تاریخ تکرار می‌شود؛ بلوای نان رضاخان و حرف‌های امروز نانسی پلوسی
تاریخ تکرار می‌شود؛ بلوای نان رضاخان و حرف‌های امروز نانسی پلوسی

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، در روزگاری به سر می‌بریم که دشمنان ایران مقاصد خود را به‌طور علنی جار می‌زنند و مرزبندی مشخصی بین وطن و خائنان به وطن وجود دارد. اما شناخت دوست و دشمن همیشه مثل امروز کار ساده‌ای نبوده است. امروز است که سناتورها و مقامات آمریکایی به‌طور علنی اعلام می‌کنند باعث وضعیت […]

تاریخ تکرار می‌شود؛ بلوای نان رضاخان و حرف‌های امروز نانسی پلوسی

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، در روزگاری به سر می‌بریم که دشمنان ایران مقاصد خود را به‌طور علنی جار می‌زنند و مرزبندی مشخصی بین وطن و خائنان به وطن وجود دارد. اما شناخت دوست و دشمن همیشه مثل امروز کار ساده‌ای نبوده است. امروز است که سناتورها و مقامات آمریکایی به‌طور علنی اعلام می‌کنند باعث وضعیت فعلی دلار در ایران و بالا رفتن قیمت‌ها برای ایجاد نارضایتی شدند و باز هم در شرایط اکنون است که نانسی پلوسی آمریکایی اعلام می‌کند باید کاری کنیم که مردم روستایی ایران هم فشار و سختی را با تمام وجود حس کنند تا نارضایتی از حکومت به اوج برسد.

یک‌نمونه تاریخی از این‌رویکرد استعمارگران یهودی در تاریخ ایران، مربوط به زمانی است که سلسله قاجار هنوز سقوط نکرده بود. احمدشاه در فرنگ به سر می‌برد و رضاخان کودتای انگلیسی ۱۲۹۹ را با موفقیت اجرا کرده بود. در آن‌ایام پس از کودتا، احمدشاه چندمرتبه اعلام کرد قصد بازگشت به ایران را دارد اما انگلیسی‌ها هربار اعلام عدم تمایل کرده و رضاخان هم جواب‌های سرد و تهدیدآمیز می‌داد. هرچه بود، احمدشاه اواخر تابستان ۱۳۰۴ پس از ۲۳ ماه حضور در اروپا اعلام کرد به تهران برمی‌گردد. این‌تصمیم به‌رغم مخالفت‌های انگلستان و به‌خاطر اصرار برخی از مردان وطن‌پرست حکومتی اتخاذ شد. نکته جالب درباره این‌کار احمدشاه این است که با وجود جدی‌نگرفتن تصمیمش توسط مفتاح‌السلطنه وزیر مختار وقت ایران در لندن، تهدید کرد از راه روسیه به ایران خواهد رفت. 

جدیت احمدشاه در تصمیمش باعث شد انگلیسی‌ها رنگ عوض کرده و بازی جدیدی را شروع کنند. یک‌هفته پس از اعلام تصمیم شاه برای بازگشت به ایران، تلگرافی از لندن به محل اقامت او در پاریس ارسال شد که علاوه بر موافقت لندن با این‌سفر، تاریخش هم قید شده بود؛ این‌که احمدشاه دوم اکتبر (۱۰ مهر ۱۳۰۴) از راه بمبئی به طرف ایران برود. رضاخان هم روز ۲۸ شهریور در تلگرافی از بازگشت شاه اظهار خوشحالی کرده بود. 

این‌جای داستان است که شاهد مشابهت دیروز و امروزمان هستیم. رضاخان که با ظاهرسازی، خود را مایل به بازگشت شاه نشان داد، در عمل خواستار حضور پادشاه قاجار در کشور نبود. چون جاسوس رده بالای انگلیس اردشیر جی ریپورتر و کارفرمایش یعنی حکومت بریتانیا، در صدد انقراض قاجار و برپایی سلطنت پهلوی بودند. به این‌ترتیب نقشه‌ای که اجرایش به تصویب رسید، «بحران نان» بود؛ اتفاقی که نسخه واقعی‌اش وقتی رضاخان شاه شده بود با حمله انگلیس و روسیه به ایران رخ داد و تبدیل به قحطی بزرگ شد که در نتیجه آن میلیون‌ها ایرانی از گرسنگی و نبود نان جان باختند. 

پدیده قحطی و گرانی ارزاق، به‌ویژه نان، به‌قول پژوهشگران تاریخ، مساله‌ تازه‌ای در تاریخ اجتماعی ایران نبود. این‌معضل بارها و به دلایل مختلف گریبان مردم ایران را گرفته و در سال‌های منتهی به انقلاب مشروطه هم بارها شاهد بروز قحطی‌های گسترده، چه در تهران و چه در سایر شهرها بودند. نکته مهم درباره این‌قحطی‌های تاریخی نان و ارزاق در ایران، کارکرد سیاسی استعمارگران از برپایی آن‌ها هستند. 

