اسما پورزنگی‌آبادی – روزنامه اطلاعات|صبح هنوز کامل قدنکشیده است. آفتاب با احتیاط از لبه دیوارهای کاهگلی خانه‌باغ سرک می‌کشد. بوی خاک نم‌خورده در حیاط خانه پیچیده. سایه درختان انار و انجیر و انگور روی جوی باریکی افتاده که با صدای لطیفی از شرشر آب راه خودش را می‌رود. گوشه حیاط، گاوی تنومند آرام و صبور […]

اسما پورزنگی‌آبادی – روزنامه اطلاعات|صبح هنوز کامل قدنکشیده است. آفتاب با احتیاط از لبه دیوارهای کاهگلی خانه‌باغ سرک می‌کشد. بوی خاک نم‌خورده در حیاط خانه پیچیده. سایه درختان انار و انجیر و انگور روی جوی باریکی افتاده که با صدای لطیفی از شرشر آب راه خودش را می‌رود. گوشه حیاط، گاوی تنومند آرام و صبور قدم برمی‌دارد. با هر چرخش حیوان، طنابی ضخیم کشیده می‌شود، چرخ چوبی، ناله‌ای یکنواخت سر می‌دهد و سطل‌هایی که بر روی ریسمانی بسته شده‌اند، از تاریکی چاه بالا می‌آیند. آب زیر نور آفتاب می‌درخشند و با صدایی خفه در حوضچه می‌ریزند. زندگی با همین صدا آغاز می‌شود.

در این خانه‌باغ، نشانی از زمانه امروز نمی‌بینی؛ نه موتوری در کار است و نه سیم برقی بر دیوار نشسته. صدای چرخ چوبی چاه، نبض خانه‌باغ‌های این روزگار کرمان است، روزگاری که گذشته و از آن جز آثار و خاطراتی نمانده است؛ همان دورانی که گاوگرد، آب را از دل چاه بالا می‌کشید و باغ‌هایی جان‌گرفته بر تن کویر را زنده نگه می‌داشت. در اقلیمی که آب حکم طلا را دارد، این سازوکار ساده، تکیه‌گاه زندگی بود. 

نبوغ ایرانی در دسترسی به آب

تأمین آب در سرزمین ایران که بخش بزرگی از آن را اقلیم خشک و نیمه‌خشک دربر گرفته، همیشه مسأله‌ای حیاتی و سرنوشت‌ساز بوده است. ایرانیان از هزاران سال پیش آموختند که برای بقا باید با طبیعت سختگیر سازگار شوند. نتیجه این نگاه، شکل‌گیری شاهکارهایی در مهندسی آب بود که هنوز هم الهام‌بخش هستند.

نمونه شاخص این نبوغ، قنات است؛ سازه‌ای زیرزمینی که آب را از دل کوه و سفره‌های زیرزمینی بدون نیاز به انرژی خارجی به سطح زمین می‌رساند. فناوری قنات که نمونه‌های برجسته آن در شهرهایی چون یزد و کرمان و گناباد دیده می‌شود، چنان اهمیت داشت که با عنوان قنات ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. قنات، نمادی از خرد جمعی، دانش بومی و مدیریت پایدار منابع‌طبیعی به شمار می‌رود. 

اما نبوغ ایرانی تنها به قنات محدود نمی‌شود. در مناطق کویری جنوب‌شرق کشور، به‌ویژه در استان کرمان، شیوه‌های منحصربه‌فرد دیگری نیز برای دسترسی به آب وجود داشت؛ روش‌هایی ساده اما هوشمندانه که با کمترین امکانات، بیشترین بهره را فراهم می‌کردند. یکی از این روش‌ها «گاوگرد» است؛ تکنیکی سنتی برای برداشت آب از چاه که روزگاری نقشی اساسی در کشاورزی و تأمین آب در شهرها و روستاهای استان کرمان ایفا می‌کرد.

طرز کار گاوگرد

در دورانی که آب لوله‌کشی در شهرها و روستاها وجود نداشت، چاه‌ها از جمله منابعی بودند که مردم آب مورد نیاز خود را از طریق آن‌ها تأمین می‌کردند. در بسیاری از خانه‌ها چاهی وجود داشت 

که بسته به وسعت و امکانات خانه، استفاده متفاوتی از آن می‌شد. در خانه‌های کوچک‌تر، آب چاه را معمولا فقط برای آشامیدن استفاده می‌کردند و وسیله‌ای که با آن آب را بالا می‌کشیدند، «چرخ چاه» نام داشت اما در خانه‌ها و باغ‌هایی که وسعت بیشتری داشتند و دارای باغ و مزرعه هم بودند از آب چاه، هم برای مصرف آشامیدنی و هم برای کشاورزی بهره گرفته می‌شد.

