به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، محمدعلی فردین یکی از بازیگران مهم سینمای پیش از انقلاب است که پرچمدار نوعی از سینما با نام سینمای فردینی است و پس از انقلاب با وجود ماندن در ایران و عدم مهاجرت، در فیلم سینمایی یا مصاحبهای شرکت نکرد. به هیاهو و جنجال هم نپرداخت و تا زمان درگذشتش، […]

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، محمدعلی فردین یکی از بازیگران مهم سینمای پیش از انقلاب است که پرچمدار نوعی از سینما با نام سینمای فردینی است و پس از انقلاب با وجود ماندن در ایران و عدم مهاجرت، در فیلم سینمایی یا مصاحبهای شرکت نکرد. به هیاهو و جنجال هم نپرداخت و تا زمان درگذشتش، پایگاه مردمی طرفداران و مخاطبان سینمای خود را حفظ کرد.
اینبازیگر که بهعنوان کارگردان و تهیهکننده هم در سینما فعالیت میکرد، پیشینهای ورزشی دارد و در رشته کشتی با ورزشکارانی چون غلامرضا تختی، عباس زندی و … دوست و همکار بوده است. خاطرات و تاریخ شفاهی او از اینجهت، بخشی از تاریخ سینمای ایران را در بر میگیرد که نکات و ناگفتههایی را در خود جا داده است.
چندی پیش، مرور تاریخ شفاهی و خاطرات فردین را براساس گفتگویی که با عباس بهارلو داشته آغاز کردیم که قسمتهای اول تا ششم آن در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند:
* «جواب نه فردین به اشرف پهلوی و علت همبازینشدنش با بهروز وثوقی»
* «فردین: من و همسرم به تختی گفتیم تو مسلمانی و اینکار گناه کبیره است/خودکشی کرد اما او را کشتند!»
* «ابلاغ کردند انتقاد نباشد، عکس شاه حتما باشد!/چهعاملی فیلمسازها را سمت کلاهمخملیها و کاباره میکشید؟»
* «سینمای یتیم پیش از انقلاب بهروایت فردین/میخواستم فیلمهایم در محیط کاباره نباشند»
* «اشتباه کارگردانهای روشنفکر از دید فردین/بیت دوم فیلم «چرخ و فلک» را حذف کردند»
* «چرا فردین از ایران نرفت؟/آمریکا جنگل است و عدهای فکر کردند مهاجرت مُد است»
در ادامه مشروح قسمت هفتم و پایانی اینپرونده را میخوانیم؛
* از کلاهمخملیها و جاهلها دل خوشی نداشتم
«زنها فرشتهاند» اولین فیلمی بود که فردین در قالب شخصیت کلاهمخملی در آنظاهر شد. نتیجهگیریاش هم از بازی در اینفیلم این بود که کلاه مخملی و شکل و شمایل جاهلها به او نمیآید و با شخصیتش سازگار نیست. در نتیجه تا فیلم «ایوب» در نقش کلاهمخملی ظاهر نشد. قصد و غرضش از ایفای دوباره چنیننقشی را هم تجربه عنوان میکند و میگوید از هیچکدام از ایندو نقش خوشش نیامد.
فردین میگوید در زندگی واقعی خود از تیپ و طبقه جاهل خاطرههای خوبی نداشته و خلاف آنچه در اذعان عمومی شایع است، در کوچه و محله کودکی خود، چیزی تحت عنوان لوطیگری و جوانمردی از لاتها و جاهلها ندیده است. بازیگر «کوچهمردها» در اینباره میگوید «هرچه دیده بودم خلاف آنچیزهایی بود که در قصهها در موردشان خوانده بودیم.»
* چرایی عدم همکاری با فیلمسازان ترکیه
طی سالهای دهه ۱۳۵۰ تعداد زیادی فیلم سینمایی ایرانی با همراهی تهیهکنندگان و کارگردانهای ترکیه ساخته شد که فردین در آنها بازی نکرد. او در خاطراتش درباره چرایی و علت اینعدم همکاری را بیتجربگی تهیهکنندگان و کارگردانهای ترک میخواند و میگوید با علم به اینکه میدانسته آنها ضعیفتر از سینماگران ایرانی هستند، با آنها کار نکرده است. فردین میگوید «یکبار که در استانبول بودم چند روزی سر صحنه فیلمبرداریشان رفتم. خیلی از ما عقبتر بودند.»
* صاحبان سینما به صاحب فیلم زور میگفتند
یکی از موضوعات خاطرات فردین درباره تهیهکنندگان و صاحبان سینماهای ایران در سالهای پیش از انقلاب است. او میگوید صاحبان سینماها به صاحبان فیلمها زور میگفتند اما اینرویکرد یکاستثنا داشت و آن، مربوط به فیلمهای فردین بود که اگر صاحب فیلم، یکی از آنها را داشت با استقبال صاحب سینما روبرو میشد.
از طرفی تهیهکنندگان ایرانی که در داخل مشغول کپیبرداری و ساخت نسخههای بدل فیلمهای خارجی بودند، فیلم نسخه اصلی را خریده و در انبار خود نگهداری میکردند تا مبادا همزمان با نسخه بدلی ایرانی به نمایش درآیند و باعث رسواییشان شوند.
فردین میگوید تهیهکنندگان فیلمهای سینمای ایران در آنبرهه، میخواستند بفهمند مردم چهنوع قصههایی را دوست دارند و به مرور به اینجمعبندی رسیدند که تماشاگران دوست ندارند قهرمان فیلم از خانواده ثروتمند باشد.
* بیکایمانوردی داستان فیلمی را که بازی میکرد نمیدانست
محمدعلی فردین در ترسیم شرایط شلخته و بههمریختگی بازیگری در سالهای پیش از انقلاب، میگوید بازیگری چون رضا بیکایمانوردی در طول روز سر فیلمبرداری ۳ فیلم حاضر میشد. در نتیجه نه احساس مسئولیتی به خرج میداد و نه در کار خود دقت میکرد. فقط مقابل دوربین میرفت و در بیشتر اوقات، داستان فیلم را نمیخواند تا سر و ته آن را بداند.
* بهروز وثوقی در «دشت سرخ» جای من بازی کرد
بین اشاراتی که فردین به بیمنطقی و ولنگاری در کار حرفهای آنروزهای سینمای ایران دارد، از «دشت سرخ» به قلم و کارگردانی حکمت آقانیکیان هم نام میبرد که از او برای بازی در آن دعوت کرده بودند و با وجود اصرار تیم تهیه، ایفای نقش در اینفیلم را نپذیرفت. در نتیجه بهروز وثوقی جای او در اینفیلم بازی کرد که فردین میگوید فیلم خوبی هم از آب درنیامد.
* سلطانقلب براساس لج و لجبازی با ایرج ساخته شد
فردین میگوید در برههای پس از موفقیت فیلمهایی که حسین خواجهامیری (ایرج) در آنها به جای او خوانندگی کرده و سرودهای فیلم را خوانده بود، اینجمله بهنقل از ایرج به گوشش رسید که «اگر صدای من نباشد، فردین هیچچیز نیست.» در نتیجه در جلسهای حضوری با ایرج به او گفت صدای تو را کنار میگذارم تا ببینم چه اتفاقی میافتد. به اینترتیب صدای ایرج در فیلم «سلطان قلبها» غایب است و در لحظاتی که فردین در فیلم شعر میخواند، عارف عارفکیا خوانندگی کرده است. او میگوید ساختن فیلم «سلطانقلبها» بهخاطر لج و لجبازی با ایرج ساخته شد.
* یاسمی معتقد بود بخش عظیمی از جامعه مذهبیاند
سیامک یاسمی متولد ۱۳۰۴ و درگذشته به سال ۱۳۷۳ یکی از کارگردانان فعال سینمای ایران در مقطع پیش از انقلاب است که فردین هم همکاریهایی با او داشته است. برخی از شخصیتهای فیلمهای یاسمی در لحظاتی از فیلم نماز میخواندند و ضمن نذر و نیاز در سختیها به خدا و معصومین توسل میکردند. فردین درباره اینمشخصه فیلمهای یاسمی میگوید اینکارگردان اعتقاد داشت بخش وسیعی از جامعه ایران اعتقادات مذهبی دارند و دوست دارند قهرمانهایشان را با ایناعتقادات ببینند.
* مردم مقصر نبودند؛ ما و وزارت فرهنگ و هنر مقصریم!
محمدعلی فردین در مجموعه مصاحبههایی که با عباس بهارلو داشته درباره سینمای پیش از انقلاب میگوید هنرپیشه و کارگردانها وظیفه داشتند به تماشاچی خط بدهند. در هرصورت علف هرزی بهنام سینما به وجود آمده بود که اینگروه از هرمندان یا خطی را در آن انتخاب میکردند و یا برایش انتخاب میشدند.
فردین میگوید در همانسالهای فعالیت، بارها تذکر داده که سینمای وقت مانند بچهیتیمی است که مدام توی سرش میزنند و آزارش میدهند که چرا تربیت نداری و چیزی نمیدانی! چنینبچهای هم بهطور طبیعی رشد نمیکند و ذلیل بار میآید. اینکارگردان سالهای پیش از انقلاب میگوید «ما صاحب چنین سینمایی بودیم که هیچجا تشویق نمیشد بلکه همواره تنبیه میشد.»
در توضیح و تشریح بیشتر شرایط آنسینما و جامعه مخاطبانش، فردین به اینجا میرسد که مردم هیچتقصیری نداشتند و باید از آنها تشکر کرد. باعث و بانیان آنوضعیت تا حد زیادی وزارت فرهنگ و هنر وقت و در حد کمتر فردین و همکارانش در سینما بودهاند. علت سپاسگزار بودنش از مردم هم این است که با حضورشان در سینماها هنرمندان را تشویق میکردند و برای تماشای فیلمهایشان پول میدادند. سینماگرانی چون او هم از اینراه سرمایه انبوهی به جیب زدند و هیچوقت به اینفکر نکردند که مردم را به «سینمای واقعی» نزدیک کرده و سینمای جدی را به آنها بشناسانند.
فردین معتقد است مخاطب برای شناخت سینمای واقعی باید کتاب سینمایی بخواند و فیلمهای خوب ببیند. اما او و همکارانش و همچنین وزارت فرهنگ و هنر، مردم را با یکنوع سینمای بهخصوص عادت دادند.
صادق وفایی
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی































