هلیا امامی در گفت و گویی درباره فوت پدر و برادرش صحبت کرد روایت تکان دهنده هلیا امامی از لحظه ی ناباورانه ی درگذشت پدرش «خاک سرد نیست… هنوز داغم. هنوز نمی تونم باور کنم.» «بعضی زخم ها هیچ وقت خوب نمی شن… فقط یاد می گیری باهاشون نفس بکشی.» دکتر، مثل یه جسم بی […]
هلیا امامی در گفت و گویی درباره فوت پدر و برادرش صحبت کرد
روایت تکان دهنده هلیا امامی از لحظه ی ناباورانه ی درگذشت پدرش
«خاک سرد نیست… هنوز داغم. هنوز نمی تونم باور کنم.»
«بعضی زخم ها هیچ وقت خوب نمی شن… فقط یاد می گیری باهاشون نفس بکشی.»
دکتر، مثل یه جسم بی روح و بی احساس گفت:
«پدرت فقط دو ماه دیگه زنده ست…»
اما اون دو ماه، شد دو ماه عشق
دو ماه زندگی با پدری که مثل یه دوست صمیمی، همیشه کنارش بود
اما زندگی، بی رحمانه ترین صحنه ش رو براشون اجرا کرد
این مصاحبه، فقط یه گفت وگو نیست… یه دل نوشته ست از دختری که با عشق پدر، هنوز نفس می کشه و ادامه میده
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
پایان مدارا با «دیکتاتوری دیجیتال»وقتی اینستاگرام و تلگرام اتاق جنگ میشوند/ضرورت مسدودسازی هدفمند شبکه های اجتماعی متخاصم
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
