ابزار برداشت آب در این خانه‌ها با چرخ ساده چاه تفاوت داشت و وسیله‌ای بود که به آن گاوگرد می‌گفتند. 

علی ابراهیم‌نژاد، پژوهشگر و کارشناس میراث‌فرهنگی در گفتگو با «اطلاعات» با بیان این که در گذشته در مناطق کویری ایران، دو شیوه استحصال آب وجود داشت می‌گوید: یک شیوه، تأمین آب از طریق قنات بود که برای احداث آن، چاه‌هایی در دوردست و در دامنه کوه یا دشت‌ها حفر شده و آب از «مادرچاه» سرچشمه گرفته و در زیر زمین هدایت می‌شد تا این که در جایی به نام «مظهر قنات» بیرون می‌آمد. کم‌کم که قنات‌ها دچار مشکل شد یا در برخی مناطق که نزدیک مظهر قنات‌ها نبودند، حفر چاه رواج یافت.

او توضیح می‌دهد: در گذشته وقتی چاهی حفر می‌شد، آب را با دَلو یا چرخ‌های ساده به‌صورت دستی بالا می‌آوردند. این کار هم زمان‌بر بود و هم به نیروی انسانی زیادی نیاز داشت. نخبگان و استادکاران آن روزگار به این فکر افتادند که سازه‌ای فیزیکی و مکانیکی طراحی کنند تا آب به‌صورت مداوم و با سهولت بیشتری از چاه خارج شود، بدون آن که نیروی انسانی به‌طور مستقیم درگیر باشد. حاصل این تدبیر، گاوگرد بود.

به گفته او در این سازوکار، یک گاو محوری افقی را حول یک محور عمودی به حرکت درمی‌آورد و به جای آن که یک دلو به‌صورت تکی با دست بالا کشیده شود، چندین دلو بر روی طنابی ممتد نصب می‌شد. با چرخیدن گاو، این دلوها از یک سمت وارد چاه شده، در عمق، پر از آب می‌شدند و از سمت دیگر بالا می‌آمدند. سپس آب در کانالی تخلیه و برای آبیاری یا مصرف توزیع می‌شد.

ابراهیم‌نژاد می‌افزاید: برای آن که این روند بدون وقفه ادامه داشته باشد، معمولا اتاقک کوچکی هم در کنار چاه در نظر می‌گرفتند تا دام در آن تغذیه کند. در واقع گاوگرد، کاری را انجام می‌داد که امروز موتورپمپ‌های مدرن انجام می‌دهند؛ با این تفاوت که نیروی محرکه آن حیوان بود و انسان دخالت مستقیمی در بالا کشیدن آب نداشت.

این کارشناس یادآور می‌شود که در آن دوره، سطح آب‌های زیرزمینی بالاتر از امروز بود و همین مسأله باعث می‌شد که به‌راحتی بتوان با کوزه‌های سفالی یا دلوهای چرمی، آب را از عمق چاه بالا آورد.

سازه ای خلاقانه در فراموشی

هنوز اطلاعات دقیق و کاملی درباره این که گاوگرد، نخستین‌بار کجا و توسط چه کسی اختراع شد وجود ندارد. ابراهیم‌نژاد با بیان این موضوع می‌افزاید: آنچه تاکنون به آن رسیده‌ایم این است که قدمت بیشتر گاوگردها به اواخر دوره قاجار برمی‌گردد. در دوره پهلوی، استفاده از گاوگرد رواج بیشتری یافت، البته در سازه آن هم تحولاتی ایجاد شد و بنای آن را زیباتر کردند. 

این کارشناس میراث فرهنگی تأکید می‌کند: در حال حاضر پنج گاوگرد در شهر کرمان باقی مانده که البته فعال نیستند و فقط سازه و ابزارهایشان باقی مانده است. وضعیت گاوگردهای باقی‌مانده در کرمان، خوب نیست و نیاز به رسیدگی و ساماندهی جدی دارد.

او با اشاره به این که هیچ‌یک از گاوگردها تاکنون ثبت ملی نشده است می‌گوید: این سازه‌ ویژگی‌هایی دارد که می‌توان آن را ثبت ملی کرد. امیدوارم دست‌اندرکاران، این سازه‌های خلاقانه را مورد توجه قرار دهند و از ظرفیت گردشگری و فرهنگی آن‌ها بهره‌برداری کنند. حفظ و معرفی این آثار، فرصتی برای توسعه گردشگری بومی، آموزش نسل جوان و بازشناسی نبوغ مردم کویر فراهم می‌کند.

حفظ و معرفی گاوگردها

گاوگردها اجزای متعددی داشتند که تقریبا همه از چوب ساخته می‌شد. «سرانداز» گاوگرد، تیر چوبی بلندی است که به صورت موازی با سطح زمین و در بالای دستگاه نصب می‌شد. ستون چوبی ضخیم دیگری وجود داشت که به صورت عمودی، سرانداز را به بخش‌های پایینی دستگاه متصل می‌کرد که به آن «تیری‌ واد»‌ گفته می‌شد. انتهای تیری واد، تیز بود که در زمین کنار دهانه چاه فرو می‌رفت. 

گُرمی (بخش چرخنده) مس و پس‌بند، دو قطعه دیگر از دستگاه هستند که به تیری واد متصل می‌شدند. گُرمی مس یا گردونه چوبی دارای پره‌های‌ متعددی است و به صورت افقی قرار دارد. تیری واد از میانه این گردونه عبور می‌کند. با حرکت تیری واد، پره‌های این گردونه با پره‌های چرخ‌دنده چوبی دیگری که به آن «گُرمی‌ کسوک»‌ می‌گویند تماس پیدا می‌کرد و آن را به حرکت درمی‌آورد. گرمی کسوک، چرخ‌دنده‌ای است که به صورت عمودی در کنار گرمی‌مس‌ قرار دارد.

پس‌بند یکی دیگر از اجزای گاوگرد و چوب بلندی است که یک سر آن به تیری‌واد و سر دیگر آن به کول‌بندی وصل می‌شد که روی کمر گاو قرار می‌گرفت.

در روش استحصال آب با گاوگرد، با استفاده از دو چرخ دندانه‌دار افقی و عمودی که به هم متصل می‌شدند، نیروی کافی برای چرخاندن چرخ تأمین می‌شد. 

محمد برشان، مدیر مرکز قنات استان کرمان در گفتگو با «اطلاعات» با بیان این که برخی پژوهشگران، این فن را از ابتکارات مردم کویرنشین مرکز ایران می‌دانند می‌گوید: در برخی منابع، تاریخ ساخت گاوگرد را که در عربی به آن «ناعور» یا «ناعوره» می‌گویند سال ۳۳۴ قبل از میلاد نگاشته‌اند؛ به این معنی که این سازه اکنون بیش از دو هزار سال قدمت دارد.

وی می‌افزاید: گاوگرد در کرمان تا حدود سه تا چهار دهه پیش نیز فعال بود و بیشتر در اختیار مالکان باغ‌ها، ثروتمندان و به‌ویژه برخی خانواده‌های زرتشتی قرار داشت. به باغ‌هایی که آب آن‌ از این طریق تأمین می‌شد دولاب می‌گفتند.

بنا به گفته این پژوهشگر و کارشناس قنات، برای بیرون کشیدن آب به این شیوه، علاوه بر گاو از حیواناتی مانند قاطر و شتر نیز استفاده می‌شد و برای این که حیوان حین چرخش به دور چاه دچار سرگیجه نشود، چشمانش را می‌بستند. 

وی با اذعان به این که این شیوه قرن‌ها مورد استفاده قرار داشته اما امروزه تقریبا منسوخ شده است، می‌افزاید: تنها 

تعداد کمی از گاوگردهای کرمان باقی مانده که میراث‌فرهنگی و سایر نهادهای متولی باید آن‌ها را بهسازی و ساماندهی کنند تا نسل‌های فعلی و آینده، این شاهکار نیاکان خود را بشناسند و از آن درس بگیرند.

امروز دیگر نه اثری از آن همه دولاب و خانه‌باغ در کرمان وجود دارد و نه صدای یکنواخت چرخ‌های آبکش به گوش می‌رسد. پمپ‌های برقی و موتورهای دیزلی، جای آن سازوکار ساده را گرفته‌اند و آب، بی‌وقفه و بی‌صدا بالا می‌آید. گاوگرد اما یادآور دورانی است که انسان، طبیعت را نه با شتاب و فشار که با صبر و فهم همراهی می‌کرد. 

شاید امروز، در روزگاری که بحران آب بیش از هر زمان دیگری بر حیات و بقای ما سایه انداخته، بازخوانی تجربه‌های بومی و همان ریتم آهسته اما پایدار، بیش از گذشته معنا داشته باشد.

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید