع شود.

شوالیه هفت پادشاهی اشارههایی گذرا به آینده دارد، اما شخصیتها عمدتاً بیخبر از آنچه قرار است رخ دهد زندگی میکنند. آنها درگیر ماجرای خودشان هستند و همین باعث میشود سریال هویت مستقلی داشته باشد.
قسمتهای جدید شوالیه هفت پادشاهی یکشنبهها پخش میشود، هرچند اپیزود چهارم به دلیل برگزاری سوپربول در روز جمعه روی آنتن خواهد رفت.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی





























