سیدحسین طباطبایی اصل – روزنامه اطلاعات: رسماً اعلان جنگ کرده‌اند. بی‌پروا از حمله نظامی سخن می‌گویند، نقشه می‌کشند، لشکرکشی مجازی به راه انداخته‌اند و از «تغییر حکومت با بمباران» حرف می‌زنند؛ آن‌هم نه در اتاق‌های جنگ، که در رسانه‌های فارسی‌زبان. فارسی حرف می‌زنند، اما از ویرانی ایران ذوق‌زده‌اند! بی‌شرمانه کشته شدن میلیون‌ها ایرانی را عادی‌سازی می‌کنند. […]

سیدحسین طباطبایی اصل – روزنامه اطلاعات: رسماً اعلان جنگ کرده‌اند. بی‌پروا از حمله نظامی سخن می‌گویند، نقشه می‌کشند، لشکرکشی مجازی به راه انداخته‌اند و از «تغییر حکومت با بمباران» حرف می‌زنند؛ آن‌هم نه در اتاق‌های جنگ، که در رسانه‌های فارسی‌زبان. فارسی حرف می‌زنند، اما از ویرانی ایران ذوق‌زده‌اند! بی‌شرمانه کشته شدن میلیون‌ها ایرانی را عادی‌سازی می‌کنند. ویرانی بیمارستان و مدرسه و زیرساخت انرژی را «هزینه اجتناب‌ناپذیر آزادی» می‌نامند، گرگانه از کشتن و دریدن و سوزاندن سخن می‌گویند و برای تکمیل این ننگ، جوانان را با وعده‌های خیالی به تهییج خشونت می‌کشانند. بعد، برای شستن دست‌ها از این خونِ فرضی اما محتمل، می‌گویند: «اگر جنگ شد، تقصیر ایران است!»عجب! عقل هم خوب نعمتی است؛ حیف که برخی از آن محروم‌اند.

تاریخ ایران اما چیز دیگری می‌گوید. در دو قرن اخیر، هیچ جنگی با خواست مردم ایران آغاز نشده است. هرجا آتشی برافروخته شد، یا تحمیل بیگانه بود یا حاصل ضعف و البته فشار خارجی.

ایرانی‌ها آغازگر جنگ نبوده‌اند؛ اما هرگاه جنگ بر آنان تحمیل شده، مردانه ایستاده‌اند. خونخواران مجازی این تفاوتِ ظریف را یا نمی‌فهمند، یا تعمداً انکار می‌کنند. از جنگ‌های تحمیلی و اشغال‌های ناخواسته گرفته تا دفاع مقدسی که هشت سال‌ طول کشید، یک خط روشن در حافظه تاریخی ما باقی مانده: ملت ایران جنگ‌طلب نیست، اما مردِ میدان است. صلح را دوست دارد، اما تسلیم را نه. از جنگ می‌گریزد، اما از دفاع نه.

این‌ها شعار نیست؛ تجربۀ زیستۀ یک ملت هزاران ساله است. شوربختانه در این بزنگاه‌ها، یک الگوی تکرارشونده هم وجود داشته است: غالباً در بزنگاه های تاریخی ایران، سروکله «پیاده‌نظام داخلیِ» بیگانه پیدا شده. کسانی که در استقبال اجنبی گفته‌اند «بیایند، نجات‌مان می‌دهند»! بیگانه آمد؛ اما نه آزادی آورد، نه رفاه، نه کرامت. فقط میراث شومی از ویرانی و وابستگیِ عمیق‌تر به‌جا گذاشت. تاریخ، با هیچ‌کدامشان شوخی نکرد. نه با مزدوران اجنبی و نه با مدافعان وطن.

