غلامعلی رموی – روزنامه اطلاعات: ابزارهای سنتی نظارت در اقتصاد ما، عملاً به بنبست رسیدهاند. بازرسیهای فیزیکی و جریمهها، که از گذشته تاکنون تنها ابزار کنترلی در اقتصاد ایران بوده اند، بیشتر نقش یک مُسَکن موقّت را برای یک بیماری مزمن ایفا کرده اند و اکنون که روابط اقتصادی در تمامی بازارها بسیار پیچیده شده است، […]

غلامعلی رموی – روزنامه اطلاعات: ابزارهای سنتی نظارت در اقتصاد ما، عملاً به بنبست رسیدهاند. بازرسیهای فیزیکی و جریمهها، که از گذشته تاکنون تنها ابزار کنترلی در اقتصاد ایران بوده اند،
بیشتر نقش یک مُسَکن موقّت را برای یک بیماری مزمن ایفا کرده اند و اکنون که روابط اقتصادی در تمامی بازارها بسیار پیچیده شده است، به استفاده از تکنولوژیهای جدید برای نظارت و کنترل نیاز داریم. همین نیازمندی نشان میدهد که در آستانه یک تحوّل بزرگ برای مدیریت اقتصاد کلان قرار داریم، جایی که تکنولوژی، نه به عنوان یک ابزار فانتزی، بلکه به عنوان یک «ضرورت زیستی» برای نجات اخلاق در اقتصاد مطرح میشود.
در این فرآیند تحولی، استفاده از پدیده «بلاکچین» میتواند به سلطه «رانت اطلاعاتی» در تمامی بازارها پایان دهد.
«بلاکچین» یا ساختار زنجیرهبلوک، یک فناوری برای ثبت و ضبط دادهها به حساب میآید که به آن پایگاه داده نیز گفته میشود. این دادهها میتوانند برای نمونه تراکنشهای بانکی باشند یا اسناد مالکیت، قرارها، پیامهای شخصی یا دیگر اطلاعات. یکی از ویژگیهای زنجیرهبلوک این است که کار ذخیرهٔ این دادهها بدون وجود یک مدیر و صاحباختیار مرکزی امکانپذیر است و نمیتوان با تخریب یک نقطهٔ مرکزی دادههای ذخیرهشده را تحریف یا نابود کرد.
بنابر این نظام بلاکچین یک «سند غیرقابل خط خوردگی» است. تصورش را بکنید دفتری وجود دارد که تمام مراحل تأمین یک کالا (از مواد اولیه تا قفسه فروشگاه) در آن ثبت میشود و هیچکس، تاکید میکنم هیچکس، توانایی پاک کردن یا تغییر دادنِ حتی یک ریال از اعداد آن را ندارد. این یعنی با استفاده از سیستم بلاکچین «اعتماد سیستمی» در اقتصاد جایگزین «اعتماد شخصی» میشود. در این بستر، کالا دیگر فقط یک جسم فیزیکی نیست، بلکه دارای یک شناسنامه زنده و شفاف است.
حقوق مصرفکننده در دنیای امروز با شعار و بخشنامه تأمین نمیشود. ما نیازمند ساختاری هستیم که در آن «فساد، گران تمام شود». بلاکچین این فرصت را به ما میدهد که قدرت را از دست ناظرانِ خطاپذیر بگیریم و به دستِ «شبکه مصرفکنندگان» بسپاریم. گذار به این سمت، شجاعت میخواهد؛ شجاعتِ دل کندن از مدلهای نظارتی قجری و پیوستن به حکمرانی دادهمحور. زمان آن رسیده است که میان «تاریکیِ سودآور برای عدهای خاص» و «روشناییِ به نفعِ عموم»، یکی را انتخاب کنیم.
البته پیادهسازی این تکنولوژی در اتمسفر فعلی اقتصاد ایران، با فرصتهای درخشان و البته صخرههای سختی روبروست:
بازگشت قدرت به صاحب اصلی
بزرگترین فرصت، تحقق همان «دموکراسی قیمتی» است که همیشه به دنبالش بودهایم. وقتی مصرفکننده با یک اسکن ساده بفهمد سهم دلال در قیمت نهایی کالای اساسی چقدر است، بازار خودش شروع به اصلاح میکند. این یعنی حذفِ خودکارِ واسطههایی که ارزش افزودهای ندارند. از سوی دیگر، در بازاری که کالای قاچاق و تقلبی بلای جان سلامت و اقتصاد شده، بلاکچین مانند یک «سد نفوذ ناپذیر» عمل کرده و اصالت کالا را تضمین میکند.
مقاومتِ سختِ ذینفعان سایه
البته نباید به این روند سادهانگارانه نگاه کرد؛ شفافیت، دشمنِ رانت است. اولین و بزرگترین تهدید، مقاومتِ کسانی است که دههها از «آب گلآلودِ نبودِ آمار» ماهی گرفتهاند. آنها به راحتی اجازه نخواهند داد زنجیره تأمین، شیشهای شود. علاوه بر این، لرزان بودنِ زیرساختهای حقوقی و نبودِ قوانین روشن برای پذیرش «اسناد دیجیتال» در دادگاهها، میتواند این مسیر را به یک میدان مین برای تولیدکنندگانِ پیشرو تبدیل کند. به همین دلیل برای اینکه سیستم بلاکچین از یک ایده کاغذی به سر سفره مردم بیاید، به چند گام جسورانه نیاز داریم:
۱. ایجاد جزیرههای شفافیت: دولت باید از کالاهای استراتژیک (مثل دارو یا نهادههای دامی) شروع کند. توکنسازی این زنجیرهها، راه را بر نشت منابع به بازار سیاه میبندد.
۲. قانونگذاریِ حامی: نهادهایی مثل بانک مرکزی و وزارت صمت باید از نگاهِ تردیدآمیز به این فناوری دست بردارند و چارچوبی تدوین کنند که امضای دیجیتال بلاکچینی، سندی معتبر در محاکم قضایی باشد.
۳. تشویق به جای تنبیه: به جای جریمههای بیحاصل، باید برای بنگاههایی که داوطلبانه وارد «اتاق شیشهای بلاکچین» میشوند، معافیتهای مالیاتی در نظر گرفت.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی






























