مسعود دشتی درخشان – روزنامه اطلاعات|همزمان با تحولات جاری بازار جهانی نفت، اقدامات هند در واردات این محصول به یکی از شاخصهای سنجش فاصله میان ژئوپلیتیک و واقعیتهای اقتصادی تبدیل شده است. باوجود نوسانات سیاسی و فشارهای دیپلماتیک متغیر، جریان نفت به این کشور آسیایی نهتنها متوقف نشده، بلکه در چارچوبی حسابشده و مبتنی بر […]

مسعود دشتی درخشان – روزنامه اطلاعات|همزمان با تحولات جاری بازار جهانی نفت، اقدامات هند در واردات این محصول به یکی از شاخصهای سنجش فاصله میان ژئوپلیتیک و واقعیتهای اقتصادی تبدیل شده است. باوجود نوسانات سیاسی و فشارهای دیپلماتیک متغیر، جریان نفت به این کشور آسیایی نهتنها متوقف نشده، بلکه در چارچوبی حسابشده و مبتنی بر منطق تجاری ادامه یافته است. این وضعیت نشان میدهد که در نظم چند قطبی انرژی، تصمیمگیریها بیش از آنکه تابع مواضع سیاسی لحظهای باشند، بر مبنای امنیت عرضه، مزیت قیمتی، سازگاری پالایشی و هزینه حمل شکل میگیرند.
هند، واردکننده بزرگ
هند با مصرف روزانه بیش از پنج میلیون بشکه نفت، سومین مصرفکننده بزرگ جهان بهشمار میآید و حدود ۸۵درصد نیاز خود را از طریق واردات نفت تأمین میکند. چنین وابستگی، سیاست انرژی این کشور را ناگزیر به رویکردی عملگرایانه کرده است. پس از تحولات سال ۲۰۲۲ و تغییر مسیر صادرات نفت روسیه، دهلینو با بهرهگیری از تخفیفهای قیمتی قابل توجه، واردات از این کشور را بهطور بیسابقهای افزایش داد. در برخی مقاطع، سهم نفت روسیه در سبد وارداتی هند به حدود ۳۵ تا ۴۰درصد رسید و حجم واردات روزانه آن از روسیه به محدوده ۱.۶ تا ۲میلیون بشکه در روز نزدیک شد. این در حالی است که پیش از آن، سهم روسیه در بازار هند ناچیز بود. چنین جهشی نه از همسویی سیاسی، بلکه از محاسبه اقتصادی ناشی شد و تخفیفهای چند دلاری در هر بشکه برای یک اقتصاد با واردات میلیونی، صرفهجوییهای میلیارد دلاری ایجاد میکند.
ساختار زمانمند بازار نفت
بازار نفت، بازاری «لحظهای» نیست. قرارداد اغلب محمولههای نفت خام هفتهها و حتی ماهها پیش از تحویل، نهایی میشوند. کشتیها چارتر میشوند، بیمهنامهها صادر میگردند، تأمین مالی انجام میشود و پالایشگاهها برنامه خوراک خود را تنظیم میکنند. در نتیجه، هرگونه تغییر ناگهانی در مبدا تامین، هزینههای عملیاتی سنگینی به همراه دارد. اگر محمولهای حدود ۸ تا ۱۰هفته پیش قراردادش بسته شده و کشتی در مسیر باشد، توقف یا لغو آن نهتنها خسارت قراردادی ایجاد میکند، بلکه کل زنجیره تأمین پالایشگاه را مختل میسازد. از این رو حتی در صورت تشدید فشارهای سیاسی، کاهش فوری واردات نفت روسیه برای هند نه عملیاتی است و نه اقتصادی.
«تن مایل» و بازآرایی مسیرهای دریایی
یکی از پیامدهای مهم این تحولات، افزایش قابل توجه شاخص «تن مایل» در بازار نفتکشها بوده است. پیش از سال ۲۰۲۲، بخش عمده نفت مصرفی هند از خاورمیانه تامین میشد. فاصله دریایی بنادر خلیج فارس تا غرب هند حدود ۱۲۰۰ تا ۲۰۰۰ مایل دریایی است؛ مسیری که در کمتر از یک هفته طی میشود. اما انتقال نفت از بنادر بالتیک یا دریای سیاه روسیه به غرب هند، مسافتی حدود ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ مایل دریایی را شامل میشود. این افزایش فاصله، به معنای افزایش مدت زمان حرکت و فعالیت کشتی و کاهش مؤثر ظرفیت ناوگان جهانی است. نتیجه آن، افزایش تقاضا برای نفتکشهای «افراماکس» و «سوئز مکس» و در مواردی استفاده از VLCC (نفتکش های غولپیکر) بوده است. در واقع، ژئوپلیتیک موجب کاهش تقاضای نفت نشده، بلکه با تغییر مسیرهای تجاری، تقاضا برای ظرفیت حمل را افزایش داده است. این پدیده یکی از دلایل تداوم نرخهای بالاتر کرایه در برخی مقاطع پس از ۲۰۲۲محسوب میشود.
استقلال راهبردی هند
رفتار هند را نمیتوان در قالب دوگانههای ساده سیاسی تحلیل کرد. دهلینو همزمان روابط اقتصادی گستردهای با ایالات متحده دارد و از تخفیفهای نفت روسیه نیز بهره میبرد. این سیاست، بازتاب مفهومی است که در ادبیات سیاست خارجی هند با عنوان «استقلال راهبردی» شناخته میشود. هدف اصلی، جلوگیری از وابستگی ساختاری به یک منبع یا یک بلوک سیاسی است. از این منظر، تنوعبخشی تدریجی به سبد وارداتی شامل خاورمیانه، آمریکا و برخی تولیدکنندگان آفریقایی نه یک امتیاز سیاسی، بلکه ابزار مدیریت ریسک است . در میانمدت، انتظار میرود سهم روسیه بهصورت تدریجی تعدیل شود، اما حذف ناگهانی آن نه محتمل است و نه منطقی .
هشدارها و فرصتها برای ایران
این تحولات حامل چند پیام کلیدی برای ایران است:
۱. مزیت جغرافیایی
فاصله کوتاه بنادر ایران در خلیج فارس تا پالایشگاههای غرب هند حدود ۴ تا ۵ روز دریانوردی است. این مزیت به معنای کاهش هزینه حمل، کاهش ریسک تاخیر، انعطاف بیشتر در برنامه تحویل، و کاهش نیاز به سرمایه در گردش برای خریدار است. در بازار رقابتی نفت، همین اختلاف چند روزه میتواند در قالب تخفیف حمل (Freight Advantage) به مزیت قیمتی تبدیل شود.
۲. مدل قیمتگذاری منعطف
تجربه روسیه نشان داد که تخفیفهای هدفمند میتواند سهم بازار را بازآرایی کند. ایران در صورت بهبود شرایط تحریمی میتواند با طراحی فرمولهای قیمتگذاری منعطف متصل به شاخصهای منطقهای و هزینه حمل جذابیت تجاری خود را افزایش دهد . ارائه قراردادهای میانمدت با ثبات تحویل برای پالایشگاههای خصوصی هند که به دنبال بهینهسازی حاشیه سود هستند، جذاب
خواهد بود.
۳. بازتعریف نقش در بازار حملونقل
افزایش تن مایل جهانی و فشردگی ناوگان نشان میدهد که توسعه ناوگان ملی نفتکش و تقویت توان بیمهای میتواند اهرم مهمی برای بازگشت فعال به بازار باشد. هرچه دسترسی به ناوگان شفاف و منطبق با مقررات افزایش یابد، هزینه مبادله برای خریدار کاهش خواهد یافت.
۴. رقابت در خلیج فارس
در صورت کاهش سهم روسیه در بازار هند، رقابت میان تولیدکنندگان خلیج فارس تشدید خواهد شد. عربستان، امارات و عراق برای حفظ سهم بازار خود از ابزار قیمتگذاری و سرمایهگذاری مشترک استفاده خواهند کرد. ایران نیز برای حضور مؤثر در این رقابت باید از مدلهای همکاری پاییندستی، سرمایهگذاری مشترک پالایشی و انعطاف مالی بهره بگیرد. اتکای صرف به مزیت سیاسی کافی نخواهد بود.
بازتعادل انرژی آسیا
تحولات اخیر تنها یک جابهجایی تجاری نیست؛ بلکه نشانهای از بازتعادل در معماری انرژی آسیاست. آسیا اکنون مرکز ثقل تقاضای جهانی نفت است و رقابت برای دسترسی به این بازار تشدید شده است. ایران اگر بتواند در دورهای با کاهش محدودیتهای تحریمی وارد بازار شود، ظرفیت آن را دارد که به حلقه پیوند میان خلیج فارس و اقتصادهای آسیایی تبدیل شود. توسعه پایانههای صادراتی، انعقاد قراردادهای بلندمدت و تقویت زیرساختهای مالی میتواند جایگاه ایران را تثبیت کند.
نظم چند قطبی انرژی و درسهای راهبردی
جهان انرژی، امروز دیگر تکقطبی نیست. تحریمها، رقابت قدرتهای بزرگ و بیثباتیهای منطقهای، ساختار بازار را پیچیده کردهاند. در چنین محیطی، کشورهایی موفق خواهند بود که میان سیاست و اقتصاد توازن برقرار کنند، تنوعبخشی را بهعنوان ابزار مدیریت ریسک بهکار گیرند و انعطاف عملیاتی و لجستیکی داشته باشند. هند نمونهای از این رویکرد است. این کشور بدون قطع روابط با غرب، از مزیت تخفیفهای روسیه بهره برد و همزمان مسیر تنوعبخشی را باز گذاشت.
جمعبندی
معادله انرژی هند نشان میدهد که شکاف میان سیگنالهای سیاسی و واقعیتهای بازار پایدار است. نفت روسیه در کوتاهمدت حذف نخواهد شد، اما سهم آن در میانمدت ممکن است تعدیل شود. بازار حملونقل دریایی با افزایش تن مایل، خود را تطبیق داده و نرخها متناسب با مسیرهای جدید شکل گرفتهاند. برای ایران، پیام روشن است: جایگاه پایدار در بازار جهانی انرژی نه با شعار سیاسی بلکه با مزیت رقابتی، انعطاف تجاری، توسعه ناوگان و دیپلماسی اقتصادی فعال به دست میآید. در نظم چندپاره انرژی، آنچه آینده کشورها را تعیین میکند، توانایی آنها در انطباق با واقعیتهای بازار است. ایران در صورت بهرهگیری هوشمندانه از مزیت جغرافیایی، ظرفیت تولید و تجربه تاریخی خود در بازار آسیا، میتواند از این بازآرایی ژئوپلیتیکی به فرصتی برای تثبیت نقش منطقهای و تقویت جایگاه بینالمللی خود بهره ببرد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
پایان مدارا با «دیکتاتوری دیجیتال»وقتی اینستاگرام و تلگرام اتاق جنگ میشوند/ضرورت مسدودسازی هدفمند شبکه های اجتماعی متخاصم
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
































