دنیل گرا روزهای فوقالعاده شلوغی را پشت سر گذاشته است. انتقال او یکشنبه هفته گذشته به طور رسمی توسط پرسپولیس اعلام شد و تنها سه روز بعد، اولین بازیاش را هم در لیگ ایران انجام داد؛ دیداری که پرسپولیس ۳–۱ به فولاد باخت و گرا ۷۵ دقیقه در زمین بود. او درباره این موضوع با […]
دنیل گرا روزهای فوقالعاده شلوغی را پشت سر گذاشته است. انتقال او یکشنبه هفته گذشته به طور رسمی توسط پرسپولیس اعلام شد و تنها سه روز بعد، اولین بازیاش را هم در لیگ ایران انجام داد؛ دیداری که پرسپولیس ۳–۱ به فولاد باخت و گرا ۷۵ دقیقه در زمین بود.
او درباره این موضوع با سایت مجارستانی M4 Sport صحبت کرد و گفت: «مدتها بازی نکرده بودم. چون به توافق با باشگاه جدیدم نزدیک بودیم، بازیهای تدارکاتی را هم از دست دادم. بعد از یک ماه دوری، حضور دوباره در زمین عجیب بود. لیگ ایران بسیار فیزیکی است؛ همه با شدت بالا پرس میکنند. فولاد تیمی در حد میانه جدول است و نزدیک به رتبه دهم قرار دارد اما ریتم بازی و سرعت پرسشان باورنکردنی بود. دوئلهای تک به تک زیاد است و مطمئنم میتوانم در این بخش پیشرفت کنم.»
گرا در ادامه توضیح داد که اوسمار ویرا، سرمربی پرسپولیس بیشتر او را برای پست دفاع راست جذب کرده اما ممکن است در نقش وینگبک هم بازی کند؛ همانطور که در نیمه دوم بازی اخیر و با تغییر سیستم از ۴-۳-۳ به ۳-۴-۳ در آن پست قرار گرفت.
چرا ایران؟
گرا درباره مهمترین دلایل پیوستنش به فوتبال ایران میگوید: «مدتها آرزو داشتم جلوی جمعیت زیاد بازی کنم. ورزشگاهمان در حال بازسازی است و وقتی آماده شود، میتوانم مقابل ۱۰۰ هزار تماشاگر بازی کنم و این فوقالعاده است. از مدتها قبل میخواستم لژیونر شوم و فرهنگ تازهای را تجربه کنم؛ برای همین به سرعت تصمیمم را گرفتم. همیشه به حس درونیام گوش میدهم.»
او حالا به یکی از بزرگترین باشگاههای آسیا پیوسته؛ باشگاهی که بیش از ۱۰ میلیون دنبالکننده در اینستاگرام دارد. این انتقال میتواند به دیدهشدن بیشتر خودش هم کمک کند، هرچند از خانواده و دوستانش فاصله زیادی گرفته است.
تصمیم شخصی، حمایت خانوادگی
«حرف همه را شنیدم، اما خانواده و دوستانم من را میشناسند؛ اگر تصمیمی بگیرم، پایش میایستم. تصمیمهایم را خودم میگیرم چون مسئولیتش با خودم است. خانوادهام به خاطر شرایط ایران نگرانم بودند اما عشق واقعی این نیست که کسی را به زور کنار خودت نگه داری. اگر جایشان بودم، نظر میدادم اما به تصمیم طرف مقابل احترام میگذاشتم و حمایتش میکردم. برای ما هم همینطور بود؛ حمایتی واقعی و بدون خودخواهی.»
زندگی در تهران؛ از چای تا کلاس زبان
تهران حدود سه هزار کیلومتر با بوداپست فاصله دارد و یکی از پرجمعیتترین شهرهای منطقه است. گرا میگوید با استقبال خوبی روبرو شده و به جز او چهار لژیونر دیگر در تیم هستند. با اینکه اکثر بازیکنان انگلیسی بلدند اما او میخواهد فارسی یاد بگیرد: «تقریبا معلم زبانم مشخص شده. میخواهم هرچه زودتر زبان فارسی را یاد بگیرم؛ این را نشانه احترام میدانم. به خاطر فشار تمرینات کمی در ناحیه اداکتور مشکل پیدا کردم و تحت درمان هستم. تهران یک شهر بسیار زیباست؛ بعد از درمان شاید به کافه یا چایخانه بروم. در ایران نوشیدن چای بسیار رایج است. مردم بسیار مهربان هستند و همتیمیها هم خیلی کمک میکنند.»
گرا فعلا در هتل زندگی میکند و اما به دنبال اجاره یک خانه دائمی است.
خداحافظی با دیوشگیر
گرا پس از سهونیم سال از دیوشگیر جدا شد؛ تیمی که شرایط سادهای در ادامه فصل ندارد و فقط سه امتیاز با منطقه سقوط فاصله دارد. او که بازوبند کاپیتانی را هم تجربه کرده درباره جدایی از این تیم گفت: «امیدوارم دیوشگیر خوب نتیجه بگیرد. انتقال من برای باشگاه معامله خوبی بود و حتماً درست از آن استفاده میکنند. بازیهایشان را دنبال میکنم. بعد از MTK، این باشگاه دومین تیمی بود که عمیقا روی من تأثیر گذاشت. قدردان همهچیز هستم اما فرصت خوبی پیش آمد. با احترام جدا شدیم و فقط خاطرات مثبت را با خودم بردم.»
اهداف بزرگ با پرسپولیس و نگاه به تیم ملی
این مدافع چهار بازی برای تیم ملی مجارستان در کارنامهاش دارد و هنوز به تیم ملی فکر میکند: «تیم ملی در ذهن هر بازیکنی هست اما تصمیم با سرمربی است. من تمام تلاشم را میکنم. مطمئنم از نظر فیزیکی و در دوئلها پیشرفت میکنم. هدفم با پرسپولیس قهرمانی در لیگ است، هرچند آسان نیست؛ پنج تیم برای صدر میجنگند و اختلاف امتیاز کم است. قهرمان ایران معمولا در لیگ قهرمانان آسیا هم مسیر طولانی میرود. در بلندمدت میخواهم در آن رقابتها هم اثرگذار باشم.»
مدافعی که شعر مینویسد
گرا به هنر و فرهنگ علاقه دارد و در اوقات فراغت شعر مینویسد؛ گاهی هم آنها را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند. حتی ایده انتشار کتاب هم در ذهنش هست: «فقط وقتی مینویسم که حسش بیاید. شعر از نظر ذهنی به من کمک میکند خیلی چیزها را رها کنم یا عمیقتر تجربهشان کنم. اینجا هم وقتش را دارم. قبلاً گفته بودم شاید سراغ کتاب بروم؛ هنوز نمیدانم چه زمانی و حتی چه ژانری، اما داستانش کمکم شکل میگیرد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی






