در دوران مشروطیت نیز بحران نان، در همراهی توده مردم با روند تحولات سیاسی، نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. این‌بار نیز رضاخان با استفاده از این‌موضوع و اهدافی مثل عدم بازگشت شاه، دستگیری مخالفین و افزایش نارضایتی مردم از قاجاریه، یک‌گام به هدف نهایی خود (بهتر است بگوییم استعمارگران) نزدیک‌‌تر شد.

در روزهای آخر شهریور ۱۳۰۴ ناگهان کمبود مصنوعی آرد و قحطی نان با مسامحه عمدی درگاهی وقت رئیس نظمیه، در عرض چند روز چندهزار نفر از مردم جنوب شهر تهران را به خیابان‌ها و جلوی مجلس آورد.

دکتر عبدالحسین نوایی در جلد سوم ایران و جهان نوشته است:

«از اواخر برج سنبله، یعنی ماه شهریور، آرد کمتر به نانواها داده شد و طبعا جلوی دکان‌های نانوایی ازدحام به راه افتاد. از همه‌جا خبر از وضع بد نان و ازدحام در دکان‌های نانوایی و احیانا زیر دست و پا رفتن زنان و کودکان می‌رسید. البته هیچ‌کس چنین‌چیزی به چشم ندیده بود ولی همه شنیده بودند که مثلا چندنفر از گرسنگی مرده‌اند. این‌تحریکات در جنوب شهر شایع‌تر و گسترده‌تر بود و آن‌روزها شاید کمتر کسی می‌دانست که این‌شایعات از کجا سرچشمه می‌گیرد ولی امروز می‌دانیم.

روز بعد اعلامیه حکومت نظامی منتشر و بلافاصله بگیر بگیر شروع شد. کلیه مخالفین سردار سپه و عده‌ای از محترمین و جمعی از درباریان دستگیر شدند. بیش از ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر دستگیر شدند و در این‌بلوا، هم مجلس مرعوب و منفور شد و هم شاه حساب کار خود را کرد که اگر بخواهد بیش از این بر برگشت خود اصرار ورزد، غائله دیگری برپا خواهد شد.»

تحلیل این‌ماجرا به‌قلم حسین مکی این‌گونه است:

«سردار سپه با ایجاد بلوای نان، هم مجلس را مرعوب کرد و هم قدرت خود را نشان داد و هم حس تنفر مردم را نسبت به وکلا (نمایندگان) برانگیخت، ضمنا مخالفین خود را دستگیر و هم از حرکت احمدشاه که نقش عمده این بازی بود به خوبی جلوگیری کرده او را کاملا مرعوب و قدرت تصمیم حرکت به ایران را از او سلب کرد. بنابراین سردار سپه با یک تیر چندنشان زد. دستگیرشدگان در مرکز ولایات مدت‌ها در زندان‌ها به سر می‌بردند و باز سردار سپه با آزادکردن عده‌ای از زندانیان و تظاهر به این‌که مدرس خواستار آزادی آنان است، یک‌رل حساس دیگر بازی کرد.»

عبدالله مستوفی هم در کتاب «زندگانی من» درباره موفقیت رضاخان (انگلستان) از برپایی ماجرای بلوای نان، نوشته است: «من‌حیث‌المجموع ماحصل تمام این‌قضایا تلگرافی بود که در تاریخ ۱۱ مهر از شاه رسید که چون وسایل حرکت فراهم نشد، ملکه مادر و سایر همراهان را با کشتی که قبلا گفته بودند، روانه کرده‌اند و خودشان بعدا عزیمت خواهند کرد.» 

عزیمت احمدشاه هم هرگز رخ نداد و یک‌ماه بعد از سلطنت برکنار شد. اعمال فشاری که رضاخان بر رجال مختلف حکومتی و دولتی وارد کرد، باعث امضا و تصویب پایان سلسله قاجار شد. احمدشاه هم ۴ سال بعد در پاریس درگذشت و طبق وصیتش در حرم عتبات عالیات در عراق به خاک سپرده شد. 

تاریخ همیشه تکرار می‌شود و برای کسانی که مطالعه‌اش می‌کنند، آموزنده است. کاری که رضاخان در بلوای نان کرد و در حکم یکی از میخ‌های تابوت حکومت قاجار و بازشدن جای پای بیشتر انگلیس و حکومت جهانی یهود در ایران بود، شبیه کار کارگزاران آمریکا و دیگر نفوذی‌های یهود در ایران است که گاهی با احتکار خود را نشان می‌دهد، گاهی با بالا پایین کردن قیمت‌ها و هزاران کار کثیف ضد مردمی دیگر. اما تفاوت آن‌روز تاریخ ایران با امروزش در این است که آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و استعمارگران در گذشته خود را دلسوز مردم ایران نشان می‌دادند و امروز به‌طور علنی می‌گویند که هدفشان از اعمال فشارهای اقتصادی، زانو زدن مردم ایران و تصرف این‌خاک است. همان‌طور که حدود ۱۵ سال عراق را محاصره اقتصادی و از ورود کالاهای اساسی به این‌کشور جلوگیری کردند تا قیمت‌ها در این‌کشور غنی و ثروتمند، به ۴۰ برابر برسند!

منبع خبر: تابنـاک

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید