مسعود کاظمیان – روزنامه اطلاعات:در جغرافیای سیاسی خاورمیانه، جایی که تاریخ اغلب با زبان آتش و فولاد نوشته میشود، سلطنت عمان همواره به مثابه یک استثنای راهبردی عمل کرده است. در حالی که دکترینهای نظامی منطقه بر پایه بازدارندگی تهاجمی استوار شدهاند، مسقط تحت هدایت سلطان «هیثم بن طارق»، جبر جغرافیایی خود را از یک […]

مسعود کاظمیان – روزنامه اطلاعات:در جغرافیای سیاسی خاورمیانه، جایی که تاریخ اغلب با زبان آتش و فولاد نوشته میشود، سلطنت عمان همواره به مثابه یک استثنای راهبردی عمل کرده است. در حالی که دکترینهای نظامی منطقه بر پایه بازدارندگی تهاجمی استوار شدهاند، مسقط تحت هدایت سلطان «هیثم بن طارق»، جبر جغرافیایی خود را از یک تهدید بالقوه به یک دارایی بیبدیل دیپلماتیک بدل ساخته است.
طبق نظریه واقعگرایی نوکلاسیک، رفتار خارجی عمان نه تنها پاسخی به فشارهای ساختاری نظام بینالملل، بلکه برآمده از درک دقیق نخبگان حاکم، از پیوند میان «ثبات داخلی» و «موازنه فراساحلی» است. در فوریه ۲۰۲۶، زمانی که سایه درگیری میان جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل بر سرتاسر پهنه آبی خلیج فارس سنگینی میکند، عمان بار دیگر ثابت کرد که قدرت واقعی در فریادهای بلند نیست، بلکه در ظرفیت شنیدن صداهایی است که دیگران از شنیدنشان قاصرند.این ظرفیت بیبدیل برای شنیدن، در نشست محرمانه ۶فوریه ۲۰۲۶در مسقط به اوج خود رسید؛ جایی که دیپلماسی صبورانه عمان توانست رقبای دیرینه را بار دیگر دور یک میز غیرمستقیم بنشاند .
از «کشور همسخن» تا اتاقهای در بسته مسقط
موفقیت مذاکرات فوریه ۲۰۲۶که ترامپ در هواپیمایAir Force One آن را «اشتیاق شدید ایران برای توافق» توصیف کرد، محصول مستقیم جایگاه عمان به عنوان یک «کشور همسخن» (Interlocutor State) است. عمان نه یک میانجی که در محتوای دعوا دخالت میکند، بلکه یک تسهیلگراست که تخصصش در «مدیریت فضای گفتگو» و «کاهش هزینه روانی گفتگو» خلاصه میشود.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران با تأکید بر اینکه گفتگوها منحصراً بر موضوع هستهای متمرکز است، در واقع بر امنیت روانیای صحه گذاشت که مسقط برای طرفین ایجاد کرده است.
این دیپلماسی تخصصی، به عمان اجازه میدهد در شکافهای میان قدرتهای بزرگ حرکت کند و بدون آنکه مسئول شکست احتمالی مذاکرات شناخته شود، اعتبار بینالمللی خود را به عنوان تنها کانال معتبر میان تهران و واشنگتن صیقل دهد.با این حال، این اعتبار دیپلماتیک در فوریه ۲۰۲۶تنها در تالارهای مرمرین مسقط محبوس نماند، بلکه به لایه سخت و فنی حقوق بینالملل در گلوگاه هرمز رسوخ کرد.
تنگه هرمز و پناهگاه عمانی
در حالی که دیپلماتها در مسقط مشغول چانهزنی بودند، واقعیتهای سختافزاری در تنگه هرمز، نقشی حیاتی برای عمان در ژئوپلیتیک امنیت انرژی ترسیم کرد. ابلاغیه امنیتی وزارت ترابری ایالات متحده آمریکادر ۹فوریه ۲۰۲۶، نقطه عطفی در تاریخ ناوبری منطقه بود؛ آنجا که به کشتیهای تجاری صراحتاً توصیه شد برای در امان ماندن از توقیفهای غیرقانونی، تا حد امکان به آبهای سرزمینی عمان نزدیک شوند.
این توصیه، پرده از یک واقعیت حقوقی برداشت: در حالی که ایران با تفسیری خاص از کنوانسیون حقوق دریاها بر عبور بیضرر تأکید دارد، آبهای عمان به تنها کریدور امن جهانی بدل شده است که بر اساس استانداردهای بینالمللی مدیریت میشود.
سلطنت عمان با پذیرش داوطلبانه این بار سنگین ترافیک دریایی، در واقع حاکمیت خود را به نفع ثبات جهانی به اشتراک گذاشته است.اما این نقشآفرینی به عنوان «نگهبان تنگه»، عمان را در برابر فشارهای ساختاری ناشی از بلوکبندیهای نوین منطقه قرار داده است که پیشفرضهای بیطرفی سنتی را به چالش میکشد.
بیطرفی در عصر بلوکبندیهای سخت
توسعه پیمانهای ابراهیم و شکلگیری معماری امنیتی یکپارچه در خلیج فارس، فضای مانور عمان را بیش از هر زمان دیگری منقبض کرده است. رابرت کاپلان(نویسنده آمریکایی که کتابهایش درباره سیاست با اولویت امور خارجی است) معتقد است بیطرفی در خاورمیانه مدرن، یک انتخاب نیست، بلکه یک مبارزه مداوم است. عمان به عنوان تنها کشور با اکثریت مذهب اباضیه، در میان دو قطب بزرگ تشیع و تسنن، از نوعی «تنهایی استراتژیک» رنج میبرد.
اگرچه اباضیه ریشه فرهنگی صلحطلبی و مدارای عمان است، اما در دنیای واقعی پیمانهای نظامی، این مذهب هیچ «برادر بزرگتری» برای حمایت در لحظات بحرانی ندارد. فشار برای پیوستن به سپر دفاع موشکی منطقهای که توسط واشنگتن رهبری میشود، عمان را در موقعیت دشواری قرار داده است: حفظ پیوند با غرب بدون برانگیختن خشم تهران. این موازنه ظریف میان فشارهای خارجی و ضرورتهای داخلی، به طور مستقیم با بقای اقتصادی و آرمانهای توسعهمحور مسقط گره خورده است .
دیپلماسی در خدمت «چشمانداز ۲۰۴۰»
برای سلطان هیثم، دیپلماسی میانجیگرانه صرفاً یک ژست اخلاقی نیست، بلکه زیربنای چشمانداز ۲۰۴۰ عمان است. واقعگرایی نوکلاسیک به ما میگوید که قدرتهای متوسط برای جبران کمبود منابع داخلی، باید محیط پیرامونی خود را امن نگه دارند.
عمان که با کاهش ذخایر نفتی دست و پنجه نرم میکند، برای تبدیل به قطب لجستیک و هیدروژن سبز، به ثبات مطلق در دریای عمان و تنگه هرمز نیاز دارد. هرگونه جرقه جنگ در منطقه، سرمایهگذاریهای کلان در بنادر «الدقم» و «صحار» در عمان را به مخاطره میاندازد. لذا مسقط در فوریه ۲۰۲۶بیش از آنکه به دنبال حل و فصل ایدئولوژیک اختلافات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا باشد، به دنبال مدیریت تنش برای خرید زمان جهت گذار اقتصادی خود است. این گذار اقتصادی و امنیتی، اکنون در بوته آزمایشی بزرگ قرار گرفته است که فراتر از مرزهای خلیج فارس امتداد مییابد.
لنگرگاهی در برابر طوفان نهایی
عمان در سال ۲۰۲۶، دیگر تنها یک میانجی محلی نیست؛ میزبانی از گفتگوهای ایران و ایالات متحده آمریکا و تلاش برای مهار تنشهای ایران و اسرائیل، مسقط را به «آخرین سنگر عقلانیت» در خاورمیانه بدل کرده است. با این حال، همانطور که دادههای نظامی نشان میدهد، اگرچه انسداد فیزیکی تنگه هرمز دشوار است، اما «هراس بازار» میتواند ویرانگر باشد.
نقش تاریخی عمان در اینجا نهفته است: مسقط به عنوان یک «عامل ضدهراس» عمل میکند.در نهایت، اگر نظام بینالملل به سمت قطبیشدن مطلق پیش برود، عمان ممکن است با «پایان افسانه عدم تعهد» روبرو شود.
اما تا آن زمان، لنگرگاه آرامش در مسقط، تنها جایی است که در آن «واقعگرایی سرد» کیسینجری با «روایتهای انسانی» ایگناتیوسی تلاقی میکند. آینده امنیت انرژی جهان و ثبات خاورمیانه بیش از آنکه در انبارهای تسلیحاتی رقم بخورد، در سکوت سنگین اتاقهای مذاکرهای تعیین میشود که عمان با صبر ایوبی و دقت ساعتسازی سوئیسی، آنها را زنده نگه داشته است. مسقط ثابت کرده که در عصر بلوکهای سخت، «انعطاف هوشمندانه» نه یک ضعف، بلکه عالیترین فرم قدرت است.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی





