جنگ، برخلاف خیال‌پردازیِ جنگ‌طلبانِ دورنشین، هدف‌مند و تمیز نیست. حکومت و مردم را تفکیک نمی‌کند. موشک، از شناسنامه قربانیانش نمی‌پرسد. بیمارستان و پادگان را با هم می‌زند. کودک و سرباز را با هم می‌سوزاند. آن‌که از آن‌سوی مرز، از پشت صفحه نمایش، بمباران وطن را عادی سازی می‌کند، یا جنگ ندیده است، یا وطن ندارد، یا وجدان. اینجا باید خطی پررنگ کشید: ایرانی بودن، به زبان نیست؛ به موضع است.

فارسی‌زبانانی که به دشمن خارجی برای بمباران ایران التماس می‌کنند، آنان که حتی احتمالِ تجزیه و نابودی کشور و کشتار ملت را عادی‌سازی می‌کنند، هویتشان هرچه باشد ایرانی نیستند. ایرانی غیرت دارد. ایرانی در اختلاف داخلی هم، پشت وطنش می‌ایستد. کسانی که در جهت نادرست تاریخ ایستاده‌اند ـ حتی اگر فارسی حرف بزنند ـ در فرهنگ و حافظه این ملت، «ایرانی» محسوب نمی‌شوند. ایرانی بودن، هیچ نسبتی با خیانت به کشور و ملت ندارد. ب

رای آنان که شاید ندانند، دو نکته اساسی را باید صریح گفت: 

اولاً ـ ملت ایران در این بن‌بست نیست که چاره‌اش انقلاب یا جنگ باشد. اگر نارضایتی هست -که هست- راه اصلاح، سازوکارهای دموکراتیک است. تجربه نشان داده همیشه گوش شنوایی وجود دارد که صدای مردم را به مسئولان منتقل می‌کند؛ امتیازی که در دوران استبدادِ پادشاهی وجود نداشت. انقلاب اسلامی، راه عبور از پادشاهی به جمهوریت بود؛ راهی برای گذار از استبداد به مردمسالاری دینی. اما انقلاب علیه جمهوریت چه معنایی دارد؟ به تجربه تاریخ معنایی جز ارتجاع و بازگشت به دیکتاتوری یا افتادن در ورطه آنارشیسم ندارد.

ثانیاً ـ ایرانی‌ها از جنگ نمی‌ترسند؛ اما آن را انتخاب نمی‌کنند. اگر تحمیل شود، می‌ایستند و متجاوز را پشیمان می‌کنند؛ اما انتخاب‌شان عقل و تاریخ و وطن است، نه هیجان ویرانگر. پس کسانی گمان نکنند که ایرانی جماعت را با تهدید نظامیِ دشمن ساخته می‌توان از آرمان‌های هزاران ساله اش منصرف کرد. ایرانی جان می‌دهد ولی عزتش را نه!

ما برای رسیدن به همین حد از دموکراسی راهی دشوار و طولانی طی کرده‌ایم. حاشا که بدین سادگی پا بر خون صدها هزار شهید ـ از مشروطه تاکنون ـ بگذاریم و اجازه دهیم میراث دموکراسی خواهی ایرانیان طعمه کفتارهای ارتجاع طلب بیگانه پرست خونخوار شود.

ما در این مسیر ایستاده‌ایم و تا رسیدن به تمامی آرمان‌های مقدس ملی مان از پای نخواهیم نشست. تاریخ، دادگاهِ صبوری است. نه فریاد مدعیان، منفعلش می‌کند؛ نه هیاهوی بی‌خردان بی‌وطن مرعوبش می‌سازد. نام‌ها را نگه می‌دارد و نقش‌ها را ثبت می‌کند. نام جنگ‌طلبانِ بی‌وطن ـ حتی اگر فارسی زبان باشند ـ تا ابد در فهرست سیاه بدنامان تاریخ می‌ماند؛ و ملت ایران، با همه رنج‌ها و نقدها، در سطرهای روشنِ ایستادگی و خرد تا همیشۀ تاریخ خواهد درخشید. تاریخ از تک تک فرزندان این ملت خواهد پرسید: در لحظه انتخاب، زیر پرچم ایران ایستادی یا در صف انیران؟

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید